قلمرو رفاه

از هر چهار ایرانی، یک نفر دچار اختلالات روان‌پزشکی است

تحلیلی بر پیمایش‌های ملی سلامت روان در سال‌های‌ 1390 و 1400

03 اسفند 1404 - 17:15 | سیاست‌گذاری اجتماعی
حامد صادق مقدم جوان
حامد صادق مقدم جوان مددکار اجتماعی

بهداشت و درمان یا به طور کلی‌تر سلامت، حوزه‌ای علمی است که برای پیشگیری از بیماری‌ها و حفظ و ارتقای تندرستی انسان توسعه‌یافته است. سلامت همواره از دغدغه‌های اصلی سیاست‌گذاران بوده و یکی از شاخص‌های کلیدی توسعه هر کشور به شمار می‌رود و این‌گونه می‌توان گفت که توسعهٔ آن، ضامن سلامت فردی و اجتماعی افراد است.

روان یکی از ابعاد سلامت و برای هر فرد، خانواده و جامعه به‌طورکلی مهم است. این مؤلفه انرژی لازم را برای زندگی پویا در اختیار افراد قرار می‌دهد. برای افراد و جوامع سلامتی نه‌تنها از نظر جسمی بلکه از نظر عاطفی و روانی هم برای رفاه و بهزیستی ضروری است. به‌تبع این هشدار کشورهای توسعه‌یافته تمهیداتی را اندیشیده و به مرحله اجرا درآوردند؛ اما ظاهراً کشورهای درحال‌توسعه مانند ایران هنوز در خواب غفلت به سر می‌برند. سازمان بهداشت جهانی [1] طی گزارشی در سال 2001 نسبت به این غفلت هشدار داده است و اثر عوامل اجتماعی و روانی را بر سلامت افراد نزدیک به 85درصد می‌داند.

شرایط اجتماعی مانند فقر، بحران‌ها و حمایت‌های اجتماعی ضعیف بر بروز اختلالات روانی تأثیرگذارند و سلامت روان را تهدید می‌کنند. اختلالات روان‌پزشکی به‌عنوان یکی از چالش‌های اساسی نظام سلامت در جوامع مختلف، به طور فزاینده‌ای موردتوجه است و افزایش تنش‌های زندگی روزمره، تغییرات اجتماعی و فرهنگی و بحران‌های اقتصادی، باعث افزایش قابل‌ملاحظهٔ مبتلایان به این اختلالات شده است. این اختلالات باتوجه‌به اثرگذاری بر روابط فردی-اجتماعی، هزینه‌های اقتصادی ناشی از آن و تضعیف ساختارهای اجتماعی نقش کلیدی در سلامت اجتماعی ایفا می‌کنند. برآورد سازمان بهداشت جهانی در خصوص شیوع اختلالات روان‌پزشکی ابتلا یک نفر از هر چهار نفر به اختلالات مذکور در طول زندگی است؛ بنابراین وجود سیاست‌گذاری اصولی و همه‌جانبه در حوزه سلامت روان می‌تواند بر ساختارهای کلان تبعیض‌زا و تشدیدکننده اختلالات روانی تأثیر، نابرابری را کاهش و تاب‌آوری اجتماعی را افزایش دهد.

پیمایش ملی سلامت روان به‌عنوان یک مطالعه جامع و معتبر، اولین‌بار در سال 1390 به اجرا درآمده و اطلاعات قابل‌ملاحظه‌ای را در خصوص شیوع انواع اختلالات روانی و پدیده‌های مرتبط با سلامت روان و همچنین الگوی بهره‌مندی از خدمات سلامت روان و هزینه‌های آن فراهم کرده است. پیمایش سال 1390 مهر تأیید بر گزاره سازمان بهداشت جهانی در خصوص میزان ابتلا افراد به اختلالات روان‌پزشکی می‌زند و به نتیجه یکسانی رسیده است. زنان، شهرنشینان، افراد بیکار و دارای تحصیلات کمتر و همچنین افرادی که در وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین‌تری به سر می‌برند در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اختلالات روان‌پزشکی هستند. توزیع نامناسب منابع اجتماعی و درمانی منجر به عدم دسترسی دو سوم افراد به مداخلات بهداشتی و درمانی شده است. همچنین موضوعی که کماکان از چشم سیاست‌گذاران دورمانده است، هزینه درمان و توان‌بخشی بیماران مبتلا به اختلالات روان‌پزشکی است که می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات دیگری در خانواده‌ها باشد. دومین پیمایش در سال 1401 و پس از 11 سال باتوجه‌به وقایع و رویدادهای جهانی، منطقه‌ای و ملی و همچنین اقدامات و خدمات توسط وزارت بهداشت دولت دوازدهم انجام و ارزیابی‌شده است که توسط وزارت مذکور و وزارت بهداشت دولت به دلایل نامعلومی تا سال 1404 منتشرنشده است. 

در سال‌های 1390 و 1400 به ترتیب 6/23 و 1/25 درصد از جمعیت 15 تا 64 سال کشور دچار یکی از انواع اختلالات روان‌پزشکی بودند. در بین اختلالات روان‌پزشکی در سال 1400، بیشترین شیوع به ترتیب مربوط به اختلالات خلقی و سپس اختلالات اضطرابی است.

در سال 1400 شیوع اختلالات روان‌پزشکی در مناطق روستایی کمی بیشتر از مناطق شهری است. اما در بین افراد با وضعیت اجتماعی–اقتصادی، گروه‌های پایین درآمدی، ۱۰درصد بیشتر از گروه‌هایی با وضعیت اجتماعی–اقتصادی بالا مبتلا به اختلال هستند. شیوع اختلالات روان‌پزشکی به تفکیک محل سکونت و وضعیت اجتماعی–اقتصادی در پیمایش سال 1390 گزارش نشده است. بر اساس نتایج پیمایش ملی سلامت روان در سال 1401، شیوع اختلالات روان‌پزشکی در ایران بیشتر از 25درصد برآورده شده است. به‌عبارت‌دیگر از هر چهار نفر، یک نفر به یکی از اختلالات روان‌پزشکی مبتلا هستند که نشان‌دهنده شیوع نسبتاً بالای این اختلالات در کشور است. همچنین شیوع اختلالات روان‌پزشکی در زنان، مناطق روستایی و افراد با وضعیت اجتماعی–اقتصادی پایین، بالاتر است.

ذکر این نکته لازم است که آمار و ارقام به‌دست‌آمده در پیمایش‌های ملیِ انجام‌شده تحت‌تأثیر عوامل متعددی از جمله انگ اجتماعی و نبود امکانات درمانی خاص اختلالات روان‌پزشکی است و ممکن است بخشی از بیماران به دلیل ترس از قضاوت اجتماعی از دریافت خدمات درمانی خودداری می‌کنند و آمار آنها ثبت نشده باشد. همچنین علاوه بر این چالش فرهنگی که در شهرهای کوچک و روستاها به‌مراتب بیشتر است، نظام درمانی با کمبود زیرساخت مواجه است و تقریباً به ۲ برابر ظرفیت کنونی خود نیاز دارد [1]. مسئله دیگری که در ارائه و تحلیل آمار و ارقام وجود دارد، فاصله زمانی انجام پیمایش و انتشار گزارش است. فشارهای اقتصادی و فضای ملتهب اجتماعی موجود جامعه در بین سال‌های 1401 تا 1404 ناشی از سیاست‌گذاری‌های غیرعلمی به‌مراتب امکان افزایش اختلالات روان‌پزشکی را در بین افراد جامعه افزایش می‌دهد.

دراین‌رابطه، سیاست‌گذاری در حوزه رسانه نقش بسزایی در سطح سواد سلامت روان جامعه دارد. ورود واقع‌بینانه و به دور از انتساب موضوعات اخلاقی و مذهبی به مسائل سلامت روان رسانه‌ها می‌تواند منجر به افزایش اهمیت این موضوع و افزایش آگاهی در بین افراد می‌شود. مؤلفه دیگری که در نتایج مطالعات اثربخش است، بیمه‌های اجتماعی است. لازمه کاهش نابرابری در دریافت خدمات روان‌پزشکی و روان‌شناسی پوشش بیمه همگانی است. علاوه بر کمبود و گاهی عدم موجودی داروهای روان‌پزشکی، گرانی ویزیت روان‌پزشک و روان‌شناس، پوشش بیمه‌ای خدمات اشاره شده به نحوی است که بسیاری از افراد جامعه نمی‌توانند خدمات روان‌درمانی را در بیمارستان‌های دولتی دریافت کنند.

بدیهی است که کاهش یا افزایش اختلالات روان‌پزشکی ناشی از پدیده‌های زیستی، روانی و اجتماعی است. در زنان تغییرات هورمونی، فشارهای اجتماعی مانند نقش‌های متعدد (خانه‌دار، مادر و...)، تبعیض جنسیتی منجر به افزایش برخی از اختلالات روانی نسبت به مردان می‌شود. فشارهای اقتصادی ناشی از فقر و بیکاری می‌تواند منجر به اضطراب اولیه و در نتیجه اختلالات روان‌پزشکی شدیدتر شود. همچنین عدم توزیع یکسان و برابر امکانات و منابع اجتماعی مانند کمبود بیمارستان و نیرو تخصصی، مراکز بهداشت، دوری از مراکز ارائه‌دهنده خدمات در برخی از نقاط جغرافیایی از جمله موارد افزایش اختلالات روان‌پزشکی در بین ساکنین شهرهای کوچک و روستائیان است؛ بنابراین عدم وجود حمایت‌های اجتماعی و وجود نابرابری‌های ساختاری آمار و ارقام مبتلایان را دستخوش تغییر قرار می‌دهد.

باتوجه‌به اینکه اقداماتی در سالیان گذشته مانند راه‌اندازی مراکز سلامت روان جامعه‌نگر، و اجرای الگوی خدمات سلامت روانی اجتماعی (برنامه سراج)، به‌کارگیری کارشناسان سلامت روان در بیمارستان‌های عمومی و روان‌پزشکی و افزایش تعداد مددکاران اجتماعی در برنامه‌های اجتماعی انجام‌شده است؛ اما ضروری است نظام سلامت نسبت به طراحی و اجرای مداخلات جامع، هدفمند و مبتنی بر شواهد اقدام نماید. به‌گونه‌ای که تأمین دسترسی و بهره‌مندی برابر مؤثر از دریافت خدمات بهداشتی و درمانی سلامت روان برای تمامی اقشار جامعه به دست آید.

 [1] World Health Organization

 [2] www.isna.ir/news/1404070704627