زنانهشدن سالمندی در ایران
بررسی تحولات سه دههٔ اخیر نسبت جنسی سالمندان در ایران
نسبت جنسی که از نسبت تعداد جمعیت مردان در یک گروه سنی خاص به تعداد زنان در همان گروه سنی به دست میآید در مطالعات جمعیتی یکی از شاخصهای کلیدی برای تحلیل ساختار جمعیت و وضعیت سلامت یک کشور است. این نسبت که تعداد مردان هر گروه سنی را بهازای هر ۱۰۰ زن نشان میدهد، میتواند شیوهای غیرمستقیم برای برآوردی از سنجش امید زندگی بیشتر در هر دو جنس و همچنین ارزیابی سطح توسعهیافتگی یک جامعه باشد. فهم الگوی نسبت جنسی میانسالان و سالمندان، در جوامع کمتر توسعهیافته به علت نرخ بالای مرگومیر نوزادان و همچنین خطرات ناشی از باروری که به طور خاص زنان را تحتتأثیر قرار میدهد با پیچیدگیهایی همراه است.
از سوی دیگر در دوران گذار جمعیتی که همراه با پیشرفتهایی در نظام سلامت و کنترل بیماریهای عفونی است، در یک الگوی واحد جهانی در همهٔ کشورها بعد از مهار نرخ بالای مرگومیر برای هر دو جنس زن و مرد در تمامی گروههای سنی، غالباً به سمت برتری زنان در افزایش امید زندگی منجر شده است. بااینوجود بررسی دقیقتر شاخص نسبت جنسی جمعیت سالمند (گروههای سنی 65 سال و بالاتر) ایران در طول سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۴۰۵، پرسش مهمی را به میان میآورد: آیا برتری زنان در شاخص امید زندگی در مقابل مردان، اصلی همیشگی بوده یا در نتیجهٔ تحولات توسعهای اخیر شکلگرفته است؟ شواهد نشان میدهد که در نسلهای پیشین، بهویژه در مناطق کمتر توسعهیافته، این الگوی برتری بهگونهای متفاوت ظاهر شده است. گزارش حاضر به دنبال این است تا با واکاوی روند شاخص نسبت جنسی گروههای سنی 65 سال و بالاتر در طی این بازه زمانی، ایده برتری قطعی زنان در شاخص امید زندگی را مورد سنجش قرار دهد. شایانذکر است که شاخص نسبت جنسی مربوط به سال ۱۴۰۵ مبتنی بر پیشبینی جمعیت مرکز آمار ایران برآورد شده ارائه شده است.
بررسی این دگرگونی با تمرکز بر چهار گروه سنی 65 تا 69 سال، 70 تا 74 سال، 75 تا 79 سال و 80 سال و بیشتر در سطح کل و به تفکیک مناطق شهری و روستایی نشانگر یکروند تدریجی اما نزولی از برتری مردان در سالهای ابتدایی مطالعه بهسوی غلبهٔ زنان در سالهای انتهایی مطالعه است. در دو گروه سنی ابتدایی موردبررسی (65 تا 69 سال و 70 تا 74 سال) قابلمشاهده است که در سال ۱۳۷۵، نسبت جنسی در این گروههای سنی به ترتیب برابر با ۱۱۶ و ۱۲۱ است. این نسبت برتری مردان را در کل کشور منعکس میکند. آنچه که توجه بیشتری را میطلبد فاصلهٔ زیاد این برتری در مناطق روستایی است، چرا که نسبت جنسی در مناطق روستایی برای این دو گروه سنی به ترتیب 124 و 134 در سال 1375 است. این اختلاف به شکل آشکاری حکایت از میزان بالای مرگومیر زنان سالمند در مناطق روستایی دارد. این مسئله میتواند ناشی از دسترسی محدود به امکانات و خدمات بهداشتی - درمانی، شرایط نامطلوب بهداشتی و تغذیهای در طول بارداریهای متعدد زنان روستایی در آن سالها جستوجو کرد. با ورود نسلهای متأخر به سنین سالمندی و گسترش خدمات نظام سلامت، شاخص نسبت جنسی این گروههای سنی در سالهای پایانی مطالعه به پایینتر از۱۰۰ سقوط کرد که نشان از شروع برتری زنان در افزایش طول عمر دارد.


با عمیقتر شدن در دادهها و تمرکز بر نسلهای پیشین (گروههای سنی ۷۵ تا ۷۹ سال) الگوی نابرابری تاریخی با وضوح بیشتر نمایان میشود. در سالهای ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵، نسبت جنسی مناطق روستایی برای این گروه سنی به ترتیب ۱۲۸ و ۱۳۲ است. این برتری آشکار مردان روستایی در مقایسه با نسبت جنسی در مناطق شهری (103 در سال 1375 و 107 در سال 1385) برای این گروه سنی، بیانگر نابرابری در شرایط زیستی مردان و زنان است. این برتری مردان روستایی در نسلهای پیشین، بهاحتمال زیاد میتواند به عواملی نظیر نبود امکانات و خدمات بهداشتی، موقعیت دشوار جغرافیایی و بهویژه مرگومیر بیشتر زنان در نتیجهٔ باروری مکرر و عدم دسترسی به امکانات درمانی در حین و پس از بارداری نسبت داده شود. این عوامل جمعیت زنان سالمند را در مناطق کمتر توسعهیافته کاهش و نسبت جنسی را به نفع مردان شکل میداد. اما در ادامه بعد از تأثیر پیشرفتهای نظام سلامت، نسبت جنسی این گروه سنی در سال ۱۴۰۵ به ۷۹ میرسد که نشاندهنده برتری زنان و پایانیافتن الگوی منطقهای است.

آخرین گروه سنی موردبررسی در این گزارش جمعیت 80 سال و بیشتر است که همچنان الگوی ثابت و قدیمی را در سالهای ابتدایی با تمایزی پایدارتر در تفاوتهای منطقهای حفظ کرده است. در سال ۱۳۷۵ شاخص نسبت جنسی مناطق شهری ۸۳ (برتری زنان) در مقابل شاخص نسبت جنسی مناطق روستایی ۱۱۱ (برتری مردان)، نشاندهندهٔ یک الگوی دوگانه و منطقهای شاخص نسبت جنسی این گروه سنی مانند گروههای سنی پیشین در کشور است. برتری مردان روستایی در این گروه سنی تا سالهای میانی مطالعه تداومیافته و در سال ۱۳۹۵ به اوج خود یعنی 129 مرد در مقابل 100 زن میرسد. این روند صعودی بیانگر آن است که تأثیرگذاری عوامل بهداشتی در این نسل بهشدت و زود هنگامی نسلهای جوانتر نبوده است. اگرچه در سال ۱۴۰۵ نسبت جنسی کل به ۸۲ و مناطق شهری به ۷۸ کاهشیافته است؛ اما شاخص نسبت جنسی در مناطق روستایی همچنان برابر با 92 است. این نسبت باوجود قرارگرفتن در نسبتی پایینتر از 100، همچنان بالاترین نسبت جنسی را در مقایسه با مناطق شهری و سطح کلی را داراست. این برتری حاکی از آن است که میزان بالای مرگ و میز زنان روستایی در نسلهای گذشته هنوز تأثیر خود را در سال 1405 در ساختار جمعیتی آشکار میکند و اجازه نداده که شکاف جنسیتی در امید زندگی همپای مناطق شهری به نفع زنان عمیق شود.

بررسی محاسبات شاخص نسبت جنسی در سه دههٔ گذشته برای ایران نشان میدهد که برتری زنان در شاخص امید زندگی، یک پدیده نوظهور برای نسلهای جوانتر است. این امر در نتیجهٔ ارتقای نظام سلامت، بهبود زیرساختهای رفاهی و بهویژه کنترل عوامل مرگومیر مادران و زنان در طول زمان شکلگرفته است. درگذشته عدم دسترسی بهموقع و بهینه به امکانات بهداشتی، دسترسی محدود به پزشک و ماما و شرایط زیستی دشوار بهویژه در مناطق روستایی، باعث میشد که نسبت جنسی در سنین سالمندی به نفع مردان حفظ شود. در مقابل امروزه یکروند پایدار شکلگرفته است که با ازبینبردن تفاوتهای منطقهای یک پیامد مهم اجتماعی و اقتصادی دارد: زنانه شدن سالمندی.
افزایش سهم زنان در جمعیت سالمندان کشور، یک هشدار جدی برای توجه در برنامهریزیهای بلندمدت و آیندهنگرانه است. زیرساختهای حمایتی، خدمات بهداشتی و... باید خود را برای پاسخگویی به نیازهای زنان سالمند آماده کنند. این برنامهریزیها شامل تدوین برنامههای اختصاصی برای سالمندان و پزشکی سالمندی، تدبیر زیرساختهای مراقبت در منزل و بازنگری در سیستم بازنشستگی کشوری است؛ تا عدالت اقتصادی برای زنانی که سوابق شغلی ناپیوسته یا بدون پوشش بیمهای داشتهاند، تأمین شود.
منابع:
نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران.
https://amar.org.ir/population-and-housing-census
پیشبینی جمعیتی به تفکیک استان و مناطق روستایی و شهری مرکز آمار ایران.
https://amar.org.ir/population-and-migration