قلمرو رفاه

سوگ سرو

ریشه‌های تاریخی و کارکردهای اجتماعی و فرهنگی آیین «چهلم»

29 بهمن 1404 - 14:18 | جامعه
صدف سرداری
صدف سرداری

چهلم آخرین روز خداحافظی با عزیز ازدست‌رفته است. روزی که می‌پذیری معجزه‌ای برای بازگشت آنکه زیر خاک خفته وجود ندارد.  چهلم، پایان رؤیای بازگشت است. اما سوگ برای آنان که سروهای‌شان فروافتاده شدند، معنای دیگری دارد. این سوگ امتداد پیدا می‌کند و راهی برای جاری شدن در زمان می‌جوید. تاریخ ما پر است از سوگواری‌های جمعی. سوگواری‌هایی که در بزنگاه‌های تاریخی معنا‌های متفاوتی پیدا می‌کند. «مریم سامعی»، معاون علمی دانشنامه فرهنگ مردم ایران، از سیر تاریخی برگزاری آیین «چهلم» و ریشه‌های آن در ایران و کارکردهای اجتماعی این سنت می‌گوید- روزنامه پیام ما هم‌زمان با چهلمین روز جان‌باختن معترضان پی ماه ۱۴۰۴ به سراغ او رفته است. مهم‌ترین حرف‌های او را می‌خوانید. 


سوگواری در ایران مجموعه‌ای از آیین‌هاست و بسیاری از رسوم عزاداری ریشه در اسطوره‌هایی دارند که تا امروز امتداد یافته است.

در روایت‌های کهن، سوگ پهلوانان با خاک بر سر ریختن و بریدن گیسوان تصویر می‌شود. در شاهنامه، رستم در سوگ مرگ سهراب، دم اسبش و تهمینه گیسوان خود را می‌برد که همگی نشانه‌هایی از اندوه ازدست‌دادنی است که پیش از زرتشت هم در این سرزمین وجود داشته است. 

براساس برخی منابع، با آمدن زرتشت، گریه و مویه نکوهیده شمرده شد، اما آیین سوگواری حذف نشد. در دوره‌های بعد، از ساسانیان تا صفویان و قاجار، شیوه‌های آن تغییر کرد، اما هنوز هم نشانه‌های بسیاری از آیین‌های سوگواری پیش‌ از اسلام وجود دارد؛ سیاهپوشی، خاک بر سر ریختن، کتل‌ گرداندن و حتی حلقه‌های رقص سوگ در برخی ادوار.

امروز هم این زنجیره ادامه دارد و مراسم سوگواری خانوادگی از برگزاری ختم شروع می‌شود و یاد رفتگان در مراسم‌هایی چون سوم، هفتم و چهلم زنده نگه داشته می‌شود؛ تا شب سال که بازگشتی دوباره به همان خاک است.

اما آیین چهلم در میان همه این رسوم، آیین مهمی است. در این روز، داغ عزیز ازدست‌رفته کمرنگ‌تر می‌شود و برگزاری آن، نمادی است بر آنکه فرد متوفی هرگز باز نخواهد گشت.


چهل؛ عددی نمادین برای ایرانیان

«مریم سامعی»، معاون علمی دانشنامه مردم ایران، ریشه‌های برگزاری مراسم چهلم را در پیش‌‌ از اسلام می‌داند و به نمادین بودن این عدد اشاره می‌کند: «مراسم چهلم با عدد چهل گره خورده و این عدد به دوره پیش‌ از اسلام بازمی‌گردد. عدد چهل جزو اعداد مهم و دارای معنایی نمادین برای مردم ایران و به‌طور کلی، در اسطوره‌شناسی جهانی بوده است. چهل نمادی از پختگی و کمال بوده که ترکیبی از دو عدد است؛ چهار و ده که هر دو نماد کمال هستند و عدد چهل هر دو را باهم دارد. به‌نوعی تمام و کمال در عدد چهل، دو برابر در نظر گرفته می‌شود.»

به‌گفته او، بعضی از نمادشناسان آن را به موضوعات نجومی مرتبط دانسته‌اند: «به‌باور آنها، عدد چهل، دوره ناپدیدشدن ستاره پروین بوده و در نجوم بابلی ریشه دارد. به این معنا که در دوره‌ای صفر تا چهل، خوشه پروین ظاهر و سپس ناپدید می‌شود. عمر انسان را هم به همین موضوع نسبت می‌دهند. درواقع، مراسم چله به همین دوره کمال نسبت داده می‌شود.» 

سامعی می‌گوید اهمیت عدد چهل فقط در عزاداری دیده نمی‌شود: «این عدد در سه دوره از دوران گذار زندگی مهم دانسته می‌شود. درواقع، سه دوره گذار مهم زندگی شامل تولد، ازدواج و مرگ است. دقیقاً بعد از هرکدام از این مراحل یک چله برگزار می‌شود؛ چهل روز بعد از تولد، دوره حساسی برای مادر و کودک است، چهل روز بعد از ازدواج دوره، حساسی برای زوج و چهل روز بعد از مرگ هم که دوره‌ای مهم برای متوفی و خانواده او است.» 

او ریشه برگزار کردن چله برای این سه دوره را این‌طور شرح می‌دهد: «از دوره پیش‌ از اسلام و زرتشت، نمونه‌ها و شواهدی وجود دارد که گفته می‌شود در چهل روزِ مربوط به هر سه دوره، شیطان و نیروهای اهریمنی در اطراف آن افراد در چرخش هستند. در این دوره چهل‌روزه افراد نباید تنها باشند و لازم است اسباب و ابزارهایی داشته باشند تا این چهل روز را به سلامت بگذرانند. برای مثال درباره مادر و نوزاد گفته می‌شد باید آهن کنارشان باشند، زوج‌ها از چشم بد در امان باشند و بعد از فوت فردی، خانواده متوفی نباید تنها بمانند و لازم است مرتب به خاک متوفی سر بزنند.»

به‌باور آنها، نیروهای اهریمنی بعد از چهل روز دفع می‌شوند: «به‌طور کلی، شیوه عزاداری سه‌روزه، هفت‌روزه و چهل‌روزه برای ادیان داخل ایران بوده. ادیان و ملیت‌های دیگر مانند مغول‌ها هم از ایرانیان این سبک و سیاق عزاداری را آموختند.»

کارکرد روانی و اجتماعی برگزاری چهلم در ایران چه بوده است؟ معاون علمی دانشنامه فرهنگ مردم ایران دراین‌باره می‌گوید: «تمام این آیین‌ها برای تنها نگذاشتن خانواده متوفی برگزار می‌شود. همدردی کردن و تسلی دادن از غم بازماندگان کم می‌کند. بنابر باورها، بعد از چهل روز داغ خانواده فرد متوفی کمرنگ و خطر آسیب روحی کمتر می‌شود. این همان لحظه‌ای است که می‌توان خانواده را تنها گذاشت و حتی فرد لباس سیاه را از تن درمی‌آورد.» 


بازتاب ایرانی مذهب

سامعی درباره تغییرات برگزاری چهلم پس‌ از اسلام توضیح می‌دهد: «این آیین بعد از اسلام تغییری نکرده و صرفاً مانند آیین‌های دیگر رنگ‌وبوی اسلامی به خود گرفته‌ است. زمانی در دوره زرتشت برای روزهای مختلف مرگ متوفی دوره‌های مختلف عزاداری مانند سوم، هفتم و چهلم برگزار می‌کردند که به آن پرسه گفته می‌شد. همین آیین‌ها وارد اسلام هم شد. اربعینی که برگزار می‌شود، ریشه در همین موضوع دارد.»

به‌گفته او، چهلم برای مرگ جوانان پررنگ‌تر برگزار می‌شود: «زمانی که جوانی از بین می‌رود، مراسم‌های مختلف مرگ او پررنگ‌تر برگزار می‌شود، به‌خصوص در چهلم. نمونه‌اش مراسم اربعین است که برای امام حسین برگزار می‌شود و بازتاب ایرانی مذهب است. درواقع، امام حسین تنها امام شیعه‌ای است که برای او اربعین برگزار می‌شود؛ چراکه هم جوان بوده و هم برای حق مبارزه می‌کرده.»

معاون علمی دانشنامه فرهنگ مردم ایران درباره تغییر این آیین‌ها پس از اسلام توضیح می‌دهد: «دسترسی چندانی به منابع قبل از اسلام نداریم و منابعمان آثار ادبی است. ممکن است برخی از آنها اغراق شاعرانه باشد و برخی از آنها واقعیت تاریخی داشته باشند. اما به نظر نمی‌آید چنان تغییری کرده باشند. برای مثال، در شاهنامه می‌بینیم تهمینه در سوگ سهراب، گیسوانش را می‌برد. خنج کشیدن بر صورت و سیاهپوش‌کردن شهر هم در این منابع وجود داشته است که اکنون هم آن را می‌بینیم.» 

نمونه بسیار اعلای این آیین در سوگ سیاوش دیده می‌شود که مردم بلخ آن را برگزار می‌کردند.


موسیقی و رقص پس از چهل روز

در مناطق مختلف ایران برای برگزاری مراسم چهلم تفاوتی وجود ندارد و صرفاً نوع عزاداری متفاوت است. معاون علمی دانشنامه فرهنگ مردم ایران دراین‌باره می‌گوید: «برای مثال اقوام لر آیین گل‌بستن یا گل‌گرفتن را دارند که گل به سر و صورتشان می‌مالند. بختیاری‌ها گیسو می‌برند یا کتل‌ می‌بندند. اقوام دیگر زنانشان زنار می‌بندند؛ به این معنا پارچه‌ای را به دور کمر می‌بندند به نشانه اینکه از این سوگ، کمرشان شکسته است و این آیین در بختیاری‌ها و میان جنوبی‌ها دیده می‌شود.»

به‌گفته سامعی، موسیقی و رقصی که این روزها بر سر مزار افراد دیده می‌شود هم ریشه‌های تاریخی دارد، به‌خصوص اگر فرد ازدست‌رفته، جوان باشد: «این مراسم در همه‌جای ایران وجود داشته و در چهلم رایج‌تر است؛ چراکه داغ برای بازماندگان کمرنگ‌تر شده است.»


روحی که هرگز باز نمی‌گردد

ایرانیان در آیین‌های سوگواری خود، سنگ قبر فرد متوفی را پس از چهل روز می‌گذارند؛ چراکه به‌باور بسیاری در این چهل روز ممکن است فرد ازدست‌رفته بازگردد. سامعی درباره این باور توضیح می‌دهد: «در دوره اسلامی کمتر به این موضوع پرداخته شده؛ چراکه معتقدند بعد از مرگ، روح از بدن خارج می‌شود و هرگز به آن برنمی‌گردد. اما در دوره زرتشت معتقد بودند در دو یا سه دوره روح بازمی‌گردد و کنار جسد قرار می‌گیرد و ناظر بر اعمال بازماندگان است؛ یعنی در روزهای سوم، هفتم و چهلم.»

به‌گفته او، احتمالاً اینکه سنگ قبر را بعد از چهلم می‌گذارند، مربوط به همین موضوع باشد: «به‌ اعتقاد زرتشتیان، بعد از چهلم روح هرگز به بدن باز نخواهد گشت.»

به‌باوری کهن، سرو که نماد زیبایی و استقامت است، با رسیدن به کمال خود آتش می‌گیرد. حالا ایران هزاران سرو دارد و سوگواری برایشان بی‌پایان است؛ سروهایی که در حافظه جمعی ریشه می‌دوانند.
(تصویر برگرفته از روزنامه پیام ما و اثری است از جمال رحمتی)