قلمرو رفاه

زنان محبوس در خانه و مردان در بند اشتغال

طرح آمارگیری از گذران وقت مناطق شهری کشور تابستان ۱۴۰۴ چه چیزی درباره سبک زندگی، نابرابری‌های جنسیتی، اولویت‌های فرهنگی و معیشتی، و تأثیر مناسبات اقتصادی بر زندگی روزمره ایرانی‌ها به ما می‌گوید

07 اسفند 1404 - 06:00 | سیاست‌گذاری اجتماعی
افتخار پایدار
افتخار پایدار

مرکز آمار ایران برای چهارمین بار از سال ۱۳۸۷، طرح آمارگیری از «گذران وقت» را در مناطق شهری کشور اجرا کرده است. این طرح از زمستان ۱۴۰۳ تا پاییز ۱۴۰۴ ادامه داشته و نتایج حاصل از نظرسنجی‌ها تا دوره تابستان ۱۴۰۴ در بهمن‌ماه منتشر شده است. این گزارش تصویری دقیق از چگونگی سپری شدن زمان، توسط افراد ۱۵ ساله و بیشتر ارائه می‌دهد؛ آیینه‌ای تمام‌نما از سبک زندگی، نابرابری‌های جنسیتی، اولویت‌های فرهنگی و معیشتی، و حتی تأثیر مناسبات اقتصادی بر زندگی روزمره ایرانی‌ها.

یادگیری صرفا اجباری و تکلیف‌محور

بر اساس یافته‌های این طرح، در مناطق شهری، ۱۱ ساعت و ۵۶ دقیقه متوسط زمانی است که افراد ۱۵ سال و بالاتر، در یک شبانه‌روز، به «رسیدگی و خودمراقبتی» اختصاص می‌دهند. در گزارش این طرح ذکر شده است که «رسیدگی و خودمراقبتی» شامل خواب، خوردن و آشامیدن، و مراقبت‌های بهداشتی می‌شود. این یعنی ایرانی‌ها تقریباً نیمی از روز خود را در چرخه زیستی و مراقبت فردی سپری می‌کنند. پس از آن، به ترتیب «فرهنگ، فراغت، رسانه‌های گروهی و تمرین‌های ورزشی» با ۴ ساعت و ۳ دقیقه، و «خدمات خانگی بدون مزد» و «اشتغال» هرکدام با ۲ ساعت و ۵۵ دقیقه قرار دارند.

اما این میانگین‌ها، زمانی معنادار می‌شوند که لایه‌های زیرین آن را، با توجه به بستر اجتماعی، به شکلی دقیق‌تر بکاویم. در نگاه نخست، آنچه جلب توجه می‌کند، کاهش شدید زمان «یادگیری» در تابستان نسبت به فصول دیگر است. این عدد از ۴۰ دقیقه در زمستان ۱۴۰۳ به ۹ دقیقه در تابستان ۱۴۰۴ رسیده است.

می‌توان تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها را دلیل اصلی این کاهش دانست، که نشانه‌ای از رویکرد صرفاً «تکلیف‌محور» به آموزش در ایران است؛ جایی که یادگیری با تعطیلی نهادهای رسمی، عملاً به صفر می‌گراید و نشانی از یادگیری مستمر، غیررسمی، داوطلبانه و از روی اشتیاق در فرهنگ عمومی دیده نمی‌شود. همچنین «یادگیری» در میان جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله، ۴۸ دقیقه از شبانه‌روز را به خود اختصاص می‌دهد که نسبت به میانگین کل جمعیت بسیار بالاتر است. این نشان می‌دهد که اگرچه در تابستان یادگیری افت می‌کند، اما هنوز در بین جوانان، آموزش جایگاهی بالاتر از سایر گروه‌ها دارد.

بازتولید تقسیم نقش سنتی مبتنی بر جنسیت

شاید برجسته‌ترین بخش این گزارش، به تصویر کشیدن شکاف عمیق جنسیتی در نوع فعالیت‌ها باشد. داده‌ها نشان می‌دهند که زنان شهری در ایران روزانه ۴ ساعت و ۴۵ دقیقه را به «خدمات خانگی بدون مزد» اختصاص می‌دهند، در حالی که این رقم برای مردان تنها ۱ ساعت و ۵ دقیقه است. در مقابل، مردان با ۵ ساعت و ۸ دقیقه، بیش از چهار برابر زنان (۴۳ دقیقه) صرف «اشتغال و فعالیت‌های مرتبط با مزد» می‌کنند. این آمار، نمایانگر بازتولید تقسیم جنسیتی نقش‌ها در شهرهای کشور است که طی آن مردان وظیفه نان‌آوری را به عهده دارند و زنان وظایف مربوط به مراقبت و خانه‌داری را انجام می‌دهند. نکته قابل توجه این است که در این گزارش «خدمات مراقبتی بدون مزد برای اعضای خانوار و خانواده» از «خدمات خانگی بدون مزد برای اعضای خانوار و خانواده» مجزا شده است. زنان در تابستان ۱۴۰۴ روزانه ۲۸ دقیقه، یعنی بیش از دو برابر مردان- که ۱۱ دقیقه- است، صرف خدمات مراقبتی بدون مزد کرده‌اند. جمعا زنان، به شکل متوسط ۵ ساعت و ۱۳ دقیقه از زمان خود را صرف ارائه خدمات مراقبتی و خانگی بدون مزد برای اعضای خانوار و خانواده می‌کنند.

زنان اگرچه در عرصه اشتغال رسمی حضور کمرنگ‌تری دارند، اما در عوض، بار سنگین کارهای خانه، مراقبت از کودکان و سالمندان، و مدیریت مصرف خانوار را بر دوش می‌کشند. بر اساس آمارها، خانه‌داری و رسیدگی به اعضای خانواده از جمله مهمترین دلایل زنان برای عدم مشارکت در بازار کار است. این آمارها می‌گویند که نرخ اشتغال زنان ایرانی بعد از تولد اولین فرزند به میزان ۴۰ درصد افت می‌کند. این همان «اقتصاد پنهان» یا «کار بدون مزد» است که ارزش اقتصادی آن چندان به‌رسمیت شناخته نمی‌شود، اما ستون فقرات زندگی روزمره را تشکیل می‌دهد. به عبارتی، زنان ایرانی در هر شبانه‌روز، چیزی حدود ۴ ساعت و ۸ دقیقه بیشتر از مردان صرف کار بدون مزد خانگی می‌کنند؛ و این یعنی آنها عملاً زمان کمتری برای فراغت، آموزش یا حتی استراحت دارند.


بیکاران و شاغلان؛ فراغت اجباری در برابر کار مزدی

مقایسه میان شاغلان و بیکاران نیز ابعاد تکان‌دهنده‌ای از نابرابری در گذران وقت را آشکار می‌کند. شاغلان روزانه ۷ ساعت و ۳۸ دقیقه را صرف کار مزدی می‌کنند و پس از آن، تنها ۲ ساعت و ۵۸ دقیقه برای فراغت زمان دارند. در مقابل، بیکاران با ۷ ساعت و ۱۹ دقیقه فراغت و ۲ ساعت و ۱۷ دقیقه معاشرت، عملاً با «فراغت اجباری» مواجه‌اند؛ پدیده‌ای که می‌تواند به بی‌انگیزگی، انزوا و بحران‌های روانی منجر شود.

بیکاران همچنین ۱ ساعت و ۱۲ دقیقه را به «یادگیری» اختصاص می‌دهند که بیش از شاغلان (۳ دقیقه) و محصــلان (۱ ساعت و ۲۶ دقیقه) است؛ امری که می‌تواند نشانه‌ای از امید به تغییر وضعیت از طریق آموزش و ارتقای مهارت باشد، هرچند که دوام این انگیزه در غیاب حمایت‌های اجتماعی محل تردید است.

فضای مجازی؛ غول بی‌رقیب فراغت

در بخش دیگری از این گزارش، به زمان سپری‌شده در فضای مجازی اشاره شده است. به شکل میانگین جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر ۳۹ دقیقه از زمان خود را در شبانه‌روز، صرف حضور در فضای مجازی با هدف «فرهنگ و فراغت» و ۷ دقیقه از زمان خود را صرف حضور در فضای مجازی با هدف «معاشرت» می‌کنند. این امر نشان‌دهنده نفوذ عمیق اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در زندگی روزمره است. نکته جالب اینکه تفاوت چندانی میان زنان و مردان در استفاده از فضای مجازی دیده نمی‌شود؛ هر دو جنس تقریباً به یک اندازه در این فضا وقت می‌گذرانند. این نشان‌دهنده یکسان‌شدن نسبی الگوی مصرف رسانه‌ای در جامعه شهری است.

جهان بیرون از بازار

شاید یکی از تأمل‌برانگیزترین بخش‌های این گزارش، بررسی «هدف از انجام فعالیت اصلی» باشد. میانگین زمان صرف‌شده برای فعالیت‌هایی که با هدف کسب درآمد انجام شده، ۲ ساعت و ۵۵ دقیقه است. در مقابل، ۲۱ ساعت و ۵ دقیقه از شبانه‌روز صرف فعالیت‌های بدون کسب درآمد می‌شود. این یعنی بخش عمده زندگی روزمره ما وقف کارهایی می‌شود که ارزش اقتصادی فوری ندارند: خوابیدن، غذا خوردن، معاشرت، مطالعه، فراغت، و مراقبت از دیگران. این داده‌ها یادآور این نکته اند که اقتصاد رسمی تنها بخش کوچکی از زندگی واقعی مردم را پوشش می‌دهد و بسیاری از فعالیت‌های حیاتی در سایه و در بیرون از دایره محاسبات اقتصادی قرار دارند.

فقدان نگاه طبقاتی

گزارش گذران وقت تابستان ۱۴۰۴، فراتر از یک سند آماری، روایتی است از نظم پنهان زندگی روزمره در شهرهای ایران؛ روایتی که در آن زنان بار مضاعف کار خانگی را بر دوش می‌کشند، مردان در چرخه اشتغال مزدی گرفتارند، جوانان میان یادگیری و فراغت سرگردان، و بیکاران در دام فراغت ناخواسته اسیرند. این گزارش نشان می‌دهد که زمان، اگرچه برای همه می‌گذرد، اما یکسان نمی‌گذرد و نحوه مصرف آن عمیقاً تحت تأثیر جنسیت، سن، وضعیت تأهل، سطح سواد و موقعیت اقتصادی و طبقاتی افراد قرار دارد. هرچند شاید بتوان برخی تمایزهای گذران وقت در میان گروه‌های مختلف اقتصادی را به شکل ضمنی در این گزارش مشاهده کرد، اما نقطه‌ضعف اصلی آن را باید عدم تفکیک مشارکت‌کنندگان از نظر درآمد و جایگاه طبقاتی و اقتصادی دانست؛ تفکیکی که برای درک و تحلیل تفاوت گذران وقت در میان طبقات اجتماعی مختلف، دارای اهمیت حیاتی است.