رویای حفاظت از محیطزیست، در بنبست امنیتی
پایش در مناطق هر روز سختتر و محدودیتهای بهکارگیری فناوری بیشتر میشود
روزنامه پیام ما، در روزهایی که بازهم اینترنت به مشکل دچار شده، کمبودهای فناورانه را در مسیر حفاظت از محیطزیست درایران برجسته کرده و در گزارشی نشان عقبماندگی در این حوزه که ازجمله در دغدغههای امنیتی حاکمیت ریشه دارد، چگونه کار حفاظت از محیطزیست را روزبهروز سختتر کرده. بخشهایی از این گزارش را میخوانید.
«احسان سلیمانی»، فعال محیطزیستی که سالهاست در طالقان پایش انجام میدهد، در دیماه مانند بسیاری دیگر از فعالان توان رفتن به منطقه را نداشت؛ در زمستانی که برف تا حدودی زیاد بود، آنها باید به منطقه میرفتند و دوربینها را از مناطق برفگیر به مناطق آفتابگیر منتقل میکردند.
«بهخاطر فشارها و مسایل امنیتی که ایجاد میکنند، در این سالها تلاش کردیم دوربینهایمان را در نقاطی بگذاریم که کمتر دچار چالش شویم. این موضوع در همه این سالها کارمان را سخت کرده است. ما مجبوریم در نقاطی دوربین بگذاریم که کسی متوجه آن نشود و در رفتوآمد نباشد. این از منظر پایش خوب است؛ چون نقاط خاص را رصد میکنیم. اما نکته اینجاست که وجود فضای امنیتی و برخوردهای نادرست باعث میشود کار هر روز سختتر از روز قبل باشد، نگرانی و تنش کار را متوقف کند و یا نتایجی که میخواهیم، به دست نیاوریم.»
او میگوید این فضا در تمام سالهای گذشته کار را برای حفاظتگران چنان دشوار کرده که بسیاری از آنها برای ایفای نقش خود دچار مشکل بودهاند. «در زمان جنگ با وجود اینکه شرایط آبوهوایی مناسب بود، اما ترس باعث میشد به کوه نرویم و پایش انجام ندهیم. مدام باید فکر میکردیم اگر ما را بگیرند، چه اتفاقی میافتد. مدام برای انجام کارهای روزمره این سؤال را از خودمان میپرسیم و درنهایت پاسخی برای آن نداریم.»
از یک طرف منطقه وسیع است و آنها نمیتوانند تمام وسعت آن را پایش کنند و از طرف دیگر، برای استفاده از فناوریهایی مانند دوربینهای مجهز به سیمکارت محدودیت دارند و در این شرایط قادر به رصد آنلاین گستره وسیع مناطق نیستند. «ترس از همین فضای امنیتی است که باعث میشود استفاده از دوربینهای آنلاین هم که به حفاظت کمک میکنند، بسیار کم مورد استفاده قرار گیرد.»
اینترنت قطع شد، دوربینها از کار افتادند
اینترنت که قطع شد، «هیوا باهنر»، فعال محیطزیست در بوکان، برای سر زدن به دوربینهایی که آنلاین بودند، به منطقه رفت؛ برف بسیار بود و راه سخت. «در مسیر پایم پیچ خورد و مینیسک زانویم پاره شد. اگر اینجا نتوانم درمان کنم، باید به تهران بیایم.» او هم در یک ماه گذشته و هم در زمان جنگ با قطع دوربینهای آنلاین در منطقه روبهرو شده بود و همین، یکی از معضلات برای پایش منطقه بود.
«سازمان حفاظت محیطزیست در زیستگاه دشت سوتاو یک دوربین گذاشته که امکان استفاده آنلاین از آن وجود نداشت. حدود چهار دوربین هم کشاورزان در منطقه دارند که از آنها برای رصد منطقه و زمینهایشان استفاده میکنند که اطلاعاتش را در اختیار ما هم قرار میدادند. اما این وضعیت همیشه برای ما سخت بوده. استفاده از دوربین که یکی از اصلیترین ابزارهای پایش است، مدتهاست به معضل ما بدل شده؛ هرچه شرایط کشور سختتر و بدتر میشود، این بخش هم بیشتر آسیب میبیند و غلبه این نگاه عمیقتر میشود.»
وضعیت در عرصههای مختلف بر همین منوال است. چه آنها که دوربین آنلاین دارند و چه آنها که بهصورت آفلاین برای رصد در تلاشاند، همچنان بسیاری از کارشناسان و حفاظتگران اجازه حضور در برخی مناطق خصوصاً «توران» را ندارند و همچنان نگاه امنیتی بر مساله حفاظت غلبه دارد. حفاظتگران میگویند هم در استفاده از ابزارهای حفاظتی در تنگنا قرار دارند و هم از حضورشان در مناطق جلوگیری میشود و این نگرانی را برای حفاظت و برخورد سلیقهای افزایش داده است.
دقیقاً یک سال قبل و در میانه بهمنماه ۱۴۰۳، تعدادی از حفاظتگران با نوشتن نامهای خطاب به مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری به بیان این دغدغه پرداخته بودند. آنها در بخشی از نامهشان نوشته بودند: «متأسفانه در دولت چهاردهم نیز اعمال فشار و برخوردهای سلیقهای و دور از مصلحتاندیشی در رابطه با فعالان و حفاظتگران محیطزیست و حیاتوحش کشور همانند دورههای پیشین، کماکان ادامه دارد.
برخوردهای حراستی، استیلای فضای امنیتی و بدگمانی بر فعالیتهایی کاملاً شفاف و قابل راستیآزمایی، ادامه کار در این حوزه را بهشدت سخت و مأیوسکننده کرده است. ممنوعیت ورود افراد به مناطق تحتحفاظت بهصورت محدود، درباره منطقهای خاص و با ذکر دلایل فنی امکانپذیر است. اعلام ممنوعیت ورود سراسری برای فهرستی از افراد که از قضا از مجربترین کارشناسانان مستقل حوزه حیاتوحش و محیطزیست طبیعی هستند، علاوهبر آنکه غیرقانونی است، موجب بدگمانی و دلسرد شدن فعالان و کارشناسان این حوزه خواهد شد.»
رؤیای استفاده از تکنولوژی را داریم
«میگویند نامه درخواست جیپیاس برای رصد پرندگان را هم ننویس؛ چون امکانپذیر نیست.» این را «ایمان ابراهیمی»، حفاظتگر پرندگان، میگوید. او و سایر حفاظتگران پرندگان سالهاست نتوانستهاند از ابزارهای تکنولوژیک استفاده کنند و این مسئله در زمینه حفاظت پرندگان همیشه دست آنها را بسته است. «یکی از اصلیترین مسائلی که با آن روبهرو بودیم و هستیم، در بحث پرندهها، رادیو تلهمتری یا وصل کردن جیپیاس به پرنده است که در گذشته لوکس و پرهزینه بود. حالا همه دنیا این کار را انجام میدهند و مسیر مهاجرت پرندگانشان را اینطور میفهمند. اگر قرار نیست از این ابزار استفاده شود، باید از ابزارهای دیگر که پرخطا هستند، استفاده شود؛ شرایطی که ما همیشه با آن روبهرو بودهایم.»
او میگوید برای رصد گونههای در معرض خطر اگر ندانیم مبدأ و مقصدشان کجاست، چطور میخواهیم آنها را حفاظت کنیم؟ «این شرایط شاید برای پستانداران که در یک منطقه حضور دارند، راحتتر باشد؛ اما برای پرندگان کاری بسیار سخت است. پرنده ممکن است دو سوم زمانش را طول سال در زمین کشاورزی یا مراتعی بگذراند که اصلاً در محدوده حفاظتشده نیست. در این شرایط حفاظت باید بهنحوی تنظیم شود که مبدأ و مقصد پرنده مورد توجه باشد، اما ما اصلاً نمیتوانیم از این امکان استفاده کنیم.»
ابراهیمی به ردیابهایی اشاره میکند که حفاظتگران سایر کشورها روی پرندگان نصب کرده بودند و اتفاقی از پرنده جدا شده و داخل مرز ایران افتاده است، اما او و سایر فعالان حتی این جرئت را نداشتند که برای برداشتن آن ردیاب راهی منطقه شوند؛ چون بهعنوان ابزار جاسوسی از آن نام میبرند. «ما نهتنها امکان استفاده از این ابزار را نداریم، بلکه حتی نمیتوانیم رؤیای داشتن آن را داشته باشیم و این وضعیت با پیشرفت تکنولوژی هر روز بدتر میشود.»
بهگفته او، بیش از ۷۰ درصد پرندگان ایران مهاجرند و اکثراً از آسیای میانه به آفریقا میروند و تا زمانی که نتوانیم تبادل اطلاعات و همکاری با کشورهای مختلف داشته باشیم، حتی تلهمتری کردن هم بیمعنی است. «نه حفاظتگران کشورهای مختلف میتوانند این اطلاعات را از ما بگیرند و نه ما میتوانیم چنین درخواستی داشته باشیم. حفاظت پرندگان در دنیا نه براساس مناطق حفاظتشده است و نه کشور، بلکه براساس مبدأ و مقصد حرکت است.
هشت مسیر مهاجرتی بزرگ در دنیا داریم که پروژههای حفاظتی براساس آنها تعریف میشود. یک مسیر آمریکای شمالی به جنوبی است. مسیر دیگر آسیای شرقی به استرالیاست. یک مسیر شمالغرب قاره آمریکا به اقیانوسیه است و سایر مسیرهای دیگر.
کشورهایی که در این مسیرها قرار دارند، با یکدیگر پروژه حفاظتی انجام میدهند، اما ما چنین امکانی نداریم و عملاً ما نه بهعنوان بدنه غیردولتی چنین توانی را داریم و نه حتی بدنه دولتی یعنی سازمان حفاظت محیطزیست این کار میکند؛ چون آن را پرریسک و خطرناک میداند. الان حداقل هشت سال است که ارتباط ایران با جامعه بینالمللی درباره حفاظت از پرندگان قطع است و نمیتوانیم از دانش و تکنولوژی این عرصه استفاده کنیم.»
بهگفته این حفاظتگر، نتیجه هر تغییری در عالم سیاست لزوماً پایداری محیطزیست نیست؛ چراکه تنوعزیستی اولویت هیچکدام از عناصر سیاسی نیست و بعد از تجربه ترومای جمعی مانند آنچه امروز با آن روبهروییم، حتی درصورت مدیریت باید زمان زیادی بگذرد تا همهچیز سر جای خود قرار گیرد و محیطزیست هم در آخرین مراحل رسیدن به این پایداریها قرار دارد. انجمنها و نهادهای دولتی بیشازپیش کمکار میشوند و با گستردگی تروما روند سکوت آنها گستردهتر میشود. «ما در حال حاضر مانند اواخر دهه ۸۰ و ۹۰ در وضعیت تضعیف نهادهای غیردولتی قرار داریم، وضعیتی که البته شاید قابلقیاس با آن سالها هم نباشد و عمق و گستردگی فاجعه بسیار بزرگتر است.»
سابقه نگاه امنیتی با دوربینهای تلهای و فناوریهای نوین حفاظت از محیطزیست و حیاتوحش، به دهه ۹۰ و بازداشت شماری از فعالان و کارشناسان محیطزیست بازمیگردد. از آن زمان تا امروز حفاظتگران در تلاش بودهاند کارکرد محدود این ابزارها را به مسئولان و تصمیمگیران توضیح دهند، اما این نگاه هنوز تغییر نکرده و در بر همان پاشنه میچرخد.