قلمرو رفاه

موزه‌ها تعطیل‌اند؛ جامعه تنهاست

موزه‌ها و مراکز تاریخی در شرایط بحرانی چگونه می‌توانند نقش اجتماعی به‌عهده بگیرند و در کنار مردم باشند؟

21 بهمن 1404 - 09:13 | جامعه

موزه‌ها و مراکز تاریخی ایران امسال تعطیلی کم‌سابقه‌ای را تجربه کردند. در مقطعی هم‌زمان با جنگ تعطیل شدند و حالا هم بیش از یک ماه است که با شروع ناآرامی‌ها، درهای‌شان را به روی بازدیدکنندگان بسته‌اند. روزنامه پیام ما، به این بهانه، و روزهای بحرانی اجتماع و روان مردم ایران، نوشته که هرچند این تعطیلی‌ها به‌درستی و برای حفاظت از اشیای موزه‌ها صورت گرفته -البته هنوز کسی نمی‌داند موزه‌ها تا چه اندازه به مخازن امن مجهز هستند و نیز کوشیده نشان دهد در همین روزهای بحرانی نقش اجتماعی موزه‌ها و جاهای فرهنگی تا چه اندازه برای بهبود اوضاع روانی جامعه ضروری است.


در سال‌های گذشته، طبق تقویم موزه‌ای، موزه‌های کشور تنها شش روز در سال تعطیل بودند. اما در سال جاری تقریباً نیمی از سال درهای موزه و مراکز تاریخی به روی مردم بسته بود. در جنگ دوازده‌روزه، موزه‌ها و اماکن تاریخی سراسر کشور تعطیل شدند و اشیا به مخازن امن منتقل شد.

آذرماه و مدتی کوتاه بعد از بازگشایی برخی موزه‌ها، اعلام شد به‌خاطر آلودگی هوا تمامی موزه‌ها و اماکن تاریخی پایتخت برای چند روز تعطیل‌اند. دی‌ماه و بعد از تشدید درگیری‌ها و شکسته شدن دوربین چند موزه در پایتخت، باز هم موزه‌ها تعطیل شدند و تا زمان تنظیم این گزارش همچنان مراکز تحت مدیریت وزارت میراث‌فرهنگی تعطیل هستند. 

تصمیم به تعطیلی موزه‌ها برای تأمین امنیت اشیا اقدامی اصولی است؛ اما در هیچ‌یک از ابلاغیه‌ها و اخبار منتشرشده ذکر نشده بود که موزه‌ها از فعالیت در فضای آنلاین هم محروم‌اند. هرچند بخشی از این تعطیلی‌ها هم‌زمان با قطعی اینترنت بود و همین مسئله به حذف موزه‌ها از جامعه دامن می‌زد، اما در زمان دسترسی به اینترنت هم موزه‌ها تلاشی برای حضور در فضای آنلاین نکردند و مثل همیشه انزوا را به هر تلاشی برای ایفای نقش اجتماعی ترجیح دادند.

موزه‌ها امنیت انبار نگهداری اشیا بودن را به ریسک خلاقیت برای حضور در کنار جامعه در روزهای بحران، ترجیح دادند. هم در روزهای التهاب جنگ و پس‌ازآن و هم در این روزهای داغدار.


نقش اجتماعی موزه‌ها

در روزهایی که شکل سوگواری ایرانیان برای عزیزانشان موضوع بحث در شبکه‌های اجتماعی بود و هر کس از زاویه‌ای به آن می‌پرداخت، به یاد بخشی از موزه مردم‌شناسی لرستان افتادم، آنجا که در یکی از سالن‌های قلعه فلک‌الافلاک، شیوه سوگواری قوم لر با تندیس و موسیقی و تصویر به نمایش گذاشته شده بود. آیا این موزه نمی‌توانست با رجوع به پژوهش‌هایش، اطلاعات و محتوایی مرتبط با این موضوع به افکار عمومی ارائه کند؟ پژوهش‌های موزه‌ای و مطالعات متعدد مرتبط با موزه‌ها قرار است کجا به کار آید و به مردم ارائه شود؟

سؤال اینجاست که این روزها که نسل زد به بازخوانی مکرر اسطوره‌های ایرانی رو آورده، موزه‌ها نمی‌توانستند در شبکه‌های اجتماعی ارتباطی سازنده با این نسل برقرار کنند و محتوایی مرتبط با اسطوره‌ها ارائه دهند و با همین رویکرد و به‌شکلی خلاقانه، حتی با برگزاری نمایشگاه‌های مجازی نقش اجتماعی خود را در بحران اخیر ایران ایفا کنند؟ نمی‌توانستند یا نخواستند؟

موزه‌ها در ایران آنقدر در مقاطع مختلف به حاشیه رفته و زیر سایه سنگین کمبود بودجه کمر خم کرده‌اند که دیگر مجال اندیشیدن به چنین خلاقیت‌هایی را ندارند. آنها به‌کلی به ایفای نقش «محافظان اشیا» تن داده‌اند و از اندیشیدن به اینکه می‌توانند در بحران‌های اجتماعی و اتفاقات مختلف در کنار جامعه باشند، سر باز می‌زنند.

همین است که یا به‌شکلی غیراصولی و به‌بهانه‌های مختلف بازدید از آنها رایگان اعلام می‌شود و یا در پی ناامنی‌های پی‌درپی تعطیل می‌شوند و بیش از همیشه به محاق فراموشی می‌خزند و در این رهگذر، کسی حتی احوالشان را نمی‌پرسد. 

موزه‌های ایران حتی بعد از جنگ و زمانی که به‌مرور بازگشایی شدند -به‌جز چند موزه- گزارشی مدون از تلاششان برای حفاظت از آثار ارائه نکردند تا شاید از این طریق تعاملی با جامعه مخاطب خود برقرار کنند. حدود یک ماه است که موزه‌ها و مراکز تاریخی سراسر کشور تعطیل‌اند، اما افکار عمومی تنها به خبری که مجموعه جهانی گلستان درباره تعطیلی این مجموعه تا اطلاع ثانوی منتشر کرد، واکنش نشان داد؛ واکنشی که بیشتر ریشه در یک نگرانی داشت. بسیاری از مردم حتی خبر نداشتند موزه‌ها و اماکن تاریخی در این یک ماه تعطیل بودند.

هرچند بحران امروز ایران به‌هیچ‌عنوان قابل‌مقایسه با بحران سال ۹۹ و تعطیلی گسترده موزه‌ها در پی شیوع کووید نیست، اما اگر نگاهی کلی به مسئله بحران اجتماعی و فشار روانی بر جامعه داشته باشیم، می‌توانیم با رجوع به استانداردهایی که ایکوم پس از بحران جهانی کووید منتشر کرده، نقش اجتماعی موزه‌ها را در بحران‌ها بازخوانی کنیم. هرچند برای موزه‌های منزوی ایران مرور این نقش، آن‌هم در شرایط فعلی، نمی‌تواند راهگشا باشد.

ایکوم معتقد است: «موزه‌ها نباید در بحران صرفاً تعطیل شوند، بلکه باید نقش اجتماعی خود را تقویت کنند؛ چون جامعه در شرایط اضطراب به معنا و تفسیر نیاز دارد.» در ادبیات جهانی هم موزه یک نهاد پویاست. نهادی که از ابتدای شکل‌گیری، مفهوم آن با تاریخ و هویت بشری گره خورده است. موزه‌ها روایتگران زنده‌ای هستند که در تعاملی نزدیک با جوامع پیرامون خود قرار می‌گیرند و در کنار فعالیت‌های فرهنگی -که بخشی از ماهیت آنهاست- نقش‌هایی را نیز در اجتماع می‌پذیرند. موزه‌ها در جهان امروز وظایف نوینی را عهده‌دار شده‌اند که آنها را تبدیل به مراکزی برای تعاملات اجتماعی و اثرگذاری متناسب با نیازهای روز کرده است.

تعطیلی مراکز تاریخی و رهاشدگی آثار

علاوه‌بر موزه‌ها، تعطیلی پی‌درپی مراکز تاریخی هم در مواردی منجر به بروز نگرانی‌هایی شده است؛ چراکه به گواه فعالان میراث‌فرهنگی در شهرهای مختلف، تعطیلی این مراکز که در شرایط عادی هم از ضعف نظارت و حفاظت رنج می‌بردند، باعث ضعیف شدن نظارت بر وضعیت آنها شده است. در نگاهی کلی تعطیلی طولانی‌مدت مراکز تاریخی اگر همراه با توقف پایش مستمر این آثار باشد، می‌تواند منجر به فرسایش فیزیکی آنها شوند. بناهای تاریخی به‌دلیل آسیب‌های ناشی از شرایط جوی، رطوبت، تغییرات دما و موارد مشابه نیازمند پایش و مراقبت مستمر هستند.

در بسیاری موارد تعطیلی اماکن تاریخی همراه با توقف پروژه‌های مرمت است که این خود می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به بناها وارد کند.

این روزها که بسیاری از کنشگران و حتی رسانه‌های تخصصی میراث‌فرهنگی با این رویکرد که در میان اخبار و شرایط این روزهای کشور بهتر است سخن گفتن از میراث‌فرهنگی را به زمان دیگری موکول کرد، از انتشار و انعکاس اخبار مربوط به این حوزه پرهیز می‌کنند، رصد وضعیت آثار تاریخی و به‌طور کلی میراث‌فرهنگی کمرنگ می‌شود و تعطیلی این اماکن هم به فراموشی آن کمک می‌کند. درحالی‌که به‌باور بسیاری از کنشگران میراث‌فرهنگی رصد و پایش این اماکن در شرایط بحرانی فعلی باید با حساسیت بیشتری صورت گیرد تا دست سودجویانی که از غفلت مدیران و کم‌شدن نظارت بر این آثار استفاده می‌کنند، از میراث‌فرهنگی کشور کوتاه شود.