آخرین روزنههای اتصال به جهان...
درصورت جنگ، اینترنت محدودتر میشود؟
اینترنت در ایران دیگر مثل گذشته نیست و نمیدانیم چه زمانی بهشکل سابق برمیگردد. از ۱۸ دی، یعنی ۲۵ روز پیش، اینترنت بهطور کامل قطع شد و چند روزی است که کاربران با ویپیانهای پراختلال و تحت کنترل میتوانند این محدودیت را دور بزنند. ارتباطات روزمره مختل شده و خسارت کسبوکارها هر روز روی هم تلنبار میشود. روزنامه پیام ما در گزارشی
دیگر چه چیزی برای قطعکردن باقی مانده است؟ بیایید آنچه در دسترس داریم را واکاوی کنیم. عصر چهارشنبه گذشته (۸ بهمن) خبرگزاریهای دولتی نوشتند دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت بینالمللی پس از حدود ۲۰ روز اعمال محدودیت، فراهم شده. اما اینطور نبود. در روزهای بعد، اتصال فقط با استفاده از ویپیانها ممکن بوده و هر دقیقه قطع و وصل میشود. درواقع، اینترنت بهطور عمومی هنوز در دسترس نیست.
اینترنتی که نیست
«شبکه ملی اطلاعاتی که روزنهای محدود و پراختلال به شبکه جهانی اینترنت دارد.» «حامد بیدی»، مدیرعامل پلتفرم «کارزار» و فعال حق اینترنت، وضعیت فعلی اتصال را اینطور توصیف میکند. او میگوید: «اینترنتی که بدون ابزارهای واسط نظیر ویپیانها استفاده میکنیم، هیچ شباهتی به اینترنت بهمعنای شبکه جهانی ندارد؛ شبکهای بسیار محدود مبتنیبر «وایت لیست» شدن (فهرست سفید) یکسری از وبسایتهاست برای اینکه سرعتشان قابلقبول باشد.
بر بدنه ارتباطات مبتنیبر اینترنت یا بخش عظیم ترافیک ناشناسی که ردوبدل میشود، اختلالهای تعمدی صورت میگیرد، سقف و محدودیت ترافیک بر آن اعمال شده و این است که باعث میشود در کنار مسدودسازی پروتکلها و یکسری از متدهای امنیتی نظیر IPV6 و SSH با شبکه ملی اطلاعاتی روبهرو باشیم که در آن روزنهای بسیار محدود و پراختلال به شبکه جهانی باز مانده است.»
بهگفته «آرین اقبال»، پژوهشگر شبکه و کارشناس حوزه فناوری اطلاعات، آنچه امروز فعالان این حوزه مشاهده میکنند، اجرای عملی سیاست «وایتلیست» در اینترنت ایران است. به این معنا که برخلاف رویکردهای پیشین، اصل بر این است که فقط بعضی دسترسیهای از پیشتعیینشده مجاز شمرده میشوند و باقی ارتباطات مسدود یا مختل میمانند. «در گذشته، تلاش بر این بود که اینترنت در دسترس باشد و فقط با سایتها، پلتفرمهای شبکههای اجتماعی یا سرویسهایی که حاکمیت آنها را نامطلوب میدانست، مقابله شود. بخشی از این مقابله هم به تخریب پروتکلهای ویپیان محدود میشد. اما این روش، پیامدهای جانبی جدی دارد؛ چراکه بخش عمده ترافیک عادی اینترنت هم ذاتاً رمزگذاریشده است.»
بهگفته او، در برخی موارد تفاوت میان ترافیک ویپیان و ترافیک عادی اینترنت بهقدری مشخص است که میتوان از طریق «اثر انگشت» ارتباطات، آنها را از هم تفکیک کرد و صرفاً ویپیانها را هدف قرار داد. اما در بسیاری از موارد دیگر، این دو نوع ترافیک آنقدر به هم شبیهاند که تفکیک دقیق میان ارتباط عادی اینترنت و ارتباط مبتنیبر ویپیان عملاً ممکن نیست. در چنین شرایطی، مقابله با فیلترشکنها ناگزیر به تخریب فعال ارتباطات اینترنتی منجر میشود؛ وضعیتی که حتی ارتباطات عادی کاربران را هم مختل میکند. این البته یکسوی ماجراست.
طبق توضیح اقبال، در سوی دیگر ماجرا، فعالان حوزه فیلترشکن و دسترسی آزاد به اینترنت تلاش میکنند ابزارهای خود را کارآمدتر کنند. «آنها برای عبور از سیستمهای تشخیص، شکل ترافیک فیلترشکنها را هرچه بیشتر به ترافیک عادی اینترنت شبیه میکنند. درنتیجه، میزان خطای سیستمهای شناسایی ویپیان افزایش مییابد و فیلترشکنها مؤثرتر عمل میکنند.»
او میگوید: «در واکنش به این وضعیت، نهادهای مسئول برای مقابله، محدودیتها را تشدید میکنند و عملاً «شیر اینترنت» را سفتتر میبندند و پیامدهای جانبی باز هم بر جریان عادی زندگی دیجیتال کاربران اثر میگذارد.»
مقابله حداکثری با دسترسی آزاد
بخش دیگر ماجرا «سطوح دسترسی اینترنت» است. اینطورکه اقبال میگوید، دستکم پنج سطح دسترسی به اینترنت تعریف شده است. «سطح پنج بهمعنای قطع کامل اینترنت و محدود شدن دسترسی به اینترنت ملی است. سطح دو وضعیتی است که کاربران اکنون آن را تجربه میکنند؛ اینترنت ظاهراً وصل است، اما در عمل بخش بزرگی از خدمات و ارتباطات کار نمیکند. سطح یک نیز وضعیتی است که پیش از دورههای اخیر وجود داشت؛ شرایطی که اینترنت کار میکرد، اما دسترسی آزاد به ویپیان وابسته بود.»
او ادامه میدهد: «در این شرایط تقریباً تمام نشانههای یک اینترنت مختلشده دیده میشود: بسیاری از ابزارها از کار افتادهاند، اختلالها گسترده و مداوم است و شبکه بینالمللی عملاً قابلاستفاده نیست. حتی در مواردی که اتصال برقرار به نظر میرسد، میزان «پکت لاس» (نرسیدن بخشی از دادهها به مقصد) بسیار بالاست، تأخیر شبکه زیاد است و نوسان تأخیر یا همان «جیتر» (نوسان در زمان انتقال دادهها) در سطحی قرار دارد که استفاده پایدار از اینترنت را ناممکن میکند. مجموعه این عوامل در کنار هم باعث شده اینترنت، هرچند بهطور کامل قطع نشده، اما عملاً غیر قابلاستفاده باشد.»
قطع اینترنت برای برقراری امنیت؟
در نخستین روز جنگ دوزادهروزه (۲۳ خرداد) بهدلیل آنچه «جلوگیری از نفوذ سایبری» اعلام شد، «محدودیتهایی موقتی» بر اینترنت اعمال کردند. در آن روزها مدام گفته میشد قطع اینترنت بهدلایل امنیتی و برای جلوگیری از حمله سایبری است، اما از نگاه اقبال این تحلیل چندان مبنای واقعی ندارد. او توضیح میدهد: «دشمن بهندرت کل عملیات خود را وابسته به دسترسی به اینترنت مقصد میکند و حتی در زمان فعلی نیز حفظ ارتباط برای یک جاسوس، عامل خرابکار یا نیروی وابسته به سازمانی اطلاعاتی کار سختی نیست. قطع اینترنت برای او مشکلی ایجاد نمیکند و بهجای افزایش امنیت مردم، به دشمن پیام میدهد روی اینترنت داخلی نمیتوان حساب کرد. آن جاسوس میداند باید به راهحلهای جایگزین متوسل شود.»
اکنون متن یکی از درخواستهای پر امضا برای برقراری دوباره اینترنت در پلتفرم «کارزار»، به همین موضوع اشاره دارد: «قطعی اینترنت هیچ اخلالی در عملکرد جاسوسان و مزدوران خارجی ایجاد نکرده؛ زیرا احتمالاً ایشان از شبکه اینترنت ماهوارهای استفاده میکنند و نه خطوط شبکه تلفن ایران.»
اقبال در موضوع تهدیدهای سایبری، هکرها را به سه دسته تقسیم میکند؛ دسته نخست «اسکریپتکیدیها» هستند که توان آنها معمولاً به تغییر ظاهر سایتها یا اضافهکردن پیامهای نمایشی محدود میشود. دسته دوم حرفهایتریاند و توان انجام حملات سایبری جدیتری دارند، اما موفقیت آنها به میزان امنیت زیرساختهای کشور وابسته است؛ امنیتی که «با قطع گسترده اینترنت بهشدت تضعیف میشود». دسته سوم، هکرهای نخبهاند که در ادبیات امنیت سایبری، اساساً جلوگیری کامل از فعالیت آنها ممکن نیست. «راهکار مقابله با هکرهای نخبه کند کردن فرایند نفوذ است؛ بهطوریکه امکان شناسایی و واکنش بهموقع فراهم شود.» اما بهگفته او، قطع اینترنت چنین امکانی را ایجاد نمیکند؛ چراکه «مهاجمان حرفهای میتوانند از مسیرهای جایگزین مانند اینترنت ماهوارهای یا اتصال به شبکه کشورهای همسایه بهراحتی به دسترسی مورد نظر برسند».
با این نگاه، قطع اینترنت ابزار مؤثری برای مقابله با حملات سایبری در این سطح نیست و در عمل، بیشترین آسیب متوجه معیشت و زندگی روزمره شهروندان عادی است.
سراسر زیان
۲۵ روز قطعی اینترنت کسبوکارهای خرد وابسته را به کما برده و با وجود امکان اتصال محدود با استفاده از فیلترشکنها، فضای اجتماعی هم هنوز آماده برگشت به وضعیت عادی نیست. شرکتها و کسبوکارهای اینترنتی از آستانه تابآوری گذشتهاند. وزیر ارتباطات پیش از این گفته بود در این مدت اقتصاد دیجیتال -که حدود ۱۰ میلیون نفر در آن شاغلاند- روزانه حدود ۵۰۰ میلیارد تومان و اقتصاد کلان کشور نزدیک به پنج هزار میلیارد تومان زیان دیدهاند. هر روز درباره پیامدهای اجتماعی این روند هشدار داده میشود.
اقبال در میان اطرافیانش افراد زیادی را دیده که پیشتر تصمیم داشتند در ایران بمانند، با هر شرایطی کنار بیایند و برای پیشرفت کشور تلاش کنند، اما اکنون به نقطهای رسیدهاند که حتی برای تأمین هزینههای اولیه زندگی، مانند اجاره خانه، ناتوان شدهاند و به فکر مهاجرت افتادهاند. او این وضعیت را یکی از نمودهای عوارض اجتماعی سیاستهای محدودسازی اینترنت میداند.
از نگاه این پژوهشگر حوزه شبکه، شاید از نظر فنی بتوان ادعا کرد اینترنت امروز با دو هفته قبل تفاوت دارد، اما این تفاوت برای کسبوکار، فعالیت علمی یا هر نوع کار جدی دیجیتال معنادار نیست. «ممکن است کاربری با استفاده از چندین ویپیان و روشهای پیچیده تونلسازی بتواند بهطور مقطعی ارتباطی برقرار کند یا محتوایی بارگذاری کند، اما در مقیاس واقعی، کسبوکارها مختل شدهاند و امکان تعریف روند عادی زندگی دیجیتال برای کاربران عادی، پژوهشگران یا فعالان اقتصادی وجود ندارد. بهای چنین رویکردی به فناوری، متوقفکردن پیشرفتهای انسانی و ایجاد مجموعهای از آسیبهای جانبی گسترده است.»
بهگفته او، دامنه پیامدها به مسائل اجتماعی محدود نمیشود و میتواند به سطوح سنگینتری، از جمله تبعات امنیت ملی، برسد. «ایزولهکردن کامل فضای رسانهای و محدودشدن جریان اطلاعات به چند منبع رسمی مشخص، پیامدهایی دارد که از منظر رسانهای و اجتماعی قابلچشمپوشی نیست و آثار آن در سطوح بالاتر نیز قابلبررسی است. این آسیبها از حوزه علم آغاز میشود و تا ناامیدی اجتماعی گسترش مییابد. وضعیت کنونی اینترنت هیچ فایدهای ندارد و مجموعهای از زیانهای کوتاهمدت و بلندمدت را به جامعه تحمیل میکند.»
اقبال بزرگترین مشکل در وضعیت فعلی اینترنت، را پاسخگو نبودن نهادهای تصمیمگیر مانند شورای امنیت ملی، کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و ستاد فیلترینگ میداند. او میگوید: «وزارت ارتباطات، با وجود جایگاه خود، قادر نیست صدای مردم را منتقل کند یا اهمیت فنی، اقتصادی و اجتماعی محدودسازیها را بهدرستی منعکس کند. نتیجه این است که مردم و فعالان فضای دیجیتال، راهی برای تأثیرگذاری یا انتقال نگرانیهای خود به مقامات مسئول ندارند و احساس ناامیدی گستردهای وجود دارد.»
محدودیتهای گسترده اینترنت پیامدهای عمیقی بر کشور داشته است: «نیروهای متخصص مهاجرت میکنند، امنیت سایبری کاهش مییابد و انگیزه برای فعالیت در حوزه فناوری از بین رفته است. این وضعیت فراتر از یک بحران مقطعی است و تصمیمهای مکرر برای قطع اینترنت در زمان اعتراضات، باعث فرار سرمایه، تضعیف فضای فناوری و نقض حق دسترسی آزاد به ارتباطات شده است.»
قبح قطع اینترنت ریخته است
در روزهای حملات اسرائیل در جنگ اخیر، فراتر از موضوع معیشت و مسئله ارتباط افراد با یکدیگر، نگرانی مردم این بود که در نبود اینترنت، از هشدارهای تخلیه که دشمن از طریق اینترنت اعلام میکرد، باخبر نشوند. بعد از این تجربه، با اوج گرفتن اعتراضات در شامگاه ۱۸ دی، دومین و دشوارترین و طولانیترین قطعی اینترنت را از سر میگذرانیم. حالا که سایه جنگ دیگری بر سر ماست، آیا درصورت حمله، روزنههای باقیمانده به جهان بسته میشود؟ بیدی، مدیرعامل پلتفرم کارزار، اینطور جواب میدهد: «بهاحتمال بسیار زیاد، بله.»
او میگوید: «از این بهبعد هر اتفاقی بیفتد که ارتباط مردم با هم بهمثابه تهدید دیده شود و جریان آزاد اطلاعرسانی تبدیل به مسئلهای امنیتی شود، اینترنت قطع خواهد شد. اینترنت در سطح و مقیاسی قطع شده است که دیگر قبح این ماجرا از بین رفته و دولت عملاً ابایی ندارد از اینکه حقوق مردم را در حوزههای مختلف بهبهانه امنیت نادیده بگیرد. چراکه شاهدیم در حوزههای مختلف و مقیاسهای مختلف حق آزادی بهبهانه امنیت سلب میشود. آنجا که صحبت از آزادی بیان است، با برخوردها با فعالانی که در شبکههای اجتماعی مینویسند، مواجهایم. آنجا که از حق اعتراض میگوییم، شیوه برخورد با اعتراضات را دیدهایم. شاهدیم که روایتهای کاملاً متفاوتی از آنچه مردم میبینند، بازگو میشود و اعتراضات را «عملیات مسلحانه تروریستها» تعبیر میکنند. آنجا که درباره حق اعتراض در پلتفرمها صحبت میشود، میبینیم با پلتفرمهایی مثل کارزار برخورد میکنند و مسدود میکنند.»
بهگفته او، کارزار همچنان محدودیتهای همیشگی را دارد. «اجازه نداشتیم بسیاری از موضوعات اساسی را که باعث شده امروز مردم به خیابانها بروند، منتشر کنیم. برخی مواردی که منتشر میشد، با برخورد امنیتی با نویسنده کارزار یا خود پلتفرم مواجه بود. در آخرین مورد هم سیمکارت من از سوی نهاد امنیتی مسدود شد و توضیح ندادهاند که دلیلش چیست.»
او ادامه میدهد: «قطعی اینترنت درصورت جنگ دوباره رخ خواهد داد. کمااینکه در جنگ دوازدهروزه هم که مسئله حمله سایبری یا مباحث فنی امنیتی نبود؛ این موضوع بارها از سوی خود مسئولان دولت اذعان و تأکید شد. تمام آن روایتها نادقیق و نادرست بودند. قطع اینترنت صرفاً بهخاطر این بود که افکار عمومی نتواند روایت مستقل خود را پیش ببرد و مشاهدات خود را به اشتراک بگذارد. بنابراین، در هر برههای که بحرانی به وجود بیاید، هر وقت که صلاح بدانند، خیلی راحتتر از قبل اینترنت را بهصورت کامل قطع خواهند کرد؛ این راحتتر هم از بعد سیاستگذاری است و هم از بعد فنی.»
مردم چه میخواهند؟
در روزهای جنگ ۱۲روزه، با وجود تمام اختلالها و قطعیها، نامههای بارگذاریشده در پلتفرم کارزار همچنان امضا میشد و پرامضاترینشان درخواستهای مربوط به برقراری دوباره اینترنت بود. بیدی میگوید: «در اعتراضات اخیر هم پرامضاترین کارزارهایی که در طول مدت قطعی اینترنت راهاندازی شد و بیش از ۱۷۰ هزار امضا جلب کرد، کارزار برقراری مجدد شبکه جهانی اینترنت بود. این وقتی مهم میشود که بدانیم حتی در روزها و هفتههای اولیه که پیامکها و پیامرسانهای داخلی قطع بودند، این کارزار توانست بیشتر از ۷۰ امضا بگیرد. درواقع، ۷۰ هزار امضا را در شرایطی گرفت که مردم ابزار ارتباط با یکدیگر را نداشتند و جای شگفتی بود که چگونه لینک کارزار را برای هم ارسال میکنند. این بهعنوان یک شاخص نشان میدهد چه اتفاقی برای روان جامعه رخ میدهد و جامعه چه برداشتی از وضعیت دارد.»
او اضافه میکند: «اگر دوباره بهبهانه اعتراضات برای قطع اینترنت برگردیم و فرض بگیریم فقط بخشهایی از مردم خشم و نارضایتی زیادی داشتند، در اعتراضات شرکت کردند یا با آن همدلی داشتند، به نظر میرسد قطع اینترنت، دامنه و عمق خشم اجتماعی را بیشتر کرد. افرادی که تا قبل از آن اعتراضات خود را بروز نمیدادند یا خشم بالایی نسبت به وضعیت نداشتند، یک مرحله خشمگینتر شدند و نارضایتیشان بیشتر شد و معترضتر شدند.»
بیدی انبوه هزاران کامنتی را که در بخش نظرات کارزار ثبت شده، گواه این نظر میداند. «تنوع بسیار بالایی از اقشار و سنین مختلف نظر داده بودند؛ از افرادی که کسبوکارشان لطمه خورده بود تا نوجوانهایی که اینترنت بخشی از زیست روزمره آنها بود و فشار روانی بسیار بالایی را احساس میکردند. انبوهی از پیامهای تهدید به خودکشی توسط این قشر در آن روزها دریافت میکردیم، که هرچند برای انتشار تأیید نمیشد، ما را شگفتزده میکرد که چقدر دامنه و عمق خشم بهواسطه قطع اینترنت در اقشار و سنین مختلف در حال گستردهشدن است.»