میراث تاریخی در بحران فرو میریزد
وضعیت آثار و محوطهها در روزهای ملتهب ایران- افزایش گزارشهای از «حفاریهای غیرمجاز» در سراسر کشور در مدت اخیر
«اشراری که در مسیر تخریب میراثفرهنگی حرکت میکنند، همیشه آمادهبهرکاباند؛ چه در دوران بحران و چه در دوران ثبات. تفاوت اینجاست که در دوران بحران، شمشیرشان تیزتر و رکابشان محکمتر میشود؛ چون توجه و حواس مدیران شهری و کشوری به آنچه پیشینه و فرهنگ ما را تعریف میکند، کمتر میشود و همین غفلت، میدان را برای تخریب بازتر میکند.»روزنامه پیام ما برای بررسی ساختارهای میراث فرهنگی ایران در زمانه بحرانیای چون هفتههای اخیر گزارشی تدارک کرده که بخشهایی از آن را میخوانید.
در روزهای اخیر اخبار و گزارشهای متعددی از تخریبهای عامدانه و افزایش حفاریهای غیرمجاز به دست ما رسیده است؛ وضعیتی که نشان میدهد سودجویان از شرایط عمومی کشور سوءاستفاده کرده و به جان میراثفرهنگی افتادهاند و بیوقفه مشغول کارند. در چنین وضعیتی، فعالان و کنشگران میراثفرهنگی در نقاط مختلف کشور تلاش میکنند با حضور و اقدام خود از این سرمایههای ملی محافظت کنند. آنها با سرکشیهای داوطلبانه و پایشهای مستمر تنها کسانی هستند که حواسشان به این میراث ارزشمند است. اما نگرانیهایی هم دارند که تنها بخشی از آن در این گزارش منعکس شده است.
تعهد و تخصص؛ حلقههای گمشده
بیش از دو دهه از کنشگری «مهدی تمیزی» در حوزه میراثفرهنگی استان اصفهان میگذرد: «معتقدم اگر روزی وزارت میراثفرهنگی تعطیل شود، میراثفرهنگی ما بهتر اداره خواهد شد.» میگوید: «متأسفانه فرهنگ در لحظات بحران، اولین چیزی است که نادیده گرفته میشود و در شرایط ثبات آخرین چیزی است که به آن توجه میشود. بااینحال، اگر پرسنل ادارات میراثفرهنگی فراتر از تخصص، تعهد واقعی داشتند و خود را پاسداران میراث میدانستند، تفاوتی میان دوران بحران و ثبات برای میراثفرهنگی وجود نداشت.»
او به نمونههایی از دوران جنگ ایران و عراق اشاره میکند و میگوید: «در شهرهای مختلف، افرادی بودند که در اوج بحران تا پای جان از میراثفرهنگی دفاع کردند. بهعنوان نمونه، تخریب حدود هزار مترمربع از مسجدجامع اصفهان در اثر بمباران عراق که توسط افراد متعهدی چون زندهیاد «غلامحسین سنمار» بازسازی شد؛ آنچنانکه یونسکو از کیفیت این بازسازی شگفتزده شده بود.»
تمیزی در پایان میگوید: «اشراری که در مسیر تخریب میراثفرهنگی حرکت میکنند، همیشه آمادهبهرکاباند؛ چه در دوران بحران و چه در دوران ثبات. تفاوت اینجاست که در دوران بحران، شمشیرشان تیزتر و رکابشان محکمتر میشود؛ چون حواس مدیران شهری و کشوری به آنچه پیشینه و فرهنگ ما را تعریف میکند، کمتر است و همین غفلت، میدان را برای تخریب بازتر میکند.»
سیاستزدگی فرهنگ
«امیر ترقینژاد» که سالهاست بهعنوان کنشگر میراثفرهنگی یزد شناخته شده است، از زاویه سیاست به مسائل امروز میراثفرهنگی نگاه میکند. او معتقد است متولیان میراثفرهنگی از سالها پیش هیچ زیرساخت و برنامه مشخصی برای حفاظت از میراث، بهویژه در شرایط بحرانی، آماده نکردهاند. دلیلش این است که در ادوار مختلف همواره این حوزه با رویکردی سیاسی اداره شده و این وضعیت همچنان ادامه دارد: «فرقی نمیکند کدام دولت سر کار باشد؛ فردی که در رأس ساختار میراثفرهنگی قرار میگیرد، معمولاً یک چهره سیاسی است.»
او با اشاره به وزیر فعلی میراثفرهنگی که خود را چهرهای فرهنگی معرفی میکند، میگوید: «سؤال من این است که برنامه او برای این حوزه چیست؟ من به شما قول میدهم که هیچ برنامهای ندارد و تا امروز هم اقدام مؤثری انجام نداده است. برایند عملکرد وزارت میراثفرهنگی این ادعا را تأیید میکند.»
او با اشاره به آثار تاریخی ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو در شهرهای مختلف اشاره میکند این آثار طبق کنوانسیونها و پروتکلهای جهانی باید در شرایط بحران حفاظت شوند. بااینحال، این آثار جهانی حتی به مردم داخل کشور هم بهدرستی معرفی نشدهاند: «یکی از وظایف میراثفرهنگی در شرایط عادی این است که آگاهی عمومی ایجاد کند تا در شرایط بحران بتواند هشدارهای لازم را بدهد؛ وظیفهای که متأسفانه به آنهم بهدرستی عمل نشده است.»
غفلت از سرمایه انسانی
نام «حسین زندی» برای علاقهمندان و اهالی فرهنگ در همدان نام آشنایی است؛ کنشگر میراثفرهنگی- او معتقد است در شرایط فعلی، وضعیت میراثفرهنگی کشور از بسیاری حوزههای دیگر بحرانیتر است: «افرادی که همواره در پی تخریب میراثفرهنگی بودهاند، چه حفاران غیرمجاز و چه کسانی که بهدنبال تخریب بناهای تاریخیاند، این روزها بهترین فرصت را پیدا کردهاند؛ چراکه نه صدای فعالان میراثفرهنگی به جایی میرسد و نه ادارات کل میراثفرهنگی استانها پیگیری مؤثری دارند.»
او با اشاره به نمونهای مشخص در شهر همدان توضیح میدهد که خانه «میرزایی پارسا» متعلق به دوره پهلوی اول، که بنایی منحصربهفرد محسوب میشود، اخیراً در اثر باد و طوفان دچار آسیب شده و بخشهایی از شیروانی آن تخریب شده است. مالک این خانه در آن سکونت دارد، اما اقدامی برای تعمیر انجام نداده و درعینحال، اداره میراثفرهنگی نیز پیگیر موضوع نیست: «زمانی هم که ما این مسئله را پیگیری میکنیم، پاسخ میشنویم که «همهچیز تعطیل است» و عملاً هیچ اقدامی صورت نمیگیرد.»
زندی به مسئله مهم دیگری اشاره میکند و آن تعطیلی مراکز میراثی در ماههای اخیر از شروع جنگ تا بحران بعدی است: «حضور انسان یکی از عوامل اصلی حفاظت از بناهای تاریخی است. وقتی یک خانه یا بنای تاریخی دارای حیات و حضور انسانی است، تخریبها سریعتر مشاهده و از پیشرفت آن جلوگیری میشود. انسان به بنا زندگی میبخشد. اما در شرایط فعلی که بسیاری از بناهای تاریخی تعطیلاند، این پایش و نظارت طبیعی از بین رفته است.»
از نگاه زندی، کشور در حال حاضر یکی از بحرانیترین دورهها را برای میراثفرهنگی تجربه میکند؛ بهویژه آنکه اگر خدای نکرده شرایطی مانند جنگ رخ دهد، آثار تاریخی از دو جهت در معرض خطر قرار خواهند گرفت؛ هم از سوی تجاوزگران و هم از سوی افراد سودجو. او به لزوم فعالیت نیروهای داوطلب و مردمی در چنین شرایطی اشاره میکند، اما درعینحال به این نکته هم اشاره دارد که الان زمان تربیت فعال مدنی جدید نیست. او به فشارهایی اشاره میکند که در سالهای گذشته بر کنشگران این حوزه وارد شده و میگوید: «بسیاری از افرادی که وارد این عرصه شدهاند، با برخوردهای امنیتی مواجه شده و مورد آزار قرار گرفتهاند؛ این مسئله باعث شده تمایل به مطالبهگری در حوزه میراثفرهنگی کاهش پیدا کند.»
جای خالی انجمنهای میراثفرهنگی
«سمیه مراقی» که طرح ابتکاری او با موضوع حفاظت از باغستانها در حوزه حفاظت از باغهای تاریخی قزوین در سال ۲۰۲۲ موفق به دریافت جایزه جهانی فرهنگ و طبیعت مؤسسه فرهنگی ایکوموس شد، با اشاره به نبود آمادگی لازم در حوزه میراثفرهنگی برای مواجهه با شرایط بحرانی میگوید: «بسیاری از الزامات مدیریت بحران در حوزه میراثفرهنگی باید از پیش فراهم میشد، اما نشد.» او به موضوع فعالیت انجمنهای میراث در کشور اشاره میکند و میگوید: «سیاستهای اتخاذشده در سالهای گذشته عملاً انجمنهای میراثفرهنگی را از کارکرد اصلی خود دور کرده است؛ درحالیکه با توجه به گستره و حجم آثار تاریخی، حفاظت از میراثفرهنگی بدون مشارکت مردمی اساساً امکانپذیر نیست.»
بهباور او در یک دهه گذشته، انجمنهای میراثفرهنگی بهشدت تضعیف شدهاند؛ بخشی از این تضعیف به سیاستهای حاکمیتی بازمیگردد و بخشی دیگر به عملکرد خود وزارت میراثفرهنگی.»
در روزهای بحران میراث بیشتر نیاز به توجه دارد
«سیاوش آریا»، کنشگر میراثفرهنگی در استان فارس، همواره با دلنگرانیهایش برای آثار تاریخی که در پهنه وسیع این استان پراکندهاند، شناخته شده است. او معتقد است حفاظت از میراث، در هر شرایطی باید در اولویت کشور باشد؛ اما نیست. بهگفته او، در شرایط بحرانی و با توجه به مخاطراتی که امروز با آن روبهرو هستیم رصد و پایش آثار تاریخی باید بهمراتب جدیتر باشد: «وضعیت حفاظت از آثار تاریخی مناسب نیست و اگر خدای نکرده شرایطی مانند جنگ رخ دهد، خلأهای جدی در زمینه حفاظت از موزهها و محوطههای تاریخی نمایان خواهد شد. بدون حضور و اراده مردم، حفاظت از میراثفرهنگی ممکن نیست.» آ
آریا با اشاره به تجربههای میدانی خود در روستاها و شهرستانهای مختلف و مشاهده افزایش میزان حفاریهای غیرمجاز در ماههای اخیر، میگوید: «در گذشته، نسلهای پیشین، بدون آنکه شناخت دقیقی از ارزش تاریخی آثار داشته باشند، با دلسوزی از این محوطهها در برابر آسیبهای طبیعی و انسانی حفاظت میکردند. اما امروز در مواردی، نوه همان افراد به حفاریهای غیرمجاز روی آورده و همان آثار را نابود میکند.» او ریشه این مسئله را بیش از هر چیز در فقر فرهنگی میداند؛ هرچند به نقش اقتصاد نیز اشاره میکند، اما معتقد است مشکلات معیشتی هرگز نمیتواند توجیهی برای تخریب هویت و میراث یک جامعه باشد.
ویرانی؛ سهم خانههای تاریخی از بحرانها
«رسول مجیدی» در کنار دغدغههای میراثی و تلاش برای حفاظت از آثار تاریخی و باستانی گلپایگان، در حوزه گردشگری هم فعالیت دارد. بهگفته او، گردشگری از حدود یک سال گذشته حالوروز خوبی نداشت و در یک سال اخیر، مجموعهای از بحرانها، تورم و مشکلات اقتصادی، این وضعیت را بهمراتب بدتر کرده است: «بسیاری از بناهایی که بهعنوان اقامتگاه مورد بهرهبرداری قرار میگرفتند، توان تأمین هزینههای مرمت و نگهداری را ندارند. از سوی دیگر، محوطههای تاریخی در سراسر کشور، بهدلیل فشارهای اقتصادی و شرایط نابسامان فعلی، بیش از گذشته در معرض تجاوز حفاران غیرمجاز قرار گرفتهاند. تعداد این حفاریها آنقدر زیاد شده که عملاً امکان کنترل آنها وجود ندارد.»
او میگوید حتی زمانی که بههمراه چند نفر از کنشگران میراث تلاش کردهاند بهصورت شخصی یا با همکاری میراثفرهنگی و محیطزیست گشتهای میدانی در محوطههای تاریخی داشته باشند، با واقعیت تلخی روبهرو شدهاند: «در یکی از همین سرکشیها، با چند گروه دو یا سه نفره حفاران غیرمجاز روبهرو شدیم که آشکارا در حال حفاری بودند. وقتی ماشین ما را دیدند، نهتنها فرار نکردند، بلکه هیچ ترسی هم نداشتند. پیاده شدیم و از آنها پرسیدیم چه میکنید؟ جواب دادند حفاری برای گنج؛ گفتند همه دارند میبرند، ما هم ببریم، چرا فقط آنها ببرند؟ این وضعیت بسیار اسفناک است.»
مجیدی به آسیبهای ناشی از بارندگیهای امسال اشاره میکند: «بسیاری از بناهای تاریخی که رها شده بودند، بر اثر بارشها تخریب شدهاند و وضعیتشان نسبت به گذشته بدتر شده است. در چنین شرایطی، پیدا کردن سرمایهگذار برای احیای این خانهها هم تقریباً غیرممکن است. مرمت بناهای تاریخی هزینههای هنگفتی دارد و سرمایهگذار فقط زمانی وارد میشود که به بازگشت سرمایه و سود امیدوار باشد. وقتی گردشگری عملاً از کار افتاده، هیچکس حاضر نیست برای حفاظت از بناهای تاریخی سرمایهگذاری کند. حتی بناهای ثبت ملی هم با مشکلات جدی روبهرو هستند و کنشگران میراثفرهنگی عملاً کاری از دستشان برنمیآید، جز تماشای نابودی تدریجی این آثار.»
او تأکید میکند بسیاری از اقامتگاهها که در خانههای تاریخی فعالیت میکنند، توان مالی مرمت، بازسازی بنا را ندارند: «اگر گردشگری پویا باشد، بناهای تاریخی هم حفظ میشوند. گردشگری ما برپایه میراثفرهنگی است و وقتی گردشگری زمینگیر شود، بناهای تاریخی هم حالوروز خوبی نخواهند داشت. لکهگیری و مرمت جزئی یک بنای خشتی حدود ۷۰۰ میلیون تومان هزینه دارد. وقتی قرار نیست بنا درآمدی داشته باشد، چنین هزینهای صرفه اقتصادی ندارد.»
مساله بودجه
«رضا سلیماننوری» کنشگر میراثفرهنگی مشهد و عضو شورای راهبردی میراثفرهنگی خراسانرضوی، میگوید: «در بحرانها وزارتخانههایی مانند میراثفرهنگی و حتی سازمان محیطزیست عملاً کاری از پیش نمیبرند.» بهگفته او، تنها کاری که وزارت میراثفرهنگی در چنین شرایطی میتواند انجام دهد، حفاظت حداقلی از آثاری است که مستقیماً در اختیار دارد؛ از جمله تخلیه موزهها یا تأمین محافظ برای آثاری که امکان بازدید دارند. اما پرسش اصلی اینجاست که چه تعداد نیروی حفاظتی در اختیار وزارتخانه است؟
«استانی مثل خراسان با این حجم از آثار تاریخی، یا شهری مثل مشهد، در بهترین حالت شاید سه نیروی میراثبان و یگان حفاظت داشته باشد، درحالیکه تعداد آثار تاریخی به بیش از ۲۰۰ یا ۳۰۰ اثر میرسد. با چنین وضعیتی اساساً امکان حفاظت وجود ندارد.» بهگفته سلیماننوری، این همان نقطهای است که دوباره به مسئله قدیمی و حلنشده بودجه میرسیم؛ موضوعی که سالهاست هم مسئولان و هم فعالان میراثفرهنگی درباره آن هشدار میدهند.
دغدغهها پشت درهای بسته
«حسین ترحمی»، کنشگر میراثفرهنگی در استان سمنان، معتقد است میراثفرهنگی کشور بهره بسیار اندکی از فارغالتحصیلان و متخصصان این حوزه میبرد. بهگفته او، نگاه حاکم به فارغالتحصیلان رشتههای مرتبط با میراثفرهنگی، نگاهی صرفاً کارمندی است و نه تخصصمحور؛ نگاهی که عملاً دانش و توان علمی این افراد را نادیده میگیرد. بهباور ترحمی، در چنین شرایطی کنشگران میراثفرهنگی تلاش میکنند خلأ موجود را جبران کنند، اما وزارت میراثفرهنگی از ظرفیت این نیروها هم استفاده نمیکند: «کنشگران نیروهای داوطلبی هستند که هم دانش این حوزه را دارند و هم دغدغه حفاظت از آثار تاریخی را. این افراد حتی در مستندسازی و مکتوبکردن اطلاعات آثار تاریخی فعالاند و در بسیاری از شهرستانها، در حد یک اداره میراثفرهنگی کار میکنند.»