قلمرو رفاه

گول نخوریم؛ وضع تالاب‌ها بحرانی است

در روزهایی‌که بسیاری تالاب‌ها پر آب است، هشدارها درباره ناپایداری این وضع همچنان پابرجاست

13 بهمن 1404 - 11:46 | جامعه

بارندگی‌های اخیر، تصویر تالاب‌های ایران را به طور موقت تغییر داده است؛ از جازموریان و بختگان تا هورالعظیم و بخش‌هایی از دریاچه ارومیه دوباره آب گرفته‌اند. اما محمد درویش، پژوهشگر و کنشگر شناخته‌شده‌ی محیط‌زیست، معتقد است این بازگشت آب نه نشانه احیاست و نه دلیلی برای خوش‌بینی پایدار. او می‌گوید مسئله اصلی تالاب‌های ایران نه کم‌بارشی، بلکه «بی‌اعتنایی مزمن به قانون»، «دورزدن سازمان حفاظت محیط‌زیست» و «غلبه تفکر سازه‌ای در مدیریت آب» است؛ مهم‌ترین بخش‌ حرف‌های او در گفت‌وگو با روزنامه پیام ما می‌خوانید...


امروز که نهم دی ۱۴۰۴ است، وضع تالاب‌ها اصلاً قابل مقایسه با دو هفته پیش نیست. دو هفته پیش اوضاع خیلی خراب بود؛ اما الان نسبت به دو هفته پیش، یعنی حتی تالاب‌های پایاب رودخانه شورِ لوت هم آب دارند؛ واقعاً عجیب‌وغریب است. ماهیت تالاب‌ها این‌طوری است: عرصه‌هایی که در پایاب رودخانه‌ها قرار گرفته‌اند، با یک سال ترسالی می‌توانند احیا شوند. اما مهم این است که ما از یک سازمان محیط‌زیست قدرتمند برخوردار باشیم که در هر شرایطی، اخذ حقابه تالاب‌ها را مقدم بر کشاورزی و صنعت بداند و تالاب‌ها را قربانی کشاورزی و صنعت نکند.

این درد ماست. الان یک آب مازادی آمده که خوشبختانه سد به اندازه کافی نداشتند و نتوانستند مهارش کنند و همین آب وارد بخش‌های بزرگی از «جازموریان»، «بختگان»، «دریاچه نمک»، حتی «هورالعظیم»، «شادگان» و بخش‌هایی از «دریاچه ارومیه» شده است. شما در فیلم‌ها می‌بینید که الان دوباره آبدار شده‌اند؛ «حله» دوباره آبدار شده است؛اما این به معنای این نیست که این تالاب‌ها از «فهرست مونترو» خارج شوند.

اما به‌هیچ‌عنوان این شرایط پایدار نیست، چون دولت همچنان عزمی ندارد به اجرای برنامه پنج‌ساله چهارم پایبند باشد؛ برنامه‌ای که در آن دولت مکلف بود حقابه تالاب‌ها را تعیین کند و این حقابه، بعد از کم‌کردن میزان مصرف شرب و بهداشتی و پیش از صنعت و کشاورزی پرداخت شود. مصداق روشنش حوزه آبریز زاینده‌رود است. الان ما با یک ترسالی بی‌سابقه‌ای روبه‌رو هستیم که در طول حداقل ۵۸ سال، از زمانی که «شرکت مدیریت منابع آب» آمار داشته، در حوزه آبخیز زاینده‌رود سابقه نداشته است؛ اما «گاوخونی» آبی ندارد.

بنابراین تالاب‌ها زمانی وضعیت قابل دفاعی پیدا می‌کنند که قانون برنامه پنج‌ساله چهارم اجرا شود و سازمان حفاظت محیط‌زیست را دور نزنند و سازمان حفاظت محیط‌زیست کوتاه نیاید. ما اگر یک رئیس سازمان داشته باشیم که بیاید بگوید چون حقابه تالاب‌ها را نداده‌اید، من استعفا می‌دهم و بعد هم هیچ رئیس سازمانی قبول نکند که این پست را بگیرد آنوقت شرایط تغییر میکند. وقتی سازمان حتی نمی‌تواند مهم‌ترین قانون خودش را اجرا کند، وضعیت به این شکل می‌ماند و این شرایط ادامه دارد.


دوگانه‌ی کشاورزی و معیشت در برابر احیای تالاب‌ها، خصوصا در زمانه‌ی فشار اقتصادی بر جامعه یعنی مردم را در برابر هم قرار دادن: مردم در برابر فعالان محیط‌زیستی. این سؤال، سؤال خطرناک و انحرافی است. چون اگر دریاچه ارومیه نباشد، کشاورزی هم نخواهد بود. گردِ نمک می‌نشیند و تمام آن باغ‌ها و اراضی کشاورزی از بین می‌رود.

اگر حقابه را به محیط‌زیست اختصاص ندهیم، امنیت غذایی‌مان از بین می‌رود. چون سفره‌های آب زیرزمینی پایین و پایین‌تر می‌روند، فرونشست بیشتر و بیشتر می‌شود و عملاً همه چاه‌ها خشک خواهند شد و به همین فلاکتی که امروز به آن رسیده‌ایم، می‌رسیم.

هنر دولت و حاکمیت این است که این آگاهی‌ها را به مردم تزریق کند و معیشت‌های جایگزین معرفی کند. بالاخره سال ۱۴۰۲ «سند ملی امنیت غذایی» تصویب شد. مطابق این سند، تا افق ۱۴۱۱ باید مصرف آب در بخش کشاورزی ۳۰ میلیارد مترمکعب کم شود و به ۵۱ میلیارد مترمکعب کاهش پیدا کند. مطابق این سند، باید ناترازی به ۱۰۵ میلیارد مترمکعب کاهش پیدا کند؛ یعنی دست‌کم ۴۶.۵ میلیارد مترمکعب کمتر از امروز. مطابق این سند، باید نرخ فرسایش خاک از ۱۶ تن به ۱۳ تن کاهش پیدا کند. مطابق این سند، باید سالانه حدود ۱۰ درصد در مصرف آب در بخش کشاورزی کاهش ایجاد شود. فکر کنید ۸۰ میلیارد مترمکعب، ۱۰ درصدش می‌شود ۸ میلیارد مترمکعب؛ یعنی نیاز آب شرب ۸۰ میلیون نفر در سال.

پس چرا وزارت نیرو همچنان سد می‌سازد، طرح انتقال آب اجرا می‌کند و به سراغ شیرین‌سازی می‌رود، درصورتی‌که این سند وجود دارد و به‌راحتی می‌تواند با همین سند همه کمبودهایش را جبران کند؟ چرا مردم در تهران با کمبود آب روبه‌رو هستند؟ من در این ۶۰ سال سابقه نداشته که یک روز در میان، محل زندگی‌مان هشت ساعت آبش قطع شود؛ آن هم درحالی‌که یک میلیارد و ۸۵۰ میلیون مترمکعب آب در بخش کشاورزی همین استان تهران مصرف می‌شود. مطابق این سند، اگر شما فقط ۱۰ درصد کم کرده بودید، یعنی ۵۶۰ میلیون مترمکعب آب، الان برای تهران ذخیره شده بود؛ می‌شد نیاز آب شرب ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر. نیازی نبود بروید از طالقان آب بیاورید که فردا آن‌ها هم بدبخت شوند و مهاجرت کنند به تهران.

این حماقت‌ها چرا اتفاق می‌افتد؟ چون یک‌سری گروه‌ها در این کشور نفعشان در فشل بودن گروه‌های دیگری است؛ آن‌هایی که نفعشان در غلبه تفکر سازه‌ای در مدیریت آب است. همان‌هایی که وقتی جنگل آتش می‌گیرد، می‌گویند: «می‌دانید چرا جنگل الیت آتش گرفت؟ چون شما نگذاشتید ما کنده‌ها را جمع کنیم.» همان‌هایی که وقتی سیل سال ۹۸ می‌آید، می‌گویند: «می‌دانید چرا سیل آمد؟ چون شما نگذاشتید ما سد بسازیم.» اشاره نمی‌کنند که شما جنگل‌ها را از بین بردید، شما در مناطقی که نباید اجازه کشاورزی دادید، تعداد دام را سه برابر ظرفیت کردید و به‌این‌ترتیب ضریب هرز آب افزایش پیدا کرد. ده برابر آن هم سد بسازید، نمی‌توانید کاری انجام دهید وقتی ضریب هرز آب افزایش داشته است.

الان می‌گویند وزارت نیرو آن‌طور که باید روی صرفه‌جویی در مصرف آب سرمایه‌گذاری نمی‌کند. چرا نمی‌کند؟ چون طبق قانون، شرکت‌های آب منطقه‌ای از محل فروش آب درآمد دارند و حقوق کارمندانشان تأمین می‌شود. یعنی برای شرکت آب منطقه‌ای خوب است که شهروندانی باشند که خانه‌شان استخر داشته باشد و مدام آب مصرف کنند.

اگر شهروندان تهران شیرهای هوشمند داشته باشند و مصرف آب را کاملاً مدیریت کنند، درآمد این شرکت‌ها کم می‌شود. این یک تعارض منافع در قوانین است که باعث می‌شود انگیزه‌ای برای حل بحران وجود نداشته باشد.

 اگر ما در گیلان تفکیک زباله از مبدأ را اجرا کنیم و شیرابه وارد «زرجوب» و «گوهررود» نشود، آن وقت چه بهانه‌ای می‌ماند برای شرکت‌های مهندسی مشاور که «سد شفارود»، «پل‌رود»، «لاسک» و شهر «بیجار» بسازند و سالی ۶ هزار میلیارد تومان هزینه کنند؟ وقتی بهانه را از آن‌ها بگیریم، دیگر چه می‌ماند؟ این‌ها حدود ۱۰۰ هزار نفر هستند و می‌توانند امام‌جمعه و فرماندار را تغییر دهند. اصل ماجرا اینجاست.

 آن دانای کل که بالا نشسته، یعنی سازمان برنامه‌وبودجه، اگر درست عمل کند، باید بلافاصله بگوید تا وقتی یک لیتر فاضلاب در گیلان وجود دارد، چرا شما روی سدسازی سرمایه‌گذاری می‌کنید؟ وقتی تصفیه‌خانه بندر انزلی هنوز ساخته نشده، چرا دو و نیم برابر پول آن را می‌گذارید برای ساخت سد لاسک؟

اهمیت تالاب‌ها را در جهان، یک ایرانی معرفی کرد. ما بیش از هر کسی در جهان وامدار «اسکندر فیروز» هستیم. او بود که گفت هر هکتار تالاب، از مرغوب‌ترین اراضی کشاورزی هم، دست‌کم ۱۴ برابر بیشتر می‌ارزد. تالاب‌ها زرخیزترین پاره اکوسیستم‌ها هستند، چون اکوتون‌اند؛ یعنی مرز چند اکوسیستم، و در اکوتون‌ها بالاترین میزان تولید را داریم. در مناطق خشک مثل ایران، ارزش تالاب‌ها حتی از میانگین جهانی هم بیشتر است.