بیشترین وامها برای ثروتمندترینها
دسترسی به تسهیلات بانکی در ایران امروز شدیدا طبقاتی است
گزارش سیاستی جدید وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تازه حاکی از نابرابری ساختاری در دستیابی دهکهای درآمدی به تسهیلات و منابع بانکی است؛ نابرابریای که علاوه بر مؤلفههای درآمدی، با عناصر جغرافیایی و جنسیتی نیز در آن دخیلاند- بخشهای مهم این گزارش را میخوانید.
مطابق با دادههای مرکز رفاه ایرانیان، طی سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱، سه دهک اول درآمدی مجموعاً به همان اندازه از تسهیلات بانکی برخوردار شدهاند که دهک دهم درآمدی به این تسهیلات دسترسی داشته است. این مسئله البته صرفاً به تعداد دریافتکنندگان وام بانکی محدود نمیشود. مطابق با دادههای گزارش، دهک دهم درآمدی ۳۳درصد از ارزش وامهای اعطایی در سال ۱۴۰۱ را به خود اختصاص داده و در مقابل، این رقم برای سه دهک اول، مجموعاً به ۱۰درصد نیز نمیرسد.
دسترسی دهک دهم به تسهیلات بالای ۳۰۰ میلیون ۳۳۷ برابر اعضای دهک اول است
بنا به دادههای پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان، در سال ۱۴۰۱ متوسط تسهیلات دریافتی خانوارهای دهک دهم درآمدی، ۲۵۰ میلیون تومان بوده و در مقابل، متوسط وامهای دریافتی دهک اول ۵۵ میلیون تومان، دهک دوم و سوم نیز ۶۱ میلیون تومان بوده است. اگر وامهای بیش از ۳۰۰ میلیون تومان در سال ۱۴۰۱ مورد بررسی قرار بگیرد، این نابرابری وجوه عمیقتری پیدا میکند.
در سال ۱۴۰۱ معادل ۲۹۰هزار نفر از دهک دهم درآمدی تسهیلات بالای ۳۰۰ میلیون تومانی دریافت کردهاند، یعنی ۴۸درصد از مجموع تمام کسانی که این قبیل تسهیلات را دریافت کردهاند. این رقم برای دهک اول، برابر با ۸۶۰ نفر بوده؛ یعنی بیش از ۳۳۷ برابر.
یک میلیون خانوار در ۱۰ سال گذشته از وام بانکی محروم بودهاند
این نابرابری در دسترسی به تسهیلات زمانی ماهیت ساختاری پیدا میکند که تسهیلات اعطایی را براساس مشاغل مورد بررسی قرار دهیم. مطابق با دادههای وزارت تعاون، در سال ۱۴۰۱ حدود ۷۲درصد کارمندان بانکها تسهیلات دریافت کردهاند؛ قشری که عموماً به دهکهای بالای درآمدی تعلق دارند. در مقابل، این میزان برای گروههای کمبرخوردار و آسیبپذیر مانند زنان سرپرست خانوار یا افراد تحت پوشش کمیته امداد، به ترتیب ۱۶ و ۱۹درصد بوده است. این گزارش تصریح میکند که از ۲.۵ میلیون خانوار تحت پوشش کمیته امداد، بیش از یک میلیون خانوار در ۱۰ سال گذشته هیچگونه تسهیلات بانکی دریافت نکردهاند.
۲۰درصد خانوارهای سیستانی در دهه گذشته وام نگرفتهاند
سویه دیگری که این نابرابری را ساختاری جلوه میدهد، مسئله نابرابری جغرافیایی در این دسترسی است. براساس دادههای پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان، بیش از ۲۰درصد خانوارهای ساکن سیستان و بلوچستان در یک دهه گذشته هیچگونه وامی دریافت نکردهاند. با بررسی آخرین دادههای انتشاریافته از سوی بانک مرکزی در مورد سهم استانهای کشور از تسهیلات جاری و غیرجاری در آبان ۱۴۰۴، میتوان به صحت این گزاره بیش از پیش اعتنا کرد.
طبق دادههای بانک مرکزی، سهم استانهایی مانند ایلام (۰.۳۹درصد)، کهگیلویه و بویراحمد (۰.۳۹درصد)، سیستان و بلوچستان (۰.۶۳درصد) و کردستان (۰.۶۶درصد) قابل قیاس با سهم استانهایی نظیر اصفهان (۳.۹۳درصد)، خراسان رضوی (۳.۳۷درصد)، فارس (۲.۴۶درصد) و مازندران (۲.۱۱درصد) نیست. این نابرابری گاهی به ۱۰ برابر (میان ایلام و اصفهان) میرسد.
باید توجه داشت که بیش از ۶۰درصد تسهیلات بانکی متعلق به استان تهران است.
اصلیترین دلیلی که سبب میشود تا تسهیلات و منابع بانکی در دهک دهم درآمدی متمرکز شود، سازوکار نظام بانکی برای تضمین تسهیلات است. در این سازوکار، دسترسی به تسهیلات لزوماً در پیوند با ارائه وثایق رسمی، ضامن معتبر و جریانهای درآمدی رسمی و قابل راستیآزمایی است. این سازوکار، در حقیقت امتیازی ساختاری برای دهکهای بالاتر ایجاد میکند.
ارزش واقعی وامهای اعطایی به فرودستان در ۱۰ سال گذشته کاهش یافته است
مسئله بعدی، عدم تناسب حجم واقعی تسهیلات با نیازهای اقشار فرودست است. با وجود آنکه تعداد وامگیرندگان تا سال ۱۴۰۱، افزایش چشمگیری پیدا کرده اما میانگین واقعی مبلغ وام دریافتی به قیمت ثابت (سال ۱۳۹۵) در سنوات گذشته به پایینترین سطح خود در یک دهه گذشته رسیده است. به دیگر سخن، بانکها تسهیلات بیشتری پرداخت کردهاند اما مبالغ واقعی هر وام کاهش یافته است. این مسئله سبب میشود که انگیزه برای تقاضای رسمی وام کاهش پیدا کند.