قطعی اینترنت؛ اختلالی موقت یا قاعدهای در حال تثبیت؟
آوات رضانیا، پژوهشگر حوزه رسانه و ارتباطات معتقد است، دسترسی به اطلاعات، تولید و انتشار آن حق تمامی مردم است
قلمرو رفاه| چهارده روز از قطعی و اختلال گسترده اینترنت بینالمللی در ایران میگذرد. با گسترش اعتراضات در دیماه 1404 در شهر و استانهای مختلف، در یک شب همه ارتباطات آنلاین، مجازی، اقتصاد دیجیتال و پلتفرمی و... دود شد و به هوا رفت. طبق گفتۀ مقامهای رسمی، این تصمیم برای حفظ «امنیت مردم» گرفته شده است؛ اما قطع چندباره اینترنت در ایران، نسبت میان حکمرانی، ارتباطات و حقوق شهروندی را بهصورت جدی زیر سؤال میبرد.
اینترنت در سالهای اخیر به زیرساختی حیاتی برای زیست اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است و زیست روزمره هزاران شهروند را بهصورت مستقیم و غیرمستقیم تحتتأثیر قرار میدهد. آبان 98، پاییز 1401، جنگ 12 روزه و دیماه 1404 از جمله زمانهای است که دسترسی شهروندان به اینترنت به صورت کامل قطع شده است. سئوال اینجاست چرا اولین اقدام دولت در مواجهه با اعتراضات خیابانی شهروندان، تقریباً در تمام برهههای زمانی مشابه، قطع اینترنت و منع دسترسی مردم به اطلاعات داخلی و بیناالمللی است؟ آیا این قطعی، بهقاعده نانوشتهای برای حاکمیت تبدیل شده؟این وضعیت تا چه زمانی ادامه دارد و پیامدهای آن چه میتواند باشد؟ قلمرو رفاه برای تحلیل و بررسی این موضوع، به سراغ آوات رضانیا، پژوهشگر حوزه ارتباطات رفت تا نظر او را جویا شود.
تحلیل شما بهعنوان متخصص ارتباطات، از قطعی اینترنت و عدم دسترسی به آن چیست؟ فکر میکنید تا چه زمانی ادامه پیدا کند؟
قطع اینترنت در ایران در شرایط فعلی با استدلال و منطق امنیتی انجامگرفته است. به این معنا که مسئولان امنیتی کشور به این باور رسیدهاند که با قطع اینترنت میتوانند شرایط ناآرام کشور و احتمالاً تهدیدات مجازی را کنترل کنند. من اینجا کاری به استدلال و منطق دستگاههای امنیتی کشور ندارم و تلاش میکنم تا قطعی اینترنت را از دیدگاه اثرات آن بر زندگی روزمره مردم بررسی کنم. در یک جامعه مدنی سالم، رسانهها و از جمله بستر اینترنت واسطه بین حکومت و مردم در نظر گرفته میشود. در دوران رسانههای سنتی، رسانه آزاد بهعنوان امکانی برای انتقال دیدگاهها، خواستهها و مسائل و مشکلات در نظر گرفته میشد. اینترنت بهعنوان یک رسانه جدیدتر امکان ارتباطات تعاملی بیشتری را فراهم کرد که بهنوعی که یک مسئول میتواند در پلتفرمهای شبکههای اجتماعی یک نظر بگذارد و بهصورت مستقیم کامنتهای مردم را دریافت کند و بهراحتی از طریق امکانات هوش مصنوعی تحلیل کند.
در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که اقدام به قطع اینترنت اگرچه در کوتاهمدت ممکن است اوضاع را آرام بکند؛ اما در درازمدت نتیجه عکس میدهد. قطعی اینترنت در ایران در وهله اول آسیب جدی به رابطه و تعامل مردم و حکومت میزند. واقعیت این است که با گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی و جدیداً هوش مصنوعی عادت مصرف رسانهای مردم بهشدت عوض شده است و اینترنت بهعنوان منبع اصلی اخبار و اطلاعات مورداستفاده قرار میگیرد. قطع اینترنت و ایجاد اختلال در ارتباطات بینالملل لزوماً باعث نمیشود مردم برای دریافت اطلاعات به رسانههای داخلی و صداوسیما مراجعه کنند. بهاینترتیب یک شکاف و خلأ اطلاعرسانی در ذهن مردم ایجاد میشود که نه با اطلاعرسانی رسمی حکومت که از طریق روابط شفاهی و شایعات پر میشود. در وضعیتی که ناآرامیهایی در سطح شهر وجود داشته باشد این خلأ اطلاعاتی حتی میتواند فرد را برای حضور در خیابان تحریک کند. بسیاری از مردم ممکن است برای کسب خبر و تماشای اعتراضات در خیابانها حضور پیدا کنند و بر اثر هیجانات جمعی در جریان ناآرامیها قرار بگیرند.
از طرفی دیگر قطع اینترنت باعث میشود مردم بیشتر احساس کنند که اتفاقاتی در حال انجام است و حکومت مخفیکاری میکند. برای نمونه شایعات زیادی در مورد آمار زیاد تعداد کشتهشدگان حوادث اخیر وجود دارد و حکومت باوجود استفاده از تمامی امکانات رسانهای خود هنوز نتوانسته است روایت رسمی خود را به روایت مسلط تبدیل کنند. این باور بهصورت گسترده در بین مردم وجود دارد که عدم اتصال اینترنت به این دلیل است که حکومت تلاش میکند تا خشونت انجامگرفته بر علیه معترضان را از افکار عمومی داخلی و بینالمللی مخفی کند. بهطورکلی قطعی اینترنت بههیچوجه به مدیریت افکار عمومی در ایران کمک نکرده است.
از طرف دیگر عدم اتصال اینترنت باعث شده است تا رسانههای خارجی درک درستی از شرایط ایران نداشته باشند. برای نمونه رسانههای خارجی عدم اتصال اینترنت را بهعنوان نشانهای از تداوم اعتراضات در نظر میگیرند. این در حالی است که عملاً اعتراضات کاهش پیدا کرده است و فضای کلی کشور در حال حاضر آرام است. در موردی دیگر برخی از رسانهها مانند ایران اینترنشنال از این شرایط سوءاستفاده کردهاند تا روایت موردنظر خود - در موردحمایت حداکثری مردم از رضا پهلوی - را در بین مردم و دیگر رسانههای بینالمللی جا بیندازند درحالیکه علیرغم حمایتهای عدهای از معترضان، این امر واقعیت ندارد. این رسانهها با جعل و دستکاری ویدئوهای موجود و حتی ویدئوهای قدیمی تلاش میکنند تا اهداف سیاسی خود را غالب کنند. اتصال مجدد اینترنت میتواند این سوء تفاهمات را تا حدود زیادی برطرف کند.
از طرف دیگر قطعی طولانیمدت اینترنت کاربران را وادار میکند تا به فکر بهکارگیری راهکارهای جایگزین مانند استفاده از استارلینک باشند که برای حکومت چندان مطلوب نیست. بههرحال شاید در کوتاهمدت حکومت بتواند کنترل انتشار اطلاعات و بخصوص روایتهای متفاوت را بگیرد، اما بهزودی این اطلاعات از راههای دیگری منتشر میشوند. انتشار تدریجی این اطلاعات باعث میشود تا خوراک رسانهای برای رسانههای خارجی در تا چندین ماه بعد فراهم شود و این امر میتواند بر تحریک احساسات مردم و شروع اعتراضات و ناآرامیهای دیگر اثر بگذارد.
من بر این باور هستم که اتصال اینترنت بینالملل در روزهای آینده انجام میگیرد؛ اما به همان گستردگی و دامنه قبلی نخواهد بود. همچنین احتمال قطعیهای بیشتر در آینده وجود دارد. به نظر میرسد در روزهای آینده دسترسی به برخی از امکانات بینالمللی مانند برخی از سرویسهای گوگل، امکانات هوش مصنوعی و غیره بهصورت تدریجی و طبقاتی فراهم میشود. اما اخبار و اطلاعات و مصاحبههای منتشر شده از مسئولین نشان میدهد که ارادهای جدی برای تقویت و جایگزینی اینترنت داخلی و ملی وجود دارد.
به نظر شما این اقدام چه پیامد و نتایجی میتواند داشته باشد؟
واقعیت این است که قطعی اینترنت بینالملل در وهله اول حق مردم برای دسترسی آزاد به اطلاعات را نقض میکند. اما همزمان در بعد اقتصادی نیز مسائل و مشکلات زیادی برای مردم ایجاد کرده است. بسیاری از کسبوکارها بهنوعی به اینترنت و بخصوص اینترنت بینالمللی وابسته هستند که قطع آن به معنای ضرر و زیان به این کسبوکارها است. شرایط اقتصادی در کشور در وضعیت بحرانی است. دولت برای جبران کسری بودجه نیازمند افزایش قیمت ارز و برای جبران کاهش فروش نفت نیازمند افزایش مالیاتها است که فشار بسیار زیادی بر مردم و بخصوص طبقات پایین وارد میکند.
بحران اقتصادی باعث شده است تا بسیاری از فعالان اقتصادی از پلتفرمهای دیجیتال برای کسب درآمد و معیشت استفاده بکنند. در واقع مشاغلی وجود دارد که فروش محصولات و خدمات آنها وابسته به شبکههای اجتماعی پر طرفداری مانند اینستاگرام است. با قطع اینترنت بسیاری از مشاغل دچار آسیب و ضرر و زیانهای زیادی شدهاند؛ اما این دسته از مشاغل که تعداد آنها هم کم نیست، بهصورت کلی منبع درآمد خود را ازدستدادهاند. این در حالی است که دولت اصولاً این پلتفرمها را به رسمیت نمیشناسد و طبیعتاً هیچ راهی برای جبران ضرر و زیان این مشاغل ارائه نکرده است. بهاینترتیب تداوم قطعی اینترنت در مدت کوتاهی میتواند نارضایتیهای عمومی را بهشدت افزایش دهد.
آیا میتوان گفت تکرار قطعی اینترنت، خود بهنوعی نهادینهشدن نقض حقوق شهروندی در حکمرانی ارتباطات منجر شده است؟
واقعیت این است که قطعی اینترنت در شرایط فعلی با منطق و استدلال امنیتی انجامگرفته است. عموماً در کشورهای دیگر اقدامات امنیتی چندان به مسائل اخلاقی اهمیت نمیدهند. به لحاظ اخلاقی و قانونی، دسترسی به اطلاعات و تولید و انتشار آن حق تمامی مردم است. اما در وضعیت استثنائی عموماً قانون تعلیق میشود و حقوق مردم نقض میشود.
بااینوجود، مسئله این است که وضعیت استثنائی در ایران به یک قاعده اصلی و همیشگی تبدیل شده است و بنابراین با این توجیه که کشور در معرض تهدیدات همیشگی دشمن قرار دارد، حق دسترسی آزاد به اطلاعات بهصورت مداوم نقض میشود و به یک اصل و قاعده نانوشته حکمرانی تبدیل شده است. از این لحاظ ما همیشه کمابیش با اشکال مختلفی از سانسور و محدودیت دسترسی به اطلاعات روبرو بودهایم و اتفاق جدیدی نیست.