مدرنیزاسیون، دولت و مسئله اعتیاد در عصر پهلوی
شکست سیاستهای مبتنی بر ممنوعیت و اتخاذ رویکردهای تنظیمگرانه در مواجهه با مصرف تریاک، در دوره پهلوی
اعتیاد به مواد مخدر یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی در ایران است که از گذشتههای دور در جامعه پررنگ بوده است. به همین دلیل ارائه تصویری روشن از روند شکلگیری و گسترش اعتیاد در ایران میتواند زمینهساز فهم دقیقتر مسئله و در نتیجه، طراحی سیاستهای واقعبینانهتر و کارآمدتر برای پیشگیری و کاهش پیامدهای آن باشد. در همین راستا، مجموعه یادداشتی در چهار بخش تنظیم شده است که به تدریج منتشر خواهد شد. یادداشت اول به دوره شیوع تریاک در صفویه، یادداشت دوم به نقش اقتصاد تریاک در قاجار؛ یادداشت سوم وضعیت اعتیاد در دوران پهلوی و یادداشت آخر به تغییرات و تحولات اعتیاد در ایران پس از انقلاب اسلامی اختصاص دارد.
در ادامه دو یادداشت اول که به تصویر اعتیاد در دوران صفویه و قاجار میپرداخت، در یادداشت حاضر به تصویر اعتیاد در عصر پهلوی میپردازیم. دوره پهلوی را از منظر تولید و مصرف مواد مخدر، میتوان صحنه تلاقی دو نیروی بزرگ دانست: از یکسو سودای مدرنیته و ساختن ایرانی نو و از سوی دیگر واقعیت ریشهدار و پیچیده مصرف تریاک و اقتصاد سیاسی خشخاش.
مسئله اعتیاد در ایران قرن بیستم نه تنها یک معضل، بلکه بخشی از فرآیند دولتسازی و کنترل اجتماعی بود. پهلوی اول و دوم هر دو با این مسئله روبهرو شدند، اما با دو رویکرد متفاوت: رضاشاه با سیاستی کنترلگرایانه و غیرممنوعیتی و محمدرضاشاه با پروژهای منعمحور که بعدها ناچار به اصلاح و کنترل مصرف شد.
پهلوی اول، مدرنیزاسیون و تریاک
رضاشاه بهدنبال ایجاد دولت مرکزی مدرن بود. این تحول نیاز به منابع مالی گسترده داشت و در شرایطی که نظام مالیاتی هنوز ناکارآمد بود و درآمد نفتی ایران بسیار محدود محسوب میشد، تریاک تبدیل به یکی از پایدارترین منابع درآمد دولت شد[1].
متون تاریخی ذکر کردهاند رضا شاه خود مصرفکننده دائمی تریاک بود، هرچند گفته میشد که او روزی دو بار در حالت ایستاده تریاک میکشید تا هوشیاری ذهنیاش را حفظ کند و این کار او را از شاهان سنتی قاجار متمایز میساخت. مصرف تریاک، در کنار پوششهایی مانند کلاه سنتی، حجاب و تصوف، عادتی محسوب میشد که در ساخت ایران مدرن مطلوب رضا شاه جایگاهی نخواهد داشت. اما جایگاهی که تریاک در جامعه و به ویژه در اقتصاد کشور داشت، سبب شد رضا شاه نتواند از این ماده مخدر در اجرای سیاستهای خود چشمپوشی کند [۱].
رضاشاه در چارچوب سیاست نظمگرایی و انضباط اداری، مصرف تریاک را برای کارکنان ارتش و اعضای بوروکراسی دولتی ممنوع کرد تا دستگاه اداری و نظامی را از عادتهای رایج سنتی جدا کرده و تصویری مدرن و منضبط از دولت نوین ارائه دهد؛ با این حال، تناقض مهمی در سطح حکمرانی وجود داشت، زیرا در خود مجلس شورای ملی سالنی وجود داشت که نمایندگان میتوانستند در آن تریاک بکشند. این تضاد نشان میدهد که پروژه مدرنسازی رضاشاه تنها در سطح رسمی و ساختاری اعمال میشد اما در عمل حتی در بالاترین نهادهای سیاسی کشور هم هنوز فرهنگ مصرف تریاک ریشهدار و پذیرفتهشده بود[۱].
در سال ۱۳۰۷ دولت رضاشاه با تصویب قانون محدودیت تریاک نخستین گام رسمی برای تنظیم و کنترل دولتی چرخه تولید، مصرف و تجارت تریاک را برداشت. بر اساس این قانون، کشت خشخاش تنها با دریافت گواهی رسمی از «سازمان دولتی تریاک» مجاز بود و هرگونه تولید خارج از این چارچوب غیرقانونی محسوب میشد. این سازمان علاوه بر صدور مجوز کشت، وظیفه داشت صادرات تریاک را تحت نظارت قرار دهد و جریان قانونی تجارت را تنظیم کند. همچنین فروش شیره مطبوخ به شیرهکشخانهها و جمعآوری سوختههای باقیمانده از مصرف تریاک در اماکن عمومی بر عهده همین نهاد بود[۲]. مجموع این اقدامات، تلاشی بود برای آنکه دولت از یکسو کنترل اقتصادی چرخه تریاک را در دست گیرد و از سوی دیگر مصرف عمومی را مهار و قابل مدیریت کند، بدون آنکه کشت خشخاش متوقف یا جرمانگاری شود[۱].
سیاست اعتیاد در پهلوی اول نه بر پایه حذف، بلکه بر پایه کنترل شکل گرفته بود. در دهه ۱۳۱۰، مصرف تریاک هنوز بخشی از فرهنگ روزمره بود. شیرهکشخانهها فعالیت نیمهرسمی داشتند و دولت بیشتر به دنبال نظم عمومی بود تا پاکسازی. قوانین موجود بیشتر شامل مقررات اداری و برخی محدودیتها بر خرید و فروش بود؛ هیچ قانون جامع منع کشت یا مصرف وجود نداشت[۲].
با این حال، پایان دوره رضاشاه با رشد قاچاق بینالمللی همراه شد. در گزارشهای آمریکایی اواخر دهه ۱۳۱۰–۱۳۲۰ آمده بود که ۷۵% تریاک کشفشده در آمریکا منشأ ایرانی دارد و شبکههایی از تجار چینی آن را از ایران به سانفرانسیسکو منتقل میکردند. فشارهای خارجی برای کاهش کشت خشخاش در سالهای پایانی رضاشاه آغاز شد، اما تحقق سیاستهای سختگیرانه به دوره پهلوی دوم واگذار شد[۲].
در دوره رضاشاه، ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان تریاک در جهان بود. بر اساس آمارهای بینالمللی دوره ۱۳۱۷ تا ۱۳۱۹، سطح زیر کشت خشخاش بین ۲۶ تا ۳۷ هزار هکتار و تولید سالانه تریاک بین ۷۰۰ تا ۷۸۰ هزار کیلوگرم بود. این ارقام نشان میدهد که اقتصاد کشاورزی ایران بهشدت به خشخاش وابسته بود و دولت از طریق نظامهای نظارتی و مالیاتی بخشی از درآمد آن را جذب میکرد؛ اقتصادی که سبب به وجود آمدن تناقض جامعه مدرن مطلوب رضا شاه، شیرهکشخانههای فعال در سطح کشور و قاچاق بیناللملی مواد مخدر بود[۲].
پهلوی دوم؛ منع مصرف و آزادسازی مصرف
مرحله اول: بحرانسازی و ممنوعیت (اوایل دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۸)
با آغاز سلطنت محمدرضاشاه، سیاست دولت در قبال مسئله تریاک دچار دگرگونی اساسی شد. در دهه ۱۳۳۰، تحت تأثیر فشارهای سیاسی و دیپلماتیک آمریکا و نهادهای بینالمللی، حکومت تلاش کرد تصویری از بحران فراگیر اعتیاد بسازد تا تصویب ممنوعیت کامل تریاک، هم در داخل مشروعیت اجتماعی بیابد و هم در سطح جهانی نشانهای از همسویی ایران با سیاستهای مدرن کنترل مواد مخدر تلقی شود. این ممنوعیت برای کسب اعتبار بود؛ یعنی حکومت میخواست با قطع رابطه با تصویری که از گذشته سنتی ساخته میشد، ایران را کشوری مدرن و نزدیک به معیارهای غرب نشان دهد[۲].
در سال ۱۳۳۴ آمارهایی توسط وزارت بهداشت وقت منتشر شد که امروزه بخشی از آنها را بزرگنمایی شمردهاند: از جمله اعلام وجود ۱/۵ میلیون معتاد در جمعیت ۱۹ میلیونی توسط جهان صالح، وزیر بهداشت وقت، گزارشهایی مبنی بر وجود دو میلیون مصرفکننده، رقم مصرف روزانه دو میلیون گرم تریاک، خسارت اقتصادی شش میلیون ریال در روز، ثبت ۵۰۰۰ اقدام به خودکشی سالانه با تریاک که زنان بخش عمدهای از آن را شامل میشدند، آمار ۱۰۰ هزار مرگ در سال و همچنین وجود ۱۳۰۰ شیرهکشخانه در سراسر کشور. این مجموعه دادهها، چه واقعی و چه اغراقشده، فضای افکار عمومی را چنان تحت تأثیر قرار داد که دولت توانست قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک را به تصویب برساند[۲].
این قانون، مصرف و کشت را جرمانگاری کرد و ایران را در ردیف سختگیرانهترین نظامهای حقوقی حوزه مواد مخدر قرار داد. مجازات اعدام برای قاچاقچیان مواد مخدر در نظر گرفته شد. اجرای قانون جدید با گسترش اختیارات ساواک، ژاندارمری و پلیس مبارزه با مواد مخدر همراه شد و برخورد کیفری شدید بهعنوان ابزار اصلی حکومت برای کنترل اعتیاد در نظر گرفته شد[۲].
اما این سیاست منعمحور بهجای کاهش مصرف، پیامدهای پیشبینینشده و سنگینی بر جای گذاشت. حذف قانونی تریاک موجب شد مصرف از محیطهای خانگی و قابلمشاهده به فضاهای پنهان و زیرزمینی منتقل شود و بازار تازهای برای مواد مخدرِ خطرناکتر شکل گیرد. در همین دوره، موج مصرف هروئین در ایران برخاست؛ مادهای که هم ارزانتر توزیع میشد و هم در شبکههای قاچاق بهسرعت جایگزین تریاک شد. شواهد آماری نشان میدهد که بین سالهای ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۵ میزان کشف هروئین هشت برابر شد[۲].
امتناع ترکیه، افغانستان و پاکستان از کاهش تولید و ریشهکردن تولید تریاک خود، که بخش زیادی از آن از ایران عبور میکرد و همچنین کاهش اقتصاد سودآور مواد مخدر برای دولت و حاکمیت از دیگر دلایلی بودند که ناکامی این سیاست را در پی داشتند[2].
افزایش قاچاق مخفیانه و پرخطرتر، عدم امتناع همسایگان به برنامههای بینالمللی و همچنین زیان مالی ناشی از ممنوعیت کاشت، دولت را واداشت که ناکامی سیاست ممنوعیت را بپذیرد و بهتدریج راه را برای تجدیدنظر و تغییر رویکرد در سالهای پایانی دهه ۱۳۴۰ باز کند.
مرحله دوم: عقبنشینی و سیستم کوپن (۱۳۴۸–۱۳۵۷)
از سال ۱۳۴۸، دولت پس از شکست سیاست ممنوعیت، با اتخاذ رویکردی کاملاً متفاوت سیستم کوپن تریاک را اجرا کرد؛ راهکاری عملگرایانه که هدف آن مهار بحران هروئین و بازگرداندن مصرف مواد به الگوی سنتی و قابل مدیریت بود. در این طرح، معتادانی که ثبتنام میکردند (عمدتاً افراد بالای ۵۰ سال که سالها مصرف مستمر داشتند) میتوانستند روزانه ۲ تا ۱۰ گرم تریاک دریافت کنند. تریاکی که دولت برای این منظور عرضه میکرد، توسط کشت محدود داخلی دولتی و از محمولههای قاچاق افغانستان و پاکستان تأمین میشد که پس از توقیف، تصفیه و با قیمت ۶ ریال برای هر گرم در اختیار مصرفکنندگان قرار میگرفت. این سیاست از دید دولت کمهزینهتر و کارآمدتر از ممنوعیت کامل بود.
در همین سالها، تخمینها تعداد مصرفکنندگان تریاک را حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار نفر اعلام میکردند.[3] تفاوت در آمارهای اعلام شده در زمان پهلوی، به دلیل بهرهگیری حکومت از آمارها برای مشروعیت بخشیدن به سیاستهای خود بوده است. مادامی که خواهان اعلام ممنوعیت کامل کشت خشخاش بودند آمار معتادین کشور را بالا نظیر ۱/۵ میلیون نفر اعلام میکردند، اما مادامی که سیاستهای کنترل مصرف را در پیش گرفتند، آمار مصرفکنندگان را پایینتر، بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار نفر اعلام کردند.
با وجود این تغییر رویکرد، بخشی از تریاک کوپنی که با نسخه پزشک به افراد داده میشد در بازار سیاه به فروش میرسید. همچنین مصرفکنندگان هروئین تمایل به مصرف تریاک نداشتند. چرا که الگوی مصرف آنها تغییر کرده بود. در جهت عرضه موادمخدر، قاچاق مواد مخدر همچنان ادامه یافت و حتی پیچیدهتر شد. مسیرهای شرقی کشور در دهه ۱۳۵۰ به یکی از اصلیترین شریانهای انتقال مواد به اروپا و آمریکا تبدیل شده بود. دولت با تقویت نیروهای امنیتی، افزایش اختیارات ساواک، مصادره گسترده اموال و اجرای حکم اعدام برای قاچاقچیان بزرگ تلاش کرد این شبکهها را مهار کند، اما ساختارهای منطقهای قاچاق چنان گسترده و اقتصادی بود که این اقدامات نیز نتوانست چرخه تولید و عبور مواد مخدر را متوقف کند. در نتیجه، دوره کوپن تریاک همزمان با نوعی آرامسازی مصرف داخلی، شاهد تثبیت و حتی گسترش قاچاق بینالمللی از مرزهای شرقی ایران بود؛ واقعیتی که نشان میداد مسئله مواد مخدر در پهلوی دوم، نهفقط یک بحران داخلی، بلکه بخشی از پویاییهای ژئوپولیتیکی منطقه بود[۲].
جمعبندی
در دورههای صفویه و قاجار، تریاک از یک داروی پزشکی به یک عادت اجتماعی و سپس به رکن مهمی از اقتصاد سیاسی کشور تبدیل شد؛ در صفویه مصرف فراگیر شد و در قاجار به یکی از اصلیترین کالاهای صادراتی و منابع مالی دولت بدل گشت و همین زمینۀ ورود مسئله اعتیاد به سیاست دوره پهلوی را ساخت.
دوره پهلوی اولین قوانین مرتبط با مواد مخدر در کشور تنظیم شد. در دوره پهلوی، مسئله اعتیاد صحنه رویارویی مدرنیزاسیون دولتی با واقعیت ریشهدار مصرف تریاک بود. رضاشاه با وجود تلاش برای ساخت دولت مدرن، بهدلیل وابستگی اقتصادی کشور به خشخاش و تریاک، سیاستی کنترلگرایانه و غیرممنوعیتی اتخاذ کرد؛ سیاستی که همزمان با مدرنسازی، تداوم شیرهکشخانهها و گسترش قاچاق، تناقضی ساختاری در حکمرانی ایجاد کرد. در مقابل، محمدرضاشاه ابتدا تحت فشار بینالمللی بهسوی ممنوعیت کامل رفت، اما این رویکرد به جای کاهش مصرف، موجب جهش قاچاق، زیرزمینیشدن مصرف و رواج هروئین شد. شکست ممنوعیت، حکومت را در سال ۱۳۴۸ به سیاست کوپنی و کنترل مصرف بازگرداند؛ سیاستی که مصرف سنتی را تا حدی مهار کرد، اما نتوانست قاچاق منطقهای را متوقف سازد. در مجموع، تجربه پهلوی نشان میدهد که سیاستهای اعتیاد بیش از آنکه حاصل اراده سیاسی باشند، در پیوند با اقتصاد خشخاش، فشارهای بینالمللی و ساختارهای منطقهای قاچاق شکل گرفتهاند.
با انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، مصرف مواد مخدر توسط امام خمینی حرام اعلام شد، زمینهای کشت خشخاش دولتی سوزانده شدند و شدیدترین جرمانگاری مواد مخدر در تاریخ ایران شکل گرفت. در یادداشتهای بعدی، تصویر اعتیاد پس از انقلاب بهتفصیل شرح داده خواهد شد.
منابع:
مسئله تریاک در جامعه عصر رضاشاه؛ یوسفی مقدم، یوسفی مقدم، فاطمه؛ فصلنامه علمی پژوهشی تاریخ اسلام و ایران، دانشگاه الزهرا (1398).
Drugs Politics: Managing Disorder in the Islamic Republic of Iran- Maziyar Ghiabi) Cambridge University Press .(2019
Office of the Historian. (1969–1976). Document 136. Narcotics and the Iranian government. Foreign Relations of the United States, 1969–1976, Volume E–4. U.S. Department of State.
[1] مسئله تریاک در جامعه عصر رضاشاه؛ یوسفی مقدم، فاطمه؛ فصلنامه علمی پژوهشی تاریخ اسلام و ایران، دانشگاه الزهرا (۱۳۹۸).
[2] Office of the Historian. (1969–1976). Document 136. Narcotics and the Iranian government. Foreign Relations of the United States, 1969–1976, Volume E–4. U.S. Department of State.
[3] Drugs Politics: Managing Disorder in the Islamic Republic of Iran- Maziyar Ghiabi) Cambridge University Press .(2019