کابوس ازدواج
گزارشی از بازار لوازم خانگی، گرانیها و ناتوانی زوجهای جوان برای خرید وسایل خانه و شروع زندگی/ فروشندگان لوازم خانگی ترجیح میدهند فروشی نداشته باشند
در سال 1403 نرخ ازدواج نسبت به سال 1389 بیش از 48 درصد افت کرده است؛ به عبارتی طی 14 سال، نرخ ازدواج نصف شده است. از سوی دیگر، در بازه زمانی سال 1401 تا سال 1403، نرخ ازدواج از 570 هزار ازدواج ثبتشده به 470 هزار ازدواج ثبتشده رسیده و پیشبینی میشود در پایان سال 1404 نیز نرخی پایینتر از سال 1403 ثبت شود. علت هم مشخص است: گرانی افسارگسیخته هزینههای تشکیل یک زندگی آبرومندانه. روزنامه شرق در صفحه اجتماعیاش گزارشی تهیه کرده از گرانی سرسامآور هزینههای تشکیل جهیزیه در ایران امروز که بخشهایی از آنرا میخوانید.
ارزانترین جهیزیه: 200 میلیون تومان
در سایت دیجیکالا، جدولی از پرفروشترین کالاهای مربوط به جهیزیه عروس وجود دارد؛ کالاهایی که اغلب ارزانترین در دسته خودند: یخچال فریزر 14فوتی دیپوینت ایرانی با قیمت 35 تا 38 میلیون تومان، ماشین ظرفشویی 15نفره پاکشوما 43 میلیون تومان، مایکروویو شارپ با قیمت 10 میلیون تومان، سرویس تابه ششپارچه با قیمت یک میلیونو 600 هزار تومان، سرویس قابلمه 24پارچه هایسم با قیمت 17 میلیون تومان، میز و صندلی ناهارخوری چهارنفره برند اسپیناس به قیمت 14 میلیون تومان، سرویس چاقو آشپزخانه ششپارچه الماس زنجان به قیمت دو میلیونو 200 هزار تومان، فرش ماشینی برند دنیای فرش ششمتری با قیمت شش میلیونو 900 هزار تومان، و...
یک جمعبندی ساده براساس فهرست این فروشگاه اینترنتی حداقل 194 میلیون تومان برای خرید سادهترین لوازم منزل (درصورتیکه این کالاها همچنان با همین قیمت فروخته شوند و تحت تأثیر کمبود کالا و افزایش روزانه قیمتها، گرانتر نشود) مورد نیاز زوجهای جوان است. در کنار این عددها، هزینه پیشپرداخت خانه و اجارهها و همینطور وسایلی مانند لوازم معمول آشپزخانه؛ درکل به بیش از 400 میلیون تومان میرسد.
چرا بفروشیم؟ ضرر میکنیم
«خیابان امینحضور» جایی است در مرکز شهر تهران و نزدیک به بازار بزرگ که قطب فروش لوازم خانگی است. «محمد» کاسبی است که جلوی مغازه خود ایستاده و تخمه میشکند، درباره قیمت اجناس داخلی میگوید: «در سایت که ببینید، یخچال ایرانی از 30 میلیون تومان تا 200 میلیون تومان قیمت داده شده است، اما مسئله اینجاست که آن یخچال 30میلیونی را در بازار پیدا نمیکنید. شرکتها تولیدات محدودی دارند و متقاضی برای محصولات ارزانترشان بالاست، در نتیجه در بازار بهسرعت آن محصولات ارزان فروخته میشود و برای مثال شما مجبوری محصولی در رنج قیمتی متوسط به بالا بخرید».
برخی از زوجها مثلا ۲۰۰، ۳۰۰ میلیون تومان برای کالاهای مهم و بزرگ جهیزیه، پول کنار گذاشتهاند اما در نهایت با این پول فقط چهار کالای ایرانی میتوانند بخرند.
«فرزین» از دوستان محمد است و در این پاساژ به شکل تخصصی یخچال و گاز میفروشد: بازار به شکلی درآمده که من اگر نفروشم، بیشتر سود میکنم. الان حتی محصولات داخلی نیز به این وضعیت افتادهاند و هر روز قیمتها تغییر میکند». او میگوید خرید قسطی نیز تبدیل به بحران شده است: «شما بگویید در این اوضاع من تا چه قیمتی یک یخچال را در مثلا سه قسط بفروشم تا وقتی اقساط تمام شد، بتوانم بگویم سود کردهام؟ وقتی هرروز هزار تومان روی قیمت دلار میرود و از سوی دیگر اصلا معلوم نیست وضعیت موجودی اجناس در آینده به چه شکل خواهد شد، فروش چندقسطی برای من ضرر است. اما خب اگر قسطبندی نکنیم مردم نمیتوانند بخرند».
«فرزین» در تلفن همراهش فهرستی نشان میدهد، فهرستی از مشخصات فروشهای اقساطی و خریداران: «الان این بنده خدا باید بهمنماه چهار چک هرکدام حدودا 30 میلیون تومان را پاس کند. از سوی دیگر من هم کاسبم و اگر چکها پاس نشود، نمیتوانم اجاره همین مغازه را بدهم».
«علی» از قدیمیهای این پاساژ است؛ کرکره مغازهاش تا نصفه پایین است و فروش ندارد: «چرا بفروشم؟ الان همین مایکروویوهایی که در مغازه گذاشتهام، بیشتر از فروش خودم سود میدهند». با این حال او همچنان مجبور به فروش است: «بعضی اجناس بزرگ مثل فر قرضی هستند، در نتیجه مجبورم بفروشم، اما اگر اوضاع بازار به همین شکل پیش برود، ورشکست میشوم». از «علی» درباره جهیزیه میپرسم؛ خندهای تلخ میکند: «خواهر خود من نامزد کرده و قرار است سال بعد اواخر پاییز به خانه خودش برود. از الان به این فکر میکنیم چطور عروسی را عقب بیندازیم.».
زندگی زیر بار قسط
«درآمد ما به شکلی نیست که بتوانیم بهطورکامل یک وسیله را بخریم. برای مثال من یخچال را پارسال بهمنماه از جایی خریدم، حلقه و نشان عروس را پیش از عقد خریدیم، مبل را سال پیش خریدیم؛ چون میدانستیم ممکن است هر لحظه قیمتها و شرایط عوض شود». این را «سهند» میگوید، عکاسی که اخیرا ازدواج کرده است: «اگر خرج اجاره خانه را حساب نکنیم، برای شروع زندگی، اولین خرج، خرید لوازم خانه است. وارد خانهای هم که میشویم باید هزینهای برای رنگ و بازسازی بعضی بخشها کنیم. خرج خرید حلقه و خرجهای ریز و درشت دیگر هم هست که باید فارغ از خرجهای روزمره انجام شود».
«سهند» و پدر همسرش تا حالا بیش از 800 میلیون تومان خرج کردهاند؛ هزینهای که هنوز تمام نیازهای اولیه آنها را پوشش نداده است: «برای اینکه فشاری به کسی نیاید، خرید لوازم منزل را با پدر همسرم تقسیم کردهایم. با احتساب مبلغی که خرید قسطی به قیمت اولیه اجناس اضافه کرده، من برای خرید یخچال، ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی و جاروبرقی نزدیک به 250 میلیون تومان پرداخت کردهام. پدر همسرم هم بیش از 300 میلیون تومان برای خرید وسایل منزل ما هزینه کرده است. برای تکمیل خریدها نیز 200 تا 300 میلیون تومان دیگر باید تأمین کنیم».
آنها برای همین خریدها، زیر بار قسطهای زیادی رفتهاند: «من ماهانه 50 میلیون تومان قسط دارم، تا بهمنماه هم باید دو چک را پاس کنم. در حال حاضر بسیار بیش از درآمدم در حال پرداخت قسط هستم. این اقساط نیز شرایط پیچیدهای دارد؛ برای مثال برای پاسکردن چکهای لوازم خانگی مجبور شدم وام بگیرم. برای پرداخت قسطهای لوازم چوبی که گرفتم مجبور شدم دوربینم را بفروشم. برای بسیار از هزینههای دیگر مثل پول پیش خانه نیز وام گرفتهام... این فرایند خیلی اضطرابزاست. من تمرکزم را در محیط کار از دست دادهام و دیسک کمرم به دلیل استرسهای زیاد، بهشدت درگیر شده. همسرم مشکل کلیوی پیدا کرده و هر ماه نزدیک به شش میلیون تومان هزینه دکتر و درمانش میشود».
کار برای قسط
«اگر خانه پدریام نبود امکان نداشت بتوانیم ازدواج کنیم». «مهسا» معلم است و در آذر گذشته پس از دو سال و نیم نامزدی ازدواج کرد؛ دو سالی که با روزهای پراضطراب همراه بود: «من و همسرم از همان اول که تصمیم به ازدواج گرفتیم با خود قرار گذاشتیم تا جای ممکن به خانوادههایمان فشار نیاوریم و خودمان هزینهها را تأمین کنیم. اما هرچقدر گذشت این کار ناممکنتر شد».
اما با تورم بالای این سالها، جمعآوری پول برای خرید لوازم بزرگ یک اتفاق ناممکن بود: «سال گذشته برای خرید یخچال و لباسشویی به فروشگاههای بزرگی که لوازم منزل را قسطی میفروشد مراجعه کردیم. قسط آن لوازم اخیرا تمام شده و حالا برای لوازم دیگر در حال پرداخت قسط هستیم. این موضوع یک اضطراب دائمی است که هر روز تجربهاش میکنیم. بارها با همسرم دراینباره حرف زدیم که ما هردو فقط برای پرداخت قسطها کار میکنیم و چیزی دستمان را نمیگیرد». «مهسا» میگوید همسرش اخیرا مجبور شده خودرویش را بفروشد: «دو چک برای خرید مبل داده بودیم که برای پاسکردن آن ماشین را فروختیم. الان نیز برای وام ازدواج ثبتنام کردهایم که بیش از هزار نفر در صف جلوی ما هستند».
با همه اینها آنها نتوانستند بهتنهایی از پس زندگی برآیند: «اواخر تابستان ناامید شدیم. هم دیگر توان پرداخت قسط نداشتیم، هم پول پیش خانه را نمیتوانستیم تأمین کنیم. در نتیجه از پدرم خواستیم طبقه بالا خانهشان را به ما بدهند و اندک اجارهای پرداخت میکنیم».
وام ازدواج؛ آری یا نه؟
در لایحه بودجه 1404، 200 تا 275 همت برای «تسهیلات قرضالحسنه ازدواج و فرزندآوری» لحاظ شده بود؛ عددی که به شکل میانگین 300 تا 350 میلیون تومان از بودجه کشور را به زوجهای جوان اختصاص میداد. در لایحه بودجه 1405 اما خبری از ردیف مستقلی از بودجه برای این تسهیلات وجود ندارد. دولت استدلال کرده این تسهیلات براساس قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» ادامه خواهد یافت، اما سخنگوی کمیسیون تلفیق مجلس گفته است: «دولت در بودجه ۱۴۰۴ نیز وام ازدواج را پیشبینی نکرده بود که مجلس وام ازدواج، جوانی جمعیت و فرزندآوری را پیشنهاد داد، ازاینرو اینبار نیز مجددا مجلس این موضوع را در بودجه اضافه میکند».
ابهامات هنوز درباره این مسئله ادامه دارد؛ اما باید گفت مسئله ازدواج با وام حل نخواهد شد. ناامیدی، بیکاری، فقدان ثبات مالی، تورم تصاعدی و گرانی، ازدواج را تبدیل به باری سنگین کرده است که با وام و کمکهای دولتی اندک نیز از سنگینی آن کم نخواهد شد.