از عادت تا ساختار؛ اعتیاد و اقتصاد سیاسی تریاک در عصر قاجار
مواد مخدر در دوره قاجار از سطح یک عادت عمومی فراتر رفت و به کالایی استراتژیک، منبع درآمد شاهان و بخشی از روابط خارجی ایران بدل شد
اعتیاد به مواد مخدر یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی در ایران است که از گذشتههای دور در جامعه پررنگ بوده است. به همین دلیل ارائه تصویری روشن از روند شکلگیری و گسترش اعتیاد در ایران میتواند زمینهساز فهم دقیقتر مسئله و در نتیجه، طراحی سیاستهای واقعبینانهتر و کارآمدتر برای پیشگیری و کاهش پیامدهای آن باشد. در همین راستا، مجموعه یادداشتی در چهار بخش تنظیم شده است که به تدریج منتشر خواهد شد. یادداشت اول به دوره شیوع تریاک در صفویه، یادداشت دوم به نقش اقتصاد تریاک در قاجار؛ یادداشت سوم وضعیت اعتیاد در دوران پهلوی و یادداشت آخر به تغییرات و تحولات اعتیاد در ایران پس از انقلاب اسلامی اختصاص دارد.
در ادامه یادداشت اول که به گسترش مصرف تریاک در دوره صفویه پرداخت، اکنون به دورهای میپردازیم که در آن مسئله اجتماعی اعتیاد وارد مرحله تازهای شد. دیدیم که در دوره صفویه چگونه تریاک از یک داروی پزشکی به یک هنجار اجتماعی و وسیله تفریح، تنآسایی و حتی ابزار اداره دربار تبدیل شد و بهواسطه دسترسی گسترده، به بخشی از زندگی روزمره ایرانیان راه یافت. اینک در دوره قاجار، مسئله نه تنها مصرف، بلکه تثبیت تریاک در ساختار اقتصاد سیاسی کشور است؛ دورانی که در آن این ماده مخدر از سطح یک عادت عمومی فراتر رفت و به کالایی استراتژیک، منبع درآمد شاهان و بخشی از روابط خارجی ایران بدل شد. در این یادداشت ابتدا به آسیب اجتماعی اعتیاد و پس از آن شکلگیری اقتصاد سیاسی تریاک در زمان قاجار پرداخته میشود.
آسیب اجتماعی تریاک در زمان قاجار
در منابع باقیمانده از دوره قاجار، بهویژه سفرنامههای اروپایی، بارها به گسترش چشمگیر مصرف تریاک در ایران اشاره شده است. یکی از این سیاحان مینویسد: «عجیبتر آنکه هر روز بر شمار تریاکیان در ایران افزوده میشود.» او درباره شهر کرمان گزارش میدهد که از جمعیت حدود ۶۰ هزار نفری آن، نزدیک به ۲۵ هزار نفر معتاد بودهاند؛ تا آنجا که به طنز میگفتند: «در کرمان از هر سه تن، چهار تن تریاکی هستند.» این روایتها اگرچه گاه اغراقآمیزند، اما نشان میدهند که اعتیاد در آن زمان، برخلاف صفویه که به عنوان یک هنجار اجتماعی جدید دیده میشد، به مسئلهای فراگیر و ریشهدار تبدیل شده بود[1].
مصرف تریاک در این دوره میان طبقات بالا، از جمله درباریان، شاهزادگان، مقامات حکومتی و بسیاری از رجال سیاسی، بههیچوجه قبح نداشت و گاه نشانهای از شأن اجتماعی بود. برخلاف حشیش که ننگ اجتماعی به همراه داشت، تریاک مصرفی محترمانه تلقی میشد و وجود کیسه تریاک یا بساط وافور در خانه، کسر شأن محسوب نمیگردید. بسیاری از صاحبمنصبان، از صدراعظمها گرفته تا حکام ولایات، به مصرف مداوم تریاک وابسته بودند. در همین دوره الگوی مصرف نیز دگرگون شد؛ در صفویه تریاک عمدتاً به صورت خوراکی مصرف میشد. در قاجار شیوه دودکردن و کشیدن آن با چپق، قلیان، منقل و وافور رواج یافت و این تغییر، اثرگذاری آن را شدیدتر و پیامدهای زیانبارش را گستردهتر کرد۱.
این وضعیت تنها به طبقات بالا محدود نماند و پیامدهای آن جامعه قاجاری را در سطحی وسیع تحتتأثیر قرار داد. اعتیاد فراگیر موجب کاهش توان کاری، تنپروری، مشکلات جسمی، فرسودگی مزمن، و فقر گسترده شد. جامعه ایران در این دوره، مانند اواخر صفویه، با رکود اقتصادی، نابرابری شدید و فشار معیشتی روبهرو بود و بسیاری از خانوادهها برای تأمین نیاز روزانه تریاک هزینههای سنگینی متحمل میشدند. در منابع رسمی به مواردی اشاره شده که در آن افراد فقیر، پس از ناتوانی در تهیه تریاک، دچار ضعف شدید، بیماری یا حتی مرگ میشدند. در برخی گزارشها نیز از فروش دختران یا زنان خانواده به بیگانگان و ایجاد محلهها و فضاهای آلوده برای تهیه و مصرف مواد یاد شده است. این روایتها نشان میدهد که اعتیاد در عصر قاجار از یک مشکل فردی بسیار فراتر رفته و به بحرانی اجتماعی تبدیل شده بود که بنیان خانواده، امنیت اجتماعی و اقتصاد معیشتی مردم را تهدید میکرد۱.
فراتر از سطح فردی، ناامیدی و رکود اجتماعی گسترده در روزگارِ قاجار نقش مهمی در شدتگرفتن مصرف داشت. شکستهای نظامی، فشار قدرتهای خارجی، ناکارآمدی اداری، بیثباتی سیاسی و فقر مزمن، جامعه را با حس عمیق ناامیدی روبهرو کرده بود. در چنین فضایی، گرایش به مواد مخدر بهعنوان راهی برای تسکین دردهای روزمره، فرار از تنگناهای معیشتی و تحمل مشکلات اجتماعی افزایش یافت.
یکی از مهمترین پیامدهای ساختاری اعتیاد در این دوره، شیوع گسترده آن در میان نیروهای نظامی بود. در بسیاری از اسناد نیمه دوم قرن نوزدهم آمده است که بخش قابل توجهی از سربازان و حتی فرماندهان، بهطور مداوم تریاک مصرف میکردند. گزارش ادیبالحکما، معاون اداره صحیه نظام، نشان میدهد که قشون ایران در برخی شهرها بهقدری گرفتار اعتیاد بود که حرکت واحدهای نظامی بدون مصرف تریاک امکانپذیر نبود. در گزارشهایی درباره فوج سیستان و فوج قاين اشاره شده که نیمی از سربازان معتاد، پیر، فرسوده و ناتوان از انجام وظایف نظامی بودند. اعتیاد تنها در ردههای پایین نبود؛ فرماندهان ارشد و افسران نیز بساط ویژه داشتند و گاه در حالت تخدیر یا خماری از انجام امور فوری بازمیماندند. این وضعیت بدون تردید در ضعف ساختاری ارتش ایران در برابر تهدیدهای خارجی، از جمله روسیه، نقش مهمی داشته است۱.
درک ابعاد اجتماعی اعتیاد در دوره قاجار تنها زمانی کامل میشود که بدانیم این گسترش عظیم مصرف بیارتباط با سازوکارهای اقتصادی و سیاستهای حکومتی آن دوره نبود. اعتیاد فراگیر نهتنها پیامد ضعفهای ساختاری بود، بلکه خود نتیجه مستقیم تبدیلشدن تریاک به یکی از مهمترین کالاهای اقتصادی بود. از همین رو، برای فهم علت ریشهدار شدن اعتیاد در جامعه قاجاری، باید به اقتصاد سیاسی تریاک و نقشی که این ماده در تجارت داخلی و خارجی ایران پیدا کرد توجه نمود.
اقتصاد تریاکی قاجار
اقتصاد تریاک در ایران دورۀ قاجار بهتدریج و تحت تأثیر تحولات جهانی به مرکز صادرات کشور منتقل شد. در نیمۀ نخست سدۀ نوزدهم، تریاک هنوز سهم مشخص و بزرگی در صادرات نداشت. از دهۀ ۱۸۶۰ میلادی، با تجاریشدن کشاورزی و ادغام بیشتر اقتصاد ایران در بازار جهانی، تریاک بهسرعت از یک محصول فرعی به کالایی استراتژیک تبدیل شد.
چند عامل مهم باعث جهش صادرات تریاک ایران شد:
نخست، بیماری کرم ابریشم صنعت مهم ابریشم را نابود کرد و زمینهای فراوانی که زیر کشت این محصول بودهاند، به عنوان کشت جایگزین به خشخاش اختصاص یافتند. از سوی دیگر، در همین دوره واردات کالاهای خارجی به ایران افزایش یافت و کمبود نقدینگی، دولت و تجار را به سمت محصولی سوق داد که هم سریع فروش میرفت و هم در بازار جهانی مشتری داشت؛ بنابراین تریاک به منبع مهم درآمد ارزی تبدیل شد. همزمان، جنگ داخلی آمریکا موجب جهش موقت کشت پنبه در ایران شد، اما پس از پایان جنگ و اشباع بازار جهانی از پنبه، این زمینها دوباره به کشت خشخاش برگشتند و تولید تریاک افزایش بیشتری پیدا کرد. در سطح جهانی نیز، پس از شکست چین در جنگهای تریاک، بازار این کشور به روی انواع تریاک باز شد و تقاضای بالای آن، فرصتی برای انگلستان ایجاد کرد. انگلیسیها که ناوگان دریایی و شبکه حملونقل قدرتمندی داشتند، با بهرهگیری از وابستگی اقتصادی ایران، خرید و حمل تریاک ایران به چین را در دست گرفتند و همین موضوع، صادرات تریاک ایران را در مقیاسی کمسابقه گسترش داد. مجموع این عوامل باعث شد تریاک، در چند دهه پایانی سده نوزدهم، مهمترین کالای صادراتی ایران شود[2].
در نتیجه، از دهۀ ۱۸۶۰ تا ۱۸۸۰ میلادی وزن و ارزش صادرات تریاک ایران چند برابر شد و در دهۀ ۱۸۸۰ در اوج خود قرار گرفت؛ بهگونهای که در حدود سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۲، تریاک حدود ۲۶% کل صادرات ایران را تشکیل میداد و مهمترین کالای صادراتی کشور بود۲.
اما این روند خطی و همواره روبهافزایش نبود و قحطیها و خشکسالیهای گسترده، بهویژه قحطی بزرگ ۱۸۷۰–۱۸۷۱، آن را مختل کرد. زیر کشت رفتن بسیاری از زمینهای زراعی کشور برای تولید خشخاش منجر به این شده بود که محصولات خوراکی تأمین نشوند. در سالهای خشکسالی، بسیاری از زمینهای زیر کشت خشخاش موقتاً به گندم و جو اختصاص یافت تا نیاز فوری نان تأمین شود و همین موضوع باعث سقوط محسوس صادرات تریاک در اوایل دهۀ ۱۸۷۰ شد. با عادیتر شدن وضعیت و فروکشکردن بحران قحطی، زمینها دوباره بهسوی کشت تریاک برگشتند و از اواخر دهۀ ۱۸۷۰ و بهویژه در دهۀ ۱۸۸۰ صادرات تریاک دوباره جهش کرد و به اوج تاریخی خود رسید۲.
از سوی دیگر، از نیمۀ دوم سدۀ نوزدهم، روند کاهش نسبی قیمت مواد خام در بازار جهانی آغاز شد. در مورد تریاک هم هرچند وزن صادرات افزایش مییافت، اما ارزش ارزی آن متناسب با این رشد بالا نمیرفت. به این ترتیب، تریاک در عمل نقشی کلیدی در تثبیت موقعیت ایران بهعنوان تأمینکننده مواد خام برای اقتصاد صنعتی جهان ایفا کرد، بدون آنکه توسعه پایدار داخلی ایجاد کند۲.
بازار تریاک ایران نیز بهشدت وابسته به تجارت خارجی بود. چین بزرگترین خریدار تریاک ایران بود و حدود ۷۵% محصول به آنجا میرفت؛ ۲۵% باقیمانده میان لندن و دیگر بازارها (مصر، عثمانی، حوزه خلیج فارس و برخی کشورهای اروپایی) توزیع میشد. کمپانی هند شرقی بریتانیا که در داد و ستد تریاک فعالیت میکرد، با ناوگان بخار و شبکه حملونقل دریایی، واسطه اصلی انتقال تریاک ایران به بازارهای جهانی بود و از تریاک ایران هم برای مصارف غیردارویی در چین و هم برای استخراج مرفین و صنایع دارویی در اروپا استفاده میکرد. در آغاز سدۀ بیستم، با رکود بازار جهانی تریاک و رشد بازار فرش، نقش تریاک در صادرات بهتدریج کاهش یافت و جای خود را به قالی داد، اما در مجموع، در تمام دورۀ قاجار، تریاک یکی از ستونهای اصلی اقتصاد صادراتمحور و وابسته ایران باقی ماند۲ .
جمعبندی:
آنچه از دوره قاجار برجای میماند، تصویری است از اعتیادی که از سطح یک عادت فرهنگی فراتر رفت و به بحرانی اجتماعی و اقتصادی تبدیل شد. مصرف گسترده تریاک در میان طبقات مختلف، فرسایش نیروی کار، آسیبدیدگی خانوادهها و حتی ناتوانی قشون، نشان میدهد که اعتیاد در این دوره به بخشی از زندگی روزمره و ساختار حکمرانی تبدیل شده بود. پیامدهای شدید مصرف تریاک در این دوره خودش را به جامعه ایران نشان داد. همزمان، تریاک به مهمترین کالای صادراتی ایران بدل شد و اقتصاد وابسته قاجاری را به بازار جهانی پیوند زد؛ پیوندی که توسعهای پایدار ایجاد نکرد و امکان مهار اعتیاد را به دلیل اقتصاد سیاسی پیچیدهتر و مشکلتر کرد.
در مجموع، قاجار دورانی است که در آن اعتیاد هم یک مسئله اجتماعی و هم یک مسئله اقتصادی بود. میراثی که تمامقد وارد عصر پهلوی شد. در یادداشت بعدی، به چگونگی مواجهه دولت پهلوی با مواد مخدر و دگرگونی اعتیاد در این دوره خواهیم پرداخت.
منابع:
رنجبر، محمدعلی، و دهقان حسام پور، مهدی. (۱۳۹۳). جایگاه تریاک در تجارت خارجی ایران در دوره قاجار (۱۲۱۰- ۱۳۳۴ ه. ق.). مطالعات تاریخ اسلام، ۶(۲۱)، ۱۱۵-۱۳۸.
آقاجری، سیدهاشم، دهقان حسام پور، مهدی، و حمانی، کامران. (۱۳۹۱). علل رواج اعتیاد در جامعه عصر قاجار و آثار اجتماعی آن. مطالعات تاریخ اسلام، ۴(۱۲)، ۱۱-۳۳.
[1] آقاجری، سیدهاشم، دهقان حسام پور، مهدی، و حمانی، کامران. (1391). علل رواج اعتیاد در جامعه عصر قاجار و آثار اجتماعی آن. مطالعات تاریخ اسلام، 4(12)، 11-33.
[2] آقاجری، سیدهاشم، دهقان حسام پور، مهدی، و حمانی، کامران. (1391). علل رواج اعتیاد در جامعه عصر قاجار و آثار اجتماعی آن. مطالعات تاریخ اسلام، 4(12)، 11-33.