زور بیمه به تغییراقلیم نمیرسد
بانک جهانی، میگوید بیش از ۹۰ درصد خسارات بلایای طبیعی در کشورهای درحالتوسعه پوشش بیمهای ندارند
گسترش خسارتهای ناشی از تغییراقلیم، بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، موجب شده است شرکتهای پیشرو در صنعت بیمه تلاش کنند بخش قابلتوجهی از این خسارتها را تحت پوشش خود قرار دهند. روزنامه پیام ما در گزارشی که مستند است به آمار بانک جهانی، به توان صنعت بیمه برای رویارویی با خسارتهای تغییر اقلیم پرداخته است. بخشهایی از این گزارش را میخوانید.
بنا به آخرین آمار بانک جهانی، چالشهای و پیچیدگیهای فنی برآورد ریسک و روند روبهرشد خسارتهای تغییر اقلیم موجب شده است ۹۰ درصد این خسارتها بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، تحت پوشش هیچ بیمهای قرار نگیرند. اختلاف میان خسارت وارده بر اثر تغییراقلیم و خسارت جبرانشده، حدود دو تریلیون دلار برآورد میشود. این چالش در صنعت بیمه ایران بسیار پررنگ است و همچنان فقط بیمههای سنتی مانند بیمههای کشاورزی تا حدی این بخش را تحت پوشش قرار میدهند.
خسارتهای ناشی از بلایای مرتبط با تغییراقلیم سالانه به دهها میلیارد دلار میرسد، اما در بسیاری از مناطق کمتر از پنج درصد داراییها و اراضی یا اموالی که متحمل این خسارتها میشوند، پوشش بیمهای قابلاعتنا و جبرانکننده (بهشکل واقعی) دارند.
برآوردها نشان میدهد بیش از ۹۰ درصد خسارات بلایای طبیعی در کشورهای درحالتوسعه بدون بیمه باقی میماند. پژوهشهای انجامشده برای محاسبه این اعداد این اختلاف (اختلاف بین خسارت واقعی و ریسکهای پوششدادهشده یا جبرانشده) از اصطلاحی بهنام «شکاف جهانی حفاظت بیمهای» استفاده و این عدد را به بیش از ۱.۸ تریلیون دلار در سال محاسبه کردهاند.
این پژوهشها همچنین میگویند در چنین شرایطی، بیمه -اگرچه یکی از سادهترین ابزارهای انتقال ریسک است به حساب میآید- کمتر از ظرفیت واقعی خود مورد استفاده قرار گرفته و این صنعت بدون حمایت هدفمند دولتها از (بهطور عمومی در سراسر جهان)، بهتنهایی قادر به ایجاد تابآوری اقلیمی نخواهد بود.
وبسایت تحلیلی و بینالمللی «بی اینشور» (Be insure) که بهطور خاص به تحلیل فضای کسبوکار و دادههای بیمه در سراسر جهان تعلق دارد، با انتشار گزارشی برگرفته از چند پژوهش در مورد خسارتهای ناشی از تغییراقلیم نوشته است: «الگوی مشترکی از منطقه کارائیب تا جنوبشرق آسیا مشاهده میشود: تشدید پدیدههای حدی اقلیمی در کنار دسترسی محدود جوامع آسیبپذیر به ابزارهای مالی جبران خسارت.»
بیمه، زیرساخت اقلیمی
این گزارش همچنین میگوید: «طبق برآورد بانک جهانی، بیش از ۹۰ درصد خسارات بلایای طبیعی در کشورهای درحالتوسعه فاقد پوشش بیمهای است. شرکت «سوئیس ری» (Swiss Re) نیز شکاف جهانی بیمه را در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱.۸ تریلیون دلار در سال اعلام کرده است. این رقم نسبت به برآورد ۱.۵ تریلیون دلاری سال ۲۰۱۸ افزایشی تجمعی، معادل ۲۰ درصد، نشان میدهد. ارزش ریسکهای بدون پوشش در سطح جهان طی پنج سال گذشته بهطور پیوسته افزایش یافته است. این، نشان میدهد اقتصاد جهانی بهشدت نیازمند تقویت تابآوری است.»
برخی نهادهای بینالمللی استدلال میکنند بیمه باید نه صرفاً بهعنوان یک محصول مالی، بلکه بهعنوان بخشی از زیرساخت اقلیمی تلقی شود. از جمله آنها، بنیادهای «لاودس» (Laudes) و «هاودن» (Howden) هستند؛ دو بنیاد بینالمللی که در زمینههای تغییراقلیم، نابرابریهای اجتماعی ناشی از آن و همچنین اثرات این پدیده بر کسبوکارها و صنایع، بهویژه خرد و محلی و تلاش برای کاهش و تعدیل این اثرات، فعالیت میکنند.
بهباور آنها، سه مسیر اصلی میتواند دسترسی به بیمه و اثرگذاری آن را بهطور معنادار افزایش دهد؛ مسیری که نقش نهادهای خیریه در آن کلیدی است.
مسیر اول: تجمیع بیمه در جامعه
کارگران کمدرآمد و فعالان اقتصاد غیررسمی معمولاً به بیمههای متناسب دسترسی ندارند. تجربه نشان داده است ارائه بیمه از طریق تعاونیها، اتحادیههای اعتباری و گروههای محلی، میزان مشارکت را بهطور محسوسی افزایش میدهد.
این وبسایت در ارائه خلاصهای از گزارشهاس این دو بنیاد مینویسند: «در جنوبشرق آسیا، سازمان People’s Courage International با همکاری تعاونیهای کشاورزی، بیمههای شاخصمحور آبوهوایی ارائه میکند. در این مدل، با کاهش بارش به زیر یک آستانه مشخص، پرداخت خسارت بهصورت خودکار و از طریق پول همراه انجام میشود؛ بدون ارزیابی میدانی و بدون تأخیر. در هند نیز سازمان Climate Resilience for All با مشارکت اتحادیه SEWA، بیمه خرد پارامتریک را برای ۲۲۵ هزار زن شاغل در اقتصاد غیررسمی فراهم کرده است.
بیمه پارامتریک یا «بیمه مبتنیبر شاخص»، نوعی بیمهنامه است که در آن پرداخت خسارت نه براساس ارزیابی فیزیکی خسارت، بلکه براساس وقوع یک «رویداد قابلاندازهگیری» انجام میشود. بهعبارت دیگر، اگر شاخصی از پیش توافقشده (مثلاً شدت زلزله، سرعت باد یا میزان بارندگی) از آستانه معینی عبور کند، بیمهگر بدون نیاز به بررسی میدانی یا ارزیابی کارشناسی، مبلغ تعیینشده را به بیمهگذار پرداخت میکند. با عبور دما از آستانههای تعیینشده، پرداختها بهطور خودکار فعال میشود؛ موضوعی حیاتی برای کارگرانی که با افزایش دما فوراً درآمد خود را از دست میدهند.
در این مسیر، نهادهای خیریه با تأمین مالی سازوکارهای تجمیع، توسعه دادهها و آموزش جوامع، امکان اتصال آنها به بازارهای بیمه را فراهم میکنند.
مسیر دوم: بستهبندی بیمه با ابزارهای افزایش تابآوری
بیمه بهتنهایی تابآوری ایجاد نمیکند و صرفاً شدت خسارت متحملشده را کاهش میدهد. اما زمانی که با کشاورزی هوشمند اقلیمی، فناوریهای هشدار زودهنگام و بهبود شیوههای تولید همراه میشود، اثر آن بهطور چشمگیری افزایش مییابد.
سازمان Humanity Insured پروژههایی را پشتیبانی کرده که بیمه محصولات کشاورزی را با مشاوره فنی، بذرهای مقاوم به خشکی و پایش دیجیتال خاک ترکیب میکند. این رویکرد موجب میشود پس از یک بحران یا شوک اقلیمی، بهبودی و افزایش بهرهوری کشاورزان سریعتر حاصل شود و هزینه حقبیمه در بلندمدت کاهش یابد. شرکت Blue Marble نیز از بیمههای پارامتریک مبتنیبر دادههای ماهوارهای استفاده میکند که علاوهبر پرداخت خودکار خسارت، امکان ایجاد سامانههای هشدار زودهنگام را فراهم میکند.
این گزارش تأکید میکند نهادهای خیریه میتوانند با تأمین مالی پژوهشها، طراحی محصولات و پرداخت یارانه حقبیمه در مراحل آزمایشی، این مدلها را تا رسیدن به مقیاس گسترده پشتیبانی کنند.
مسیر سوم: نقش دولتها و بخش خصوصی
هیچ نظام بیمهای قادر نیست بهتنهایی هزینههای جهان در حال گرمشدن را پوشش دهد. بااینحال، دولتها میتوانند بیمه را در برنامههای ملی سازگاری با تغییراقلیم ادغام و آن را با نظامهای حمایت اجتماعی همسو کنند. زمانی که دولتها بخشی از ریسک را تقبل میکنند، بیمهگران خصوصی نیز تمایل بیشتری به ورود نشان میدهند.
این گزارش تحلیلی ادامه میدهد: «بخش خصوصی نیز ذینفع است. نوسانات اقلیمی تولید محصولاتی مانند قهوه، کاکائو و پنبه را مختل و زنجیرههای تأمین را بیثبات میکند. بیمه میتواند این شوکها را تعدیل و جریان تأمین را پایدار کند. در این مسیر، نهادهای خیریه با کاهش ریسک پروژههای آزمایشی، تأمین مالی مطالعات اثباتگر و حمایت از اصلاحات سیاستی، نقش تسهیلگر ایفا میکنند.»
این گزارش اینطور نتیجه میگیرد که بیمه بهطور خودکار به یک ابزار فراگیر اقلیمی تبدیل نمیشود. بدون حمایت هدفمند، تجمیع در سطح جامعه، بستهبندی هوشمند خدمات و همکاری مؤثر دولت و بخش خصوصی، شکاف بیمهای همچنان پابرجا خواهد ماند. بااینحال، درصورت اجرای هماهنگ این رویکردها، بیمه میتواند به بخشی از زیرساخت اقلیمی تبدیل شود که بهطور واقعی به دست جوامعی میرسد که بیشترین آسیب را از تغییراقلیم متحمل میشوند.