قلمرو رفاه

درد مشترک زنان در جامعه طبقاتی

فیلم «رما» ساخته آلفانسو کوارون روایتی است از فاصله طبقاتی، جامعه مردسالار، از هم گسیختگی هویت زنان، بحران‌های سیاسی، اجتماعی و کشتار دانشجویان

14 دی 1404 - 13:08 | مرور فرهنگ
علی محمدی
علی محمدی روزنامه نگار

فیلم «رما» نشان‌دهنده جامعه از هم گسیخته مکزیک در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ است. جامعه‌ای که زنان در آن جنس دوم محسوب می‌شدند و هویت‌شان توسط مرد‌ها در حال نابودی بود. فاصله طبقاتی، جامعه مردسالار، از هم گسیختگی هویت زنان، بحران‌های سیاسی، اجتماعی و کشتار دانشجویان از جمله موضوعات مطرح شده در این فیلم است.

آخرین ساخته «آلفونسو کوران» در مورد «کلو» ندیمه‌ای در «کلونیاروما» شهری در نزدیکی مکزیکوسیتی در سال ۱۹۷۰ است. کلو همراه «ادل» به عنوان ندیمه برای خانواده سوفیا و آنتونیو، کار و از پنج فرزند آنها و «ترزا» مادر سوفیا نگهداری می‌کنند. «آنتونیو» دکتر است و برای کنفرانسی به کبک، کانادا رفته است. پدر خانواده بعد از مدت کوتاهی به خانه برمی‌گردد که مشخص می‌شود قصد ترک همسر خود را دارد، از طرف دیگر، کلو با پسری به نام «فرمین» آشنا می‌شود. این آشنایی زمینه‌ساز اتفاقات دیگری در فیلم می‌شود. این فیلم بیش از صد جایزه بین‌المللی کسب کرده که در این بین می‌توان به بهترین فیلم جشنواره ونیز، بهترین فیلم خارجی، بهترین فیلمبرداری و بهترین کارگردانی آکادمی اسکار اشاره کرد.

کوران در فیلم رما شخصیت‌های مقدسی از زنان ساخته، و برخلاف مردها، نجات‌دهنده، نگهدارنده زندگی و نماد زایش هستند. از طرف دیگر، فیلم به جامعه طبقاتی و کشتار مردم مکزیک توسط قدرت نیز اشاره می‌کند. به اعتقاد کوران، در تاریخ دوره‌هایی وجود دارد که جامعه را زخمی می‌کند و بر زندگی انسان‌های آن جامعه تاثیر می‌گذارد. گویی حوادث سال ۱۹۷۱ تاثیر عمیقی بر ذهن او گذاشته است. «آلفونسو کوران»، فیلمساز بلندآوازه مکزیکی از دیرباز به فکر ساخت فیلمی از دوران کودکی خود بوده است. کوران این مهم را در سال ۲۰۰۶ پس از ساخت فیلم فرزندان انسان با دوست قدیمی و مدیر فیلمبردار ثابت فیلم‌هایش، «امانوئل لوبسکی» مطرح کرد، از این رو، در ابتدا قرار بود مدیر فیلمبرداری فیلم روما نیز خود او باشد، اما در آخر کوران فیلمبرداری فیلم را برعهده گرفت.

رما روایتگر خاطرات سال‌های پرآشوب از دوران کودکی کوران است. سال‌هایی که پایه‌های جامعه مکزیک از قتل‌عام موسوم به «کورپس کریستی» لرزید. در سال ۱۹۷۱ نیرو‌های شبه‌نظامی به دانشجویان معترض حمله کردند که طی این حمله دست‌کم ۱۲۰ نفر کشته شدند. این حملات پیش از این نیز اتفاق افتاده بود تا جایی که در سال ۱۹۶۸ در تاریخ ۲ اکتبر ۳۵۰ نفر دانشجو توسط دولت وقت مکزیک به قتل رسیدند. از این رو، کوران برای به نمایش گذاشتن واقعیت‌های زندگی مردم مکزیک در آن سال‌ها فرم مناسبی را انتخاب کرده است. بی‌شک فیلمبرداری رما، از عوامل اصلی موفقیت این فیلم محسوب می‌شود. دوربین کوران همچون ناظری از دوران معاصر شاهد بی‌طرف وقایع یک سال از زندگی خانواده و کشورش است. در همین راستا، او از فیلتر‌های شارپ استفاده کرده تا تصاویر ظاهر قدیمی نداشته باشد. کوران از همان ابتدا قرارداد فرمی خود را با استفاده از دوربین پرسه‌زن، سود بردن از برداشت‌های بلند و گرفتن نما‌های لانگ‌شات و مدیوم لانگ‌شات ثبت می‌کند. این کارگردان با استفاده از این فرم می‌خواهد واقعیت زندگی مردم مکزیک را نشان دهد. فاصله طبقاتی، جامعه مردسالار، از هم گسیختگی هویت زنان، بحران‌های سیاسی و اجتماعی و کشتار دانشجویان در پس انتخاب فرم درست کارگردان فیلم است که نمایان می‌شود و بر ذهن تماشاگر تاثیر می‌گذارد. همچنین حرکات دوربین فیلم بی‌نظیر است، گویی دوربین حضور ندارد و تصاویر خود در برابر چشمان مخاطب جان می‌گیرد و فیلم برای نزدیکتر شدن به واقعیت از برداشت‌های بلند، نما‌های باز و ترکیب‌بندی در عمق استفاده کرده است. «ترکیب‌بندی در عمق» در نظریه «آندره بازن» نوعی برداشت بلند محسوب می‌شود. این نظریه‌پرداز رئالیستی، سینما را هنری می‌داند که از قدرت بازنمایی واقعیت برخوردار است. استفاده از ترکیب‌بندی در عمق و برداشت بلند همانند فیلم رما به اعتقاد نظریه‌پرداز فقید سینما به تماشگر این امکان را می‌دهد تا فعالانه در تفسیر فیلم شرکت کنند. از این رو، رئالیسم در نزد بازن از ارزش بالایی برخوردار بود. در نتیجه نمای بازن را می‌توان برداشت بلندی در نظر گرفت که در آن دوربین در برابر صحنه‌ای غنی از امکانات تفسیری مکث می‌کند. فیلمبرداری «عمقی» روشی است که بر ذهن تماشاگران با ایماژ (تصویر) اثر می‌گذارد و در نتیجه بر تفسیر آنچه در معرض دید قرار دارد نیز اثرگذار است. به اعتقاد بازن، وضوح عمق میدان با استفاده از برداشت بلند و نمای باز، تماشاچیان را در رابطه با تصویر قرار می‌دهد که به رابطه او با واقعیت فیلم نزدیکتر می‌کند. در نتیجه وضوح عمق میدان هم ذهن تماشاگر را به فعالیت بیشتر وامی‌دارد و هم بر مشارکت فعال او در کنش روی پرده می‌افزاید. در فیلم رما، فرم فیلم به نظریه بازن نزدیک است. کارگردان در بیشتر سکانس‌های فیلم از برداشت‌های بلند و نما‌های باز استفاده کرده؛ این مهم در سکانس کشتار دانشجویان و خرید تخت بچه توسط کلو بیشتر به چشم می‌آید. در این سکانس، وقتی ما از بالای فروشگاه از پس پنجره در عمق میدان به کشتار دانشجویان نگاه می‌کنیم، همانند شخصیت اصلی فیلم، گویی مانند او به صحنه کشتار نزدیک هستیم. در همین صحنه، وقتی فرمین با اسلحه وارد فروشگاه می‌شود، در عمق میدان این سکانس شاهد مرگ یک دانشجو هستیم و در پس این لحظات مرگبار نیز حال کلو به هم می‌خورد. از این رو، فیلمساز با انتخاب فرم مناسب در اینجا استعاره می‌سازد؛ گویی آزادی و مبارزه سیاسی دانشجویان مکزیک که نطفه‌اش شکل گرفته، همانند بچه کلو توسط قدرت می‌میرد. انتخاب درست فرم در این فیلم ما را به واقعیتی از تاریخ که از طریق فیلم بازنمایی می‌شود، نزدیک می‌کند و موجب می‌شود به مردم مکزیک نزدیک شویم و مفاهیم فیلم، یعنی اختلاف طبقاتی، مبارزات سیاسی و سلطه مردان بر زنان را بهتر درک کنیم. وقتی کلو به دنبال فرمین در محله‌های پایین شهر مکزیک می‌رود، مکان ابتدای این سکانس، در یک نمای باز با عمق میدان گسترده دیده می‌شود تا ما به عنوان تماشاگر فیلم، مکانی که کلو در آن کار می‌کند و محله پایین شهر را مقایسه کنیم و متوجه اختلاف طبقاتی شویم؛ حاشیه شهری که توسط قدرت استثمار شده و از طریق تبلیغات واهی قصد دارد بیشتر بر آنها سلطه یابد. در اینجا شاهد شنیدن وعده‌های انتخاباتی رییس‌جمهور مکزیک «لوییس اکورا آلاوز» توسط بلندگو‌ها هستیم که این وعده‌ها تضاد معناداری با ترکیب‌بندی که کارگردان انتخاب کرده به وجود می‌آورد. در همین سکانس، فرمین در گروه شبه‌نظامی در حال آموزش دیدن است، گروهی شبه‌نظامی که دانشجویان را سرکوب می‌کنند. این گروه شبه‌نظامی توسط ارتش مکزیک آموزش می‌بینند و به گفته خود کوران در مقابل آنها یکی از رایزنان ارتش آمریکا ایستاده است. از طرف دیگر، حروف اول نام رییس‌جمهور مکزیک روی بدنه کوه با عبارت (LEA) در عمق تصویر مشاهده می‌شود. در این سکانس کوران نشان می‌دهد آمریکا همانند قدرت مرکزی مکزیک در سرکوب دانشجویان به وسیله گروهی شبه‌نظامی نقش داشته است. فیلمساز به اختلاف طبقاتی در مابقی سکانس‌های فیلم نیز پرداخته که می‌توان به سکانس مهمانی در زیرزمین که استعاره‌ای از طبقات فرودست جامعه است، اشاره کرد. همچنین در صحنه آتش‌سوزی، آتش وسیله تفریح برای برای قشر مرفه جامعه است. اما برای کارگرها، آتش باید هرچه سریع‌تر خاموش شود؛ چراکه آنها باید پس از آتش‌سوزی آنجا کار کنند. فیلم به جامعه مردسالار مکزیک نیز اشاره‌هایی دارد و در آن، نقش قدرت سیاسی نیز به چشم می‌خورد. کافی است در طول فیلم به تبلیغات تلویزیون و برنامه‌های پخش شده نگاهی بیندازیم. رسانه در حال ساخت مردان خشن و سرکوبگر است. با اینکه هر دو زن فیلم یعنی کلو و سوفیا از دو طبقه متضاد هستند، اما زندگی مشابهی دارند؛ هر دو توسط مرد‌ها طرد شدند و باید به‌تنهایی زندگی کنند. سوفیا از کلو حمایت می‌کند و بدون پول، بچه‌های خود را بزرگ می‌کند. کلو مجبور می‌شود بچه خود را بدون وجود فرمین نگه دارد. زن نماد نجات‌دهنده و زایش دارد و مرد نماد سرکوب، خیانت و مرگ است. به عنوان نمونه می‌توان به نجات فرزند سوفیا توسط کلو و کشتن مردم توسط فرمین اشاره کرد. صحنه معرفی فرمین و همسر سوفیا نیز مشابه است و هر دو انسان‌های غیر‌قابل اتکایی توصیف می‌شوند. شوهر سوفیا با ماشین فضولات سگ‌ها را له می‌کند و فرمین با دزدی و نمایش خشونت نشان داده می‌شود.

در این جامعه مرد‌سالار، هویت زنان رو به زوال است. از این رو، مردان باعث شده‌اند زنان درجست‌وجوی هویت تازه باشند؛ چراکه سوژه مونث شکافی بین خود و جامعه احساس می‌کند. یعنی توقعی که جامعه مردسالار از زن دارد با انتظاری که خود زنان از هویت‌شان دارند، متفاوت است. از این رو، آنان در پی یافتن هویت تازه‌ای هستند که توسط سیستم شکل گرفته. جامعه‌شناسان این بحران را از دست رفتن «ثبات حس تشخیص خود» نامیده‌اند. اما این بحران چگونه در این فیلم بازنمایی شده است؟ استورات هال می‌گوید: «هویت قبل از اینکه بتواند خودش را بسازد، باید از سوراخ سوزن دیگری بگذرد». دیگری در اینجا مردان هستند. در واقع هویت «زن» مقابل دیگری یعنی «جنس نر» معنا پیدا می‌کند، همان‌طور که ذکر شد، در فیلم مردان، زنان را سرکوب کرده‌اند و زنان دچار فروپاشی می‌شوند. سوفیا در نمایی که شوهرش ترکش می‌کند و کلو پس از تنها ماندن در سینما شکسته می‌شوند. در طول فیلم آنها در تلاش هستند مردان خود را بازگردانند که ناموفق هستند. در واقع مردان نمی‌گذارند هویت آنها به عنوان جنس مونث شکل گیرد. انتظاراتی که مردسالاری از زنان در فیلم دارد با هویت آنان در تضاد است. به تعبیر بهتر در این جامعه هویت زنان یکپارچه نیست و از هم گسسته است. مردان با تجاوز به هویت زنان قصد دارند آنان را بیشتر سرکوب کنند، اما زنان فیلم هرچه به پایان فیلم نزدیک می‌شویم قوی‌تر می‌شوند. در سکانس پایانی، همه شخصیت‌ها به فکر فرو رفته‌اند. این حس در چشمان‌شان موج می‌زند که دارند به خانه می‌روند، اما آن خانه، با همه اتفاقاتی که افتاد، دیگر قرار نیست همان خانه سابق باشد. آنان به آینده امید دارند.

رما

  • نویسنده و کارگردان: آلفونسو کوران
  •  تهیه‌کننده: آدام گوف
  • بازیگران: یالیتزا آپاریسیو، ماریانا دی تاویرا، دیگو کورتینا، ورونیکا گارسیا
برچسب‌ها
معرفی فیلم