قلمرو رفاه

خودیاری مشارکتی؛ تعاونی‌ها چه اهمیتی برای زندگی امروز ما دارند؟

چه ویژگی‌هایی در کار تعاونی وجود دارد که آن را از دو بخش دولتی و خصوصی متمایز می‌کند؟

14 دی 1404 - 13:13 | سیاست‌گذاری اجتماعی
روزبه آقاجری
روزبه آقاجری روزنامه‌نگار

یکی از سه بخش اصلی در اقتصاد ایران بخش تعاون است، اما تنها ۵ درصد از کل اقتصاد را در دست دارد. این سهم ناچیز باعث شده از یک‌سو اقتصاد ایران از مزایای یکتای تعاونی‌ها محروم شود و از سوی دیگر سرنوشت اقتصادی همه ما به دست بخش‌هایی بیفتد که در یکی سودافزایی شخصی محوریت دارد (بخش خصوصی) و در دیگری بوروکراسی نهادی (بخش دولتی) و در هر دو، مدیریت از بالا. در واقع وقتی از بخش غیردولتی حرف می‌زنیم، همه اذهان به سمت «بخش خصوصی» می‌رود، اما این تصوری عمیقا غلط است. آنچه نادیده گرفته می‌شود، بخش تعاون است که بخش خصوصی نیست و ویژگی‌ها و ماهیت آن نیز تماما از بخش خصوصی متمایز است. اما بخش تعاون چه ویژگی‌هایی دارد که آن را از دو بخش دیگر (بخش دولتی و خصوصی) متمایز می‌کند و اینکه تعاونی‌ها (به‌ویژه تعاونی‌های کارگری) به چه کار امروز ما می‌آیند؟ بگذارید نخست تصویری کلی از این بخش پیدا کنیم.

نمای کلی تعاونی های کارگری

هیچ نمای کلی و تصویر دقیقی از وضع تعاونی‌های کشور وجود ندارد. «بهمن عبدالهی» رییس اتاق تعاون می‌گوید: «با وجود آنکه بیش از ۱۸۰ هزار تعاونی در کشور در گرایش‌های متعددی مشغول فعالیت هستند، اما آماری که عملکرد و فعالیت آنها را به طور دقیق و شفاف نشان دهد، در دست نیست».

در واقع به بیان دقیق‌ترآمار‌هایی وجود دارد، اما نه به‌روز هستند و نه دربردارنده جزییاتی شفاف از رویه‌ها و فرایند‌های اقتصادی و اجتماعی درونی تعاونی‌ها. آنچه در جدول شماره یک آمده، آمار مربوط به اتحادیه‌های تعاونی در سال ۹۴ (مرکز آمار ایران) است که دست‌کم می‌توان فهمید تعاونی‌ها در کدام بخش اقتصادی فعال‌تر هستند.

بر اساس داده‌های همین جدول می‌بینیم «تعاونی‌های مسکن» بیشترین تعداد را دارند و پس از آن، «تعاونی‌های کشاورزی» و «تعاونی‌های مصرف» قرار گرفته‌اند. اما جز اینها نه درباره شکل مدیریت این تعاونی‌ها اطلاعی داریم (این موضوع که تا چه اندازه متفاوت از شرکتی خصوصی اداره می‌شوند) و نه از مسائلی که ممکن است با آنها برخورد کنند. جدا از آمار، پژوهش‌هایی که به موضوع تعاونی‌ها پرداخته باشد یا بسیار معدودند یا از کیفیت و دقت مناسبی برخوردار نیستند. در کل این‌طور برداشت می‌شود که تجربه کار تعاونی در ایران عملا ناخوانده باقی مانده است.

ارزش‌ها و نگرش‌ها

اما این پرسش مهم را باید پاسخ دهیم که بخش تعاون چه ویژگی‌هایی دارد که آن را از دو بخش دیگر (بخش دولتی و خصوصی) متمایز می‌کند؟ این پرسش ما را به درون ارزش‌ها و نگرش‌هایی می‌برد که کار تعاونی با آنها تعریف می‌شود؛ چیزی که جنبه «هنجاری» فعالیت تعاونی خوانده می‌شود. «اسماعیل خلیل‌زاده» نایب‌رییس اتاق تعاون و رییس اتاق تعاون تهران در یادداشتی که در خبرگزاری مهر منتشر شده است، می‌نویسد: «بخش تعاون قرار بود در انتهای برنامه پنجم توسعه به

۲۵ درصد برسد، اما این مهم در آغاز برنامه ششم توسعه هم تحقق نیافته است». او سپس می‌افزاید: «تعاونی‌ها به منظور اشتغالزایی، توسعه پایدار و فقرزدایی در جهان شکل گرفته‌اند و اقتصاد انسانی را جایگزین انسان اقتصادی کرده‌اند. تعاونی‌ها با گسترش اشتغالزایی می‌توانند به کاهش شکاف اقتصادی و اجتماعی کمک کنند و در استقرار عدالت اجتماعی و یکپارچگی جامع و حفظ بهداشت و محیط‌زیست برای سلامتی افراد جامعه نقش مهمی دارند».

نکته دقیقا همین است: جایگزینی اقتصاد انسانی به جای انسان اقتصادی. انسان اقتصادی انگاره‌ای لیبرالی بود که تنوع و جامعیت انسان را به «متاثر بودنش از منافع» تقلیل می‌داد. اما اقتصاد انسانی اساسا خود را بر پایه انسانی چندسویه و پیچیده بنا می‌کند، انسانی که صرفا با منافع شخصی‌اش تعریف نمی‌شود.

پژوهش‌های جهانی هم همین را نشان می‌دهند. پژوهشی درباره یک تعاونی تاکسیرانی در ایالت ویسکانزین، شهر مدیسون نشان می‌دهد تعاونی‌ها بر پایه پیوند دو ارزش مدنی و صنعتی کار می‌کنند در حالی که ارزش بازاری در آنها کمرنگ است (و به وسیله دو ارزش قبلی کنترل می‌شود) و ارزش محلی هم بخشی حاشیه‌ای را در برمی‌گیرد. ارزش مدنی به «بخشی از یک جمع بودن، احساس عزت‌نفس به عنوان یک عضو برابر در یک جمع، حس همبستگی با دیگران (خصوصا با محرومان)» و ارزش صنعتی به «کار سخت و مداوم، همکاری پیوسته، نظم و مانند آن» مربوط‌اند. ارزش بازاری، اما به «سودآوری، رقابت، بهره‌وری و نفع شخصی» ربط دارد (اوم، ۱۳۹۵). این دستاورد بزرگ تعاونی‌هاست که می‌توانند در عین حال با تضمین اشتغال و کار اعضای خود، زمینه‌ساز رشد ارزش‌هایی مانند همبستگی، همدلی، کار سخت و مداوم و عزت‌نفس باشند، چیزی که در شرکت‌های خصوصی به پای نفع شخصی، بهره‌وری، سودمحوری و رقابت قربانی می‌شود.

سهم بیشتری که تعاونی‌ها در بالا بردن توانمندی زنان و ارتقای کیفیت زندگی‌شان دارند، اهمیتی بیشتر دارد. ساختار مردسالارانه رقابتی در شرکت‌های خصوصی (و دولتی) چنان دست‌وپای زنان را برای قرار گرفتن در سمت‌ها و جایگاه‌ها بالاتر می‌بندد که پس از مدتی آنها به رده‌های پایین سازمانی رضایت می‌دهند. تجربه زنان هندی در این مورد بسیار جالب است.

زنان روستایی بی‌سواد با تلاش فعال اجتماعی، خانم «چنتا سینا»، در دهکده ما سواد منطقه ساتارا در ایلت ماهاراشترا در هند، بانکی تعاونی را با عنوان «مان دشی ماهیرا ساهاکاری» در سال ۱۹۷۷ تاسیس می‌کنند. این بانک زمینه‌ای را برای فعالیت تعاونی‌های زنان فراهم می‌کند که بعد‌ها بسیاری از این تعاونی‌ها بخشی از اتحادیه تولیدکنندگان شیر «داکشینا کانادا» می‌شوند؛ اتحادیه‌ای که در آغاز کار خود تنها ۴ هزار و ۵۰۰ لیتر شیر می‌فروخت، اما حالا (سال ۲۰۱۴) روزانه ۳۷۵ هزار لیتر شیر می‌فروشد. چنین موفقیتی مستقیما به سازماندهی زنان فرودست و کارگر ربط دارد (کورن جینایا، ۱۳۹۵).

نمونه موفق‌تر و جهانی‌تر، تعاونی کارگران «موندراگون» است. این تعاونی در منطقه باسک اسپانیا فعالیت می‌کند و در سال ۲۰۱۴ بیش از ۷۴ هزار عضو خود را در گستره ۲۵۷ تعاونی در چهار حوزه مالی، صنعتی، خرده‌فروشی و دانش مشغول به کار کرد. اهمیت تاریخی تعاونی کارگری موندراگون به این است که بخش بزرگی از اعضای آن «کارگر- مالک» هستند و روش مدیریتی حاکم بر آن تمام مشارکتی است. تجربه‌ای تاریخی و بزرگ که می‌تواند نشان دهد هم می‌توان سازمانی موفق از نظر اقتصادی داشت و هم از ساختار بالادست و زیردست دوری کرد.

این توضیحات ما را به پرسش دوم ربط می‌دهد: تعاونی‌ها (به‌ویژه تعاونی‌های کارگری) به چه کار امروز ما می‌آیند؟

تعاونی های کارگری برای امروز

بحران‌های اقتصادی در چارچوب نظام سرمایه‌داری همواره وجود دارند و بیش از هر گروه اجتماعی دیگری، زندگی زنان و مردان کارگر را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تورم، پرداخت نشدن دستمزدها، پرداخت دستمزد کم و نامتناسب با نیاز‌های خانواده کارگران، اخراج، ناامنی شغلی، بیکاری و همچنین فقدان احساس همبستگی، عزت‌نفس و همکاری بیش از همه کارگران را زیر فشار قرار می‌دهد. تعاونی‌ها می‌توانند جایگزین و آلترناتیوی واقعی در برابر این شرایط ناانسانی باشند.

از قضا تعاونی‌های زیادی در آمریکا بودند که دقیقا به دلیل شکل مشارکتی تصمیم‌گیری و سودمحور نبودن توانستند بحران سال ۲۰۰۸ را از سر بگذرانند بدون اینکه الزامی به اخراج نیروی کارشان داشته باشند؛ چیزی که در شرکت‌های خصوصی به شکلی گسترده انجام شد و موجی از بیکاری را پدید آورد (برای نمونه تعاونی‌های مسکن در آمریکا که در یکی از مقالات این پرونده به آن می‌پردازیم).

از آنجایی که از تعیین مزد تا سیاست‌های کلی تعاونی‌ها با مشارکت اعضا تعیین می‌شود، هیچکس نمی‌تواند به این عنوان که رییس، مدیر یا هر چیز دیگر است، خواست و فکر خود را به دیگران تحمیل کند.

به همین دلیل می‌توان با خلیل‌زاده نایب‌رییس اتاق تعاون و رییس اتاق تعاون تهران موافق بود که «تعاونی‌ها بر پایه همیاری و برابری حقوق اعضا از نظر اداره و حق رای به وجود می‌آیند. در صورت پشتیبانی و به‌ویژه در جهت بهبود مدیریت تعاونی‌ها که همیشه زیر فشار و تاثیر ویرانگر دست‌اندرکاران توزیع بخش خصوصی بوده‌اند، این شرکت‌ها با تهیه کالا‌ها نقش واسطه‌ها را به کمترین میزان می‌رسانند و در قیمت‌شکنی ابزار کارآمدی هستند، قدرت خرید اعضا را افزایش می‌دهند و با جامعه‌شناسی مصرف و روانشناسی خرید به بهبود نظام اقتصادی کمک می‌کنند» (خبرگزاری مهر، شهریور سال ۹۷).

در واقع موضوع مهم، کارکرد سه‌گانه اقتصادی اجتماعی تعاونی‌هاست: اول اینکه اشتغال را برای نیروی کار خود تامین می‌کنند و خود را هم‌سرنوشت با کسانی می‌دانند که با آنها و برای آنها کار می‌کنند، دوم اینکه جایی برای تجربه و تمرین همبستگی و مشارکت اجتماعی هستند و سوم اینکه سهم مهمی در تعدیل اثرات اقتصادی اجتماعی منفی فعالیت بخش خصوصی و دولتی دارند.

تعاونی‌ها صرفا یک نهاد اقتصادی در کنار دیگر نهاد‌های اقتصادی نیستند بلکه آنها عمیقا راه‌حلی کارآمد برای کاستن از پیامد‌های فاجعه‌بار بحران‌های اقتصادی و اجتماعی هستند.

منابع:

اوم، هیونگ‌سیک (۱۳۹۵)؛ «کار و تجربه تعاون در شرکت‌های تعاونی مبتنی بر مالکیت کارگران»؛ ترجمه محمد بیکران‌بهشت؛ درج شده در گروه نویسندگان؛ مجموعه مقالات بخش تعاون؛ گروه مترجمان؛ چاپ اول، تهران: نشر میلکان.

کورن جینایا، سودا (۱۳۹۵)؛ «تعاونی‌ها و دنیای کار»؛ ترجمه محمد بیکران‌بهشت؛ درج شده در گروه نویسندگان؛ مجموعه مقالات بخش تعاون؛ گروه مترجمان؛ چاپ اول، تهران: نشر میلکان.

برچسب‌ها
تعاونی‌های محلی