آیا کارفرمای شما روی شما میکروچیپ نصب کرده است؟
کارفرمایان به شیوههای گوناگون در حال نظارت کامپیوترها حتی هیجانات و احساسات شما هستند. آیا رییس شما هم در حال کنترل و نظارت شما است؟
ترجمه: آزاده شعبانی | امروزه کارفرمایان به شیوههای گوناگون در حال نظارت کامپیوترها حتی هیجانات و احساسات شما هستند. آیا رییس شما هم در حال کنترل و نظارت شما است؟ از ریزپردازندههای میکروچیپ تا دستبندهای ردیاب و سنسورهایی که میتوانند احساس افسردگی و خستگی را در شما شناسایی کنند، اینها همه تکنولوژیهای جدیدی هستند که کارفرمایان را قادر میسازند تا با روشهای گوناگون بر کارکنان نظارت کنند. آیا چنین روند نظارت و مراقبتی، نگرانکننده نیست؟
سال گذشته یک شرکت آمریکایی، دهها تن از کارکنان خود را به میکروچیپها مجهز کرد. در یک چیپ پارتی (chip party) که در سراسر جهان به تیتر اول رسانهها تبدیل شد، وسیلهای به اندازه یک دانه برنج زیر پوست بین انگشت شست و سبابه کارکنان کاشته شد. «تد وستبی»، مدیرعامل شرکت (Three Square Market) در ابتدا تنها تصمیم داشت این کار را برای ۵ تا ۶ نفر انجام دهد که خود برای این کار داوطلب بودند (خود او و چند تن از مدیران و تعدادی از کارکنانی که در بخش فناوری اطلاعات کار میکردند)، اما در حال حاضر از ۹۰ نفری که در دفتر مرکزی شرکت کار میکنند حدود ۷۲ نفر مجهز به میکروچیپ هستند. وستبی در هر دست خود یک چیپ دارد. آنها میتوانند از این میکروچیپها برای باز کردن درهای امنیتی، ورود به کامپیوترها و پرداخت هزینهها در دستگاههای فروش شرکت، استفاده کنند.
این میکروچیپها استفادههای دیگری نیز دارند. دو ماه قبل شرکتی که تجارت اصلی آن فروش دستگاهها و کیوسکهای فروش است، شروع به تجهیز افراد مجنون به میکروچیپها در شهر پورتوریکو کرد. اگر یکی از این افراد گم شود، پلیس میتواند این چیپ را اسکن کند و به اطلاعات پزشکی فرد، اینکه از چه داروهایی میتواند و یا نمیتواند استفاده کند و نیز هویت او دسترسی پیدا کنند. تاکنون شرکت (Three Square Market)، صد نفر را به میکروچیپ مجهز کرده و قصد دارد این کار را برای ۱۰ هزار نفر دیگر نیز انجام دهد.
این شرکت یک اپلیکیشن تلفن همراه راهاندازی کرده که چیپ را به (GPS) تلفن همراه متصل میکند و سبب میشود که بتوان موقعیت مکانی شخص را ردیابی کرد. هفته گذشته این شرکت شروع به استفاده از این میکروچیپها برای افرادی کرد که با عفو مشروط از زندان آزاد شده بودند. این میکروچیپها جایگزین پابندهایی شد که پیش از این به مچ زندانیانی با عفو مشروط میبستند که وستبی آنها را مرعوبکننده و تحقیرآمیز میدانست. هنگامی که از او پرسیده شد آیا امکان دارد که شرکت از این میکروچیپها برای ردیابی کارکنانش استفاده کند، او گفت: «خیر، هیچ دلیلی برای چنین کاری وجود ندارد!»، اما همه شرکتها با نظر وستبی موافق نیستند.
نظارت و مراقبت از نیروی کار در شرکتهای فناوری
شرکتهای فناوری روزبهروز با شیوههای عجیب و غریبی به نظارت و مراقبت از نیروی کار میپردازند. به گزارش تایمز برخی از شرکتهای چینی از حسگرهایی در کلاه کارگران خود استفاده میکنند که امواج مغزی آنها را اسکن و خستگی، استرس و احساسات دیگر آنها همچون خشم را شناسایی میکند. این گزارش همچنین افزود یک شرکت الکترونیکی از اسکنهای مغزی استفاده میکند تا تحلیل کند که کارگران چقدر وقت استراحت دارند و مدت زمان آن چقدر است. این تکنولوژی برای رانندگان قطارهای سریعالسیر مورد استفاده قرار گرفته تا میزان خستگی و از دست دادن توجه آنها را شناسایی کند، در حالی که این نوع تکنولوژی میتواند استفادههای درست و قانونی داشته باشد، اما یک پروژه مشابه ممکن است از این دستبندها برای تشخیص خستگی کارگران ریلهای متقاطع نیز استفاده کند و تصور این مساله چندان دشوار نیست که چگونه چنین تکنولوژیهایی به بخشهای دیگر گسترش مییابند.
در ماه فوریه این خبر اعلام شد که شرکت آمازون اختراعاتی را تحت حمایت مالی قرار داده دستبندهایی را ارائه کنند که نهتنها موقعیت مکانی افراد در انبارهای شرکت برای فرستادن کالاها را ردیابی میکند بلکه میتواند حرکات دست آنها را بخواند و هنگامی که یک عمل اشتباه انجام میدهند به آنها هشدار دهد. آمازون این دستگاه مورد نیاز را اینگونه توصیف میکند: دستگاهی که قادر به نظارت بر عملکرد صورت کالاهای وارد شده به انبارها توسط کارگران است. شرکتهای تکنولوژیکیای وجود دارد که محصولاتی را میفروشند که میتواند تصاویر منظمی از کارگران در حال کار تهیه، بر کلیکها و استفاده کارکنان از وب سایتها نظارت کند و حتی با استفاده از وبکمهای کامپیوترهایشان از آنها پشت میز کارشان عکس بگیرد. کار کردن در منزل هم چندان مصونیتی به همراه ندارد؛ چراکه تمامی این کارها از راه دور نیز میتواند انجام بگیرد. نرمافزارهایی وجود دارد که میتواند بر استفاده کارگران از شبکههای اجتماعی نظارت و زبان کارکنان را تحلیل کند. همچنین هنگامی که بر روی تلفن همراه کارکنان نصب میشود این امکان را فراهم میآورد تا برنامههای رمزگذاری شده همچون واتساپ را کنترل کند.
کارکنان همواره در محل کار در معرض نظارت و مراقبت قرار دارند و تکنولوژی، امکانات لازم برای این کار را فراهم میآورد. «آندره اسپیکر» استاد رفتار سازمانی مدرسه تجارت (Cass) میگوید: «پیشتر در کارخانهها یک سرکارگر با گام شمار وجود داشت یا کارگران در داخل و خارج از کارخانه یک ساعت به دست داشتند، اما همه این وسایل فیزیکی امروزه به فناوریهای دیجیتالی تبدیل شده است.» این وسایل امکان ضبط و ثبت اطلاعاتی را به کارفرمایان میدهد که پیش از این قادر به انجام آن نبودند. مواردی همچون تعداد ضربه زدن به کلید یا اینکه کارکنان هنگام کار چه چیزهایی را بر روی صفحه نمایش خود میبینند و از چه نوع زبانی استفاده میکنند. در حال حاضر این نظارتها در خارج از محل کار نیز صورت میگیرد.
نظارت بر فعالیتهای آنلاین
اینگونه اقدامات تا چه حد قانونی است؟ «فیلیپ لانداو» یکی از اعضای مرکز مشاوره حقوقی لانداو که در زمینه قانون کار تخصص دارد، میگوید: «در انگلستان، به کارفرمایان اجازه داده شده بر وبسایتهایی که شما در حین کار میبینید نظارت کنند.» با این حال، این وسایل نظارتی، چه در سطح کلی و چه در سطح جزیی باید در محل کار مورد استفاده قرار گیرند. کارفرمایان همچنین باید از قبل هشدارهای لازم را در رابطه با نظارت بر فعالیتهای آنلاین شما داده باشند و باید شما را از سیاستهای مربوط به شبکههای اجتماعی آگاه کنند. همچنین نظارت بر تعداد ضربات کارکنان بر صفحه کلید نیز امری قانونی است، هرچند باید به کارکنان گفته شود که آنها تحت نظارت قرار دارند. لانداو میگوید: «در شرکتهایی که چنین سیستمهایی وجود دارد این مساله غیرعادی نیست که در صورتی که تعداد ضربات کارکنان بر صفحه کلید کم باشد کارفرمایان آنها را مورد مواخذه قرار دهند. شایان ذکر است تعداد بالای ضربات بر صفحه کلید ضرورتا به معنای سطح بالای بهرهوری و یا برعکس نیست.»
کارفرمایان میتوانند از وبکم کامپیوتر شما استفاده کنند تا شما را هنگامی که پشت میز کارتان نشستهاید، ببینند، اما باید یک توجیه قابل قبول برای چنین نظارتی وجود داشته باشد و شما را قبل از چنین نظارتی مطلع کنند. شما همچنین باید مطلع شوید از اینکه چه تصاویری مورد استفاده قرار میگیرند و اینکه این تصاویر چگونه ذخیره میشوند. همچنین در مورد ردیابهای (GPS)، شرکت میتواند هر وسیله نقلیهای را که به کارکنان خود عرضه کرده ردیابی کند. با این حال، دادههای جمعآوری شده آنها تنها میتواند در راستای اهداف مدیریتی شرکت قرار گیرد. اگر کارکنان از وسیله نقلیه به دلایل شخصی خارج از محل کار استفاده کنند، این دستگاه (GPS) مجاز به روشن شدن نیست.
نظارت بر میزان بهره وری در آمازون
«جیمز بلادورث» در مارس سال ۲۰۱۶، به عنوان چیننده کالا در آمازون کار میکرد (شخصی که کالاها را به صورت منظم در قفسهها قرار میدهد) تا بتواند کتابی تحت عنوان «Hired: Six Months Undercover in Low-Wage Britain» بنویسد. او میگفت: «ما این وسایل را در همه حال با خود حمل میکردیم و این دستگاهها میزان بهرهوریمان را چک میکردند.» این وسایل همچنین کارگران را به سوی اقلامی هدایت میکرد که میخواستند در قفسه انبارهای بزرگ آمازون بیابند. هر زمان که شما یک قلم کالا را برمیداشتید این تایمر شمارش معکوس (تا زمان برداشتن کالای بعدی) شروع به کار میکرد تا بدین ترتیب میزان بهرهوری شما را اندازه بگیرد. بلادورث میگوید کارفرمایان به کارکنانشان میگفتند که چقدر بهرهوری دارند. او یکبار به دلیل اینکه میزان بهرهوریاش زیر ۱۰ درصد بود، تذکر گرفته بود. شما همچنین از طریق دستگاهها مطلع میشوید که لازم است میزان بهرهوری خود را بالا ببرید. شما به صورت مدام در حال ردیابی و امتیازگیری هستید. من متوجه شدم که شما نمیتوانید به اهداف تعیین شده شرکت دست پیدا کنید مگر اینکه مدام در حال دویدن باشید. با این حال، مدام به شما گفته میشود اجازه دویدن ندارید و اگر چنین کاری کنید، تنبیه میشوید، اما اگر شما احساس کنید که میزان بهرهوری پایینی دارید مجبور میشوید که این تنبیه را تحمل کنید. او میگوید که شما به هیچ عنوان احساس نمیکنید که مثل یک انسان با شما برخورد میشود. کارگران مجبور بودند که هنگام ورود و خروج و زمانهای استراحت، از اسکنرهای امنیتی که مشابه اسکنرهای فرودگاهها است عبور کنند. او میگوید زمان رفتن به دستشویی به عنوان زمان بیکاری توصیف شده و همچنین او یکبار یک بطری ادرار در قفسهها پیدا کرده است.
مدیران آمازون میگویند دستگاههای اسکن آنها در تمامی انبارها، بخشهای لجستیکی، سوپرمارکتها، فروشگاهها و مراکز تجاری دیگر متداول هستند و بدین منظور طراحی شدهاند که به افراد برای انجام بهتر کارهایشان کمک کنند. آنها همچنین میگویند شرکت آمازون این امکان را فراهم آورده تا تمامی همکاران دسترسی آسان و سریع به توالت داشته باشند و همکاران مجاز هستند هر زمان که نیاز دارند از آن استفاده کنند و ما بر زمان توالت رفتن کارکنان هیچگونه نظارتی نمیکنیم.
تعدادی از همکاران بلادورث از این میزان نظارت و مراقب، خشمگین بودند و همین مساله سبب میشد تا از کار خود کنارهگیری کنند. بلادورث میگوید اغلب افرادی که من با آنها ملاقات کردم مدت زیادی نبود که کار میکردند و یا در پی یافتن یک کار جدید بودند. افراد به صورت موقت در این مشاغل به سر میبردند و نیروی کار مدام در حال ریزش بود. آیا بلادورث آینده را میدید؟ آیا در سالهای آینده ما نیز بدین شکل از سوی رییسمان مورد نظارت و مراقبت قرار خواهیم گرفت؟ احتمالا همین طور است. او میگوید: «یکی از واکنشهایی که نسبت به این کتاب وجود داشت این بود که مردم میگفتند در هر صورت، کار و شغل، مدام در حال اتوماتیک شدن است و کارگران باید انعطافپذیری بیشتری پیدا کنند و این مسیر آینده اشتغال است و اجتنابناپذیر به نظر میرسد، اما من تصور میکنم که این مسیری که دارد طی میشود بسیار خطرناک است.» به دلیل گزینشهای سیاسی و فعالیتهای ضعیف اتحادیههای صنفی، آمازون میتواند به راحتی از این ماجرا خلاصی یابد. من تصور میکنم که تجارتهای دیگر به تجربه آمازون نگاه و موفقیت و پیشرفت این مدل کسبوکار را ملاحظه میکنند و تلاش میکنند تا این تجربه را تکرار کنند.
«جیمی وودکاک»، نویسنده کتاب «Working the Phones» و جامعهشناس حوزه کار که در موسسه اینترنتی آکسفورد فعالیت میکند، شش ماه در یک مرکز تلفنی مشغول به کار بود. او میگوید شما از لحظهای که وارد محل کار میشوید احساس میکنید که تحت نظارت و مراقبت قرار دارید. شما یک صفحه نمایش تلویزیونی دارید که عملکرد نسبی هرکس نسبت به دیگری را به نمایش میگذارد. مدیران اطلاعات مربوط به فعالیتهای شما را جمعآوری میکنند. هر تماس تلفنی که من داشتم به صورت اتوماتیک ثبت و ضبط شده بود. از لحاظ نظارتی و مراقبتی، آنها قادر بودند تا هر چیزی را که کسی بر روی خط مونتاژ میساخت دوباره ملاحظه کنند و کیفیت آن را مورد قضاوت قرار دهند. همه ما مرتکب اشتباه میشویم و ممکن است روزهای بدی داشته باشیم، اما این نوع نظارت و مراقبت، مجددا گذشته افراد را زیر و رو میکند و ممکن است منجر به اخراج آنها شود. این شیوه مورد استفاده قرار گرفته تا به افراد این حس را منتقل کند که هر آن ممکن است کار خود را از دست بدهند.
مانیتورینگ و نظارت سبب شده تا بسیاری از مشاغل در زمره آن بخش از اقتصاد قرار گیرند که اقتصاد گیگ «gig economy» نامیده میشود. این کار چندان ساده نیست. هنگامی که بهشدت از کار خود ناامید و درمانده هستید به این نظارت و کنترل مداوم اعتراض کنید، اما آنچه برای اسپیکر تعجب برانگیز بود این بود که چگونه افراد در مشاغلی با درآمد بهتر، بیچون و چرا با این مساله مواجه میشوند. در گذشته زندانیان مجبور بودند تا دستبندهای ردیاب به دست ببندند، اما امروزه ما با میل و اراده خود اجازه میدهیم کارفرمایان از وسایل ردیاب و گامشمارها استفاده کنند و در برخی موارد ما برای این کار امتیاز هم پرداخت میکنیم. شرکتهایی همچون (IBM)، (BP)، (Bank of America)، (Target) و (Barclays) به کارکنان خود ردیابهای فعالیت فیتبیت ارائه میدهند.
اسپیکر میگوید این مسائل بخشی از این ایده کلی تمایل به بهبود و پیشرفت خود هستند. بسیاری از این تکنولوژیها طراحی شدهاند تا بازخورد عملکردتان را نهتنها به رییستان بلکه به خود شما نیز گزارش دهند. من حدس میزنم بسیاری از این وسایل مد روز و جذاب به نظر میرسند به همین دلیل هم به راحتی مورد پذیرش قرار میگیرند.
اسپیکر ملاحظه کرده که چگونه شیوه نظارت از ایمیلها به نظارت بر بدنهای افراد (افزایش استفاده از ردیابهای بیولوژیکی) تغییر پیدا کرده است. این شیوههای نظارتی بر علائم حیاتی، احساسات و خلق و خوی شما تمرکز دارند. او در رابطه با پروسه چیپ گذاری در بدن کارکنان (Three Square Market) میگوید: «شما میتوانید تصور کنید که همه این اقدامات به آسانی در حال گسترش هستند. شما میتوانید چیزهای دیگری را هم تصور کنید مثل اینکه کارفرمایان در آینده (DNA) شما و یا انواع و اقسام اطلاعات دیگر را بخواهند.»
نظارت میتواند کاربردهای مثبتی نیز داشته باشد. این مساله ضروری و (از لحاظ قانونی) مورد نیاز است تا در صنایع مالی از فعالیتهای تجاری کارکنان داخلی شرکت ممانعت به عمل آید. از این شیوههای نظارتی همچنین میتوان برای ممانعت از آزار و اذیت و تعرض و نیز از بین بردن تعصب و تبعیض استفاده کرد. در یک مطالعه جالب توجه که سال قبل، بر ایمیلها و کارآمدی کارکنان نظارت و از یکسری سنسورها برای ردیابی رفتارها و تعاملات کارکنان با مدیران استفاده میکرد این نتیجه حاصل شد که مردان و زنان تقریبا رفتار یکسانی در محل کار داشتند. یافتههای این مطالعه این باور را به چالش کشید دلیل اینکه زنان به سطوح بالاتر ارتقا پیدا نمیکنند این است که آنها کمتر فعالیت میکنند و یا تعامل کمتری با رهبران داشته و یا نیاز به تکیهگاه و حمایت دارند.
با این حال، «وودکاک» میگوید: «ما نیاز داریم گفتوگویی در جامعه داشته باشیم در این زمینه که آیا کار باید در مکانی انجام شود که تحت نظارت و مراقبت کارفرمایان است؟» نیاز به این گفتوگو بخصوص در جاهایی با حقوق و دستمزدهای پایین و مشاغل ناایمن، ضروریتر به نظر میرسد. وودکاک به این نکته اشاره میکند: «اگر شما در یک اقتصاد گیگ فعالیت و از یک گوشی هوشمند استفاده میکنید، همین تلفن میتواند برای ردیابی شما مورد استفاده قرار گیرد. من تصور میکنم به این دلیل که بسیاری از این محلهای کار فاقد تشکیلات سنتی و یا اتحادیههای صنفی هستند مدیران میتوانند اینگونه وسایل را بدون کمترین مقاومت جمعی به کارکنانشان تحمیل کنند.»
اتحادیه مستقل کارگران بریتانیای کبیر از اینگونه مباحث مربوط به نظارت و مراقبت و جمعآوری اطلاعات آگاه هستند. «جیمز فرار»، رییس بخش استخدام رانندگان بخش خصوصی و رانندگان اوبر، سال گذشته یک نبرد حقوقی علیه شرکتهای رانندگی و در راستای استیفای حقوق رانندگان به راه انداخت. او میگوید که آنها اطلاعات بسیار زیادی درباره رانندگان جمعآوری میکنند. یکی از مواردی که به صورت روزانه به شما گزارش خواهد شد این است که وضعیت سرعت، شتاب و ترمز شما به صورت روزانه چگونه است و شما نسبت به این گزارشها امتیاز دریافت میکنید. سوال این است که چرا آنها این اطلاعات را جمعآوری میکنند؟ اوبر همچنین بر استفادههای غیرمعمول از تلفن همراه هنگامی که شخص در حال رانندگی است نیز نظارت میکند (این بدین معناست که آیا شخص در حال رانندگی کردن با تلفن همراه صحبت میکند؟) آنها همچنین بر مسیرهای خودرو و نیز رانندگان به وسیله (GPS) نظارت میکنند.
او میگوید: «نگرانی من در این زمینه است که این اطلاعات برای ترسیم یک الگوریتم مورد استفاده قرار گرفته است. ما باید به این دادهها دسترسی داشته باشیم و باید بفهمیم که چگونه از آنها استفاده میشود. اگر نمره کیفی توانایی رانندگی من در یک الگوریتم قرار داده شود ممکن است که به کار من امتیاز کمتری تعلق گیرد و بدین ترتیب از مشتریانی با امتیاز بالاتر دور نگه داشته شوم. چه کسی میداند؟ آیا این مراقبتها مبتنی بر یک ترس نامعقول نیست؟»
شرکت تحویل مواد غذایی (Deliveroo) در حال حاضر کار مشابهی انجام میدهد و عملکرد رانندگان را تحت نظارت خود دارد و گزینهای تحت عنوان «اولویت دسترسی» را به مشتریان عرضه میکند تا هنگام انتخاب خدمات، کسانی را انتخاب کنند که خدمات بهتر و باکیفیتتری را عرضه میکنند. با این حال، شرکت اوبر میگوید که این نظارتها و مراقبتها تنها برای ارسال بهتر و ایمنتر کالاها است. این اطلاعات مورد استفاده قرار میگیرد تا رانندگان از عادتهای زمان رانندگی خود آگاهی پیدا کنند و تاثیری در درخواستهای سفر آینده آنها نخواهد داشت.
پی نوشت
اقتصاد گیگ (Gig Economy): محیطی است که موقعیت و جایگاه افراد در آن به طور معمول موقتی است و شرکتها و سازمانها عمدتا قراردادهای کوتاهمدت با فریلنسرها یا همان آزادکاران منعقد میکنند. به بیان سادهتر، افراد به جای اینکه دنبال شغلهای تماموقت و بلندمدت باشند، به دنبال شغلهای کوتاهمدت هستند و با تمام شدن یکی به سراغ بعدی میروند
منبع: گاردین