قلمرو رفاه

خروج از فقر در سایه ورود به فقر

کتاب «خروج از فقر» نوشته دیپا نارایان با همکاری دیگر اقتصاددانان است و بانک جهانی هم از این کتاب حمایت کرده است

16 دی 1404 - 09:09 | سیاست‌گذاری اجتماعی
جعفر خیرخواهان
جعفر خیرخواهان مترجم کتاب «خروج از فقر» راه‌های بالارفتن از نردبان زندگی

طی ۶۰ - ۷۰ سالی که بانک جهانی برای توسعه‌یافتگی کشور‌های عقب‌افتاده تلاش می‌کند دائماً رویکرد خود را تغییر داده است. در ابتدا، کار‌های عمرانی در این کشور‌ها انجام داد، اما پس از آن، وام‌های مشروط را به آنها اختصاص داد که این فعالیت‌ها نتیجه‌ای جز فساد در پی نداشت و سیاست‌های اقتصادی‌ای که در کشور‌های پیشرفته انجام شده بود نیز به شکست انجامید، لذا بانک جهانی در یک دهه اخیر بر عدالت، برابری فرصت‌ها، ایجاد امنیت، قانون و قواعد محلی و آداب و رسوم به عنوان پیش‌نیاز توسعه تمرکز کرده است.

اما رشد می‌بایست فراگیر باشد و نگاه رشد اقتصادی از ابعاد مهندسی و اقتصادی باید به سمت سیاسی هم پیش رود. به همین منظور تا ۲۰ سال قبل بانک جهانی از اعلام فساد در کشور‌ها اکراه داشت، اما امروزه با صراحت آن را اعلام می‌کند. در این کتاب ۱۵ کشور، ۶۰ هزار خانواده و ۵۰۰ روستا مورد بررسی قرار گرفته و بانک جهانی برای درک بهتر فقر در کشور‌های عقب‌مانده این روش را انتخاب کرده و آزادی، دموکراسی و برابری را از زبان فقرا بررسی می‌کند.

در فاصله سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ در افغانستان ۴۵ درصد افراد از فقر خارج شدند، اما ۲۳ درصدی که قبلاً فقیر نبودند هم فقیر شدند. تا قبل از این، آمار خالص فقر منتشر می‌شد، اما همانطور که باید برای خروج افراد از فقر برنامه‌ریزی کرد، می‌بایست سیاست‌هایی در نظر گرفته شود که گروهی که فقیر نبودند فقیر نشوند. به طور مثال برای خروج از فقر باید شرایط برای ادامه تحصیل این افراد فراهم شود، اما برای اینکه افراد دچار فقر نشوند باید سیاست‌های حمایتی و قوانین ورشکستگی برای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری در نظر گرفته شود.

در تحقیقی که برای نگارش این کتاب انجام شد ۴ ایالت هند مورد بررسی قرار گرفت. در سال ۱۹۹۵ فقر در هند رواج زیادی یافت، اما در سال ۲۰۰۵، ۱۲ درصد فقرا از فقر خارج شدند. همزمان در یک ایالت دیگر ۵/۵ درصد افرادی که جزو فقرا محسوب نمی‌شدند فقیر شدند و خالص کاهش فقر ۷ درصد اعلام شد. فقر در ایالت بنگال‌غربی ۱۹ درصد کاهش یافت، اما نسبت فقیرشده‌ها ۷/۷ درصد افزایش یافت که در نتیجه می‌توان گفت در این ایالت فقر ۱۱ درصد کاهش یافته است، اما اگر سیاست‌هایی در نظر گرفته می‌شد که افراد فقیر نشوند، میزان فقر ۱۹ درصد کاهش می‌یافت.

نردبان زندگى ابزارى است تا هر جامعه، تعریف خودش از فقر و ثروت را ارائه دهد. بدین ترتیب جایگاه و رتبه هر خانوار در ابتداى بررسى و سال ۲۰۰۵ تعیین مى‌شود. بر مبناى این رده‌بندى‌ها، ماتریس تحرک اجتماعی جامعه ساخته شده که نشان می‌دهد کـدام خانوار در دوره ۱۰ ساله بررسی، به بـالا یـا پاییـن نردبـان حرکـت کـرد یـا در همـان پله باقی ماند.

خط فقر رسمی بسیار کمتر از خط فقر اجتماعی است؛ ارقام فقر خالص، دو پدیده متمایز را پنهان می‌کنند: خروج از فقر و سقوط به فقر؛ در حالی که خروج از فقر عمدتاً به ابتکار عمل فقرا مربوط است، فقیرمانده‌ها تنبل نیستند یعنى آنها به اندازه ثروتمندان ابتکار عمل به خرج می‌دهند، اما هنوز فقیر باقی می‌مانند. همچنین سقوط به فقر عمدتاً ناشی از تکانه‌های سلامت و رسوم اجتماعی مانند هزینه عروسی، کفن و دفن است.

از سوی دیگر، امید و آرزو داشتن هم نیرویی قدرتمند برای خروج از فقر است. اعتماد به نفس و توانمندی مردم فقیر نیز خیلی مهم است. در بین نهادها، خانواده از همه مهمتر است. مردم فقیر برای دموکراسی ارزش قائلند؛ حتی هنگامی که به آنها کمکی نمی‌کند. نهاد‌های بخش خصوصی و جامعه مدنی، منابع کمتر استفاده شده فقرا برای خروج از فقر هستند و نظام طبقاتی در حال از بین رفتن است، اما نه در همه‌جا. در گذشته اعتقاد بر این بود که فقرا یک صنف و گروه خاصى هستند که باید با آنها مدارا کرد، اما ثابت شد که چنین چیزى صحت ندارد. فقیر نمانده‌ها بیش از هر چیز، ابتکار عمل را دلیل خروج از فقر و عمل را مهمترین عامل انباشت دارایى مى‌دانند. همچنین دموکراسی می‌تواند توسعه را به ارمغان آورد، اما در حال حاضر این اتفاق نمی‌افتد و دموکراسی در اکثر مناطق جهان از سیاست قول و وعده دادن تشکیل می‌شود. دموکراسی‌های خوب محلی به مردم کمک کند تا از فقر خارج شوند. دموکراسی‌های بدمحلی، شبیه مسابقه حاصل جمع صفر برای کسب غنایم است، با فسادی فراگیر که برای بعضی‌ها فرصت خلق و برای بقیه موانع ایجاد می‌کند. ترکیب رهبران محلی خوب، انتخابات بیطرفانه، دسترسی بهتر به اطلاعات، مشارکت و اقدام جمعی، مردم فقیر را قادر می‌سازد تا رهبران محلی را مسئولیت‌پذیر کنند. همه اقدامات باید در جهت گسترش قلمرو و فرصتی برای مردم فقیرمانده باشد تا نیرو‌ها و ابتکارعمل‌های خود را در دو حوزه شخصی و عمومی به کار گیرند.

هرچه میزان جنگ و درگیری بیشتر باشد، فساد نیز بیشتر است. در بحث فساد، اکثریت معتقدند مقامات دولتی و رهبرانشان درگیر فساد هستند. همین‌طور در مکان‌هایی که جنگ نیست معمولاً فساد کمتر است. فرصت‌های اقتصادی که بیشتر می‌شود، فساد هم افزایش می‌یابد. یعنی هرچه فرصت کمتر باشد، فساد نیز کاهش می‌یابد و وقتی فرصت‌ها افزوده می‌شود، فساد هم افزایش می‌یابد. از سوی دیگر، بر اساس بررسی‌های انجام شده، فقرا وام‌های مصرفی بیشتر می‌گیرند و صرف امور روزمره می‌کنند و معتقدند امروز را باید به‌خوبی گذراند. به عبارت دیگر وام‌هایی که می‌گیرند، پس‌انداز نمی‌کنند.

برچسب‌ها
کاهش فقر