قلمرو رفاه

جدال ناتمام

نگاهی به فیلم سد معبر

15 دی 1404 - 09:38 | مرور فرهنگ

سد معبر، دومین فیلم محسن قرایی داستان قاسم کارمند اداره سد معبر شهرداری را روایت می‌کند که در تلاش است وضعیت زندگی خود را بهبود بخشد.

سد معبر به طبقه‌ای از اجتماع می‌پردازد که با تلخی زیاد برای بقا و زنده ماندن می‌جنگند، داستان آدم‌هایی است که در سطح شهر پراکنده‌اند، اما کمتر به آنها توجه می‌شود. در فیلم، دو انسان از یک طبقه اجتماعی در قالب مأمور سد معبر و دستفروش با هم درگیر می‌شوند، در شرایطی که هر دو از لحاظ اقتصادی به یک طبقه اجتماعی تعلق دارند. نقش کاراکتر اصلی فیلم به نام قاسم نصیری را حامد بهداد ایفا کرده که به عنوان شخصیتی عاصی مأمور سد معبربوده و در جایی که مشغول کار است، احساس خوبی ندارد. با این حال، شخصیت اصلی فیلم خاکستری است و در جا‌هایی دست به گرفتن رشوه از دستفروشان می‌زند. با چنین چشم‌اندازی در فیلم سد معبر شاهد لایه‌های مختلف با ماسک‌های متفاوت بر چهره قاسم هستیم. در مقابل این تصویر کاراکتر نرگس در قالب همسر قاسم با بازی باران کوثری قرار دارد. زنی خانه‌دار که آرام‌تر و بالغ‌تر از قاسم عمل می‌کند، اما تحت استثمار همسر قرار دارد. با این حال، در سد معبر این تنها نرگس است که از ثبات‌نظر برخوردار است و قاسم و جامعه پیرامون او در تقلایی بیهوده دست‌و‌پا می‌زنند. در برایند دیالکتیکی این رفتار در نهایت شاهد هستیم قاسم که شخصیتی بی‌رحم و در بسیاری زمان‌ها دروغگو است، خود قربانی پنهانکاری می‌شود. در کل، فیلم تصویرگر جامعه‌ای است دروغگو، خواب و خنثی. سد معبر همگام با نقد اجتماعی، تحلیلی بر رفتار آدم‌های زمانه خود دارد و این کار را به صراحت انجام می‌دهد. بر این اساس در انعکاس خشونت‌هایی که به دستفروشان روا داشته می‌شود، بی‌پرواست و روایتی است بدون سانسور از واقعیت‌های جامعه. در سد معبر، بار تلخ ناشی از واقع‌گرایی بی‌سانسور مشهود است و فیلمنامه مسلسل‌وار همگام با جدال درونی کاراکتر اصلی جلو می‌رود و ریتم پرکششی دارد و می‌تواند به لحاظ روایی مخاطب را با خود همراه سازد. سد معبر بازتاب جدال درونی افراد در جدال بیرونی جامعه‌ای است که در کل فیلم جریان دارد. چنانکه سد معبر با نمایی از قاسم شروع می‌شود که مغموم ایستاده و رئیس‌اش او را تهدید به اخراج می‌کند. درست در صحنه بعد قاسم با دستفروشان درگیر می‌شود و آنها را مورد ضرب‌و‌شتم قرار می‌دهد. این خط روایی بیانگر روابط اجتماعی در جامعه‌ای است مبتنی بر زور. همانطور که در جای دیگر فیلم نیز متصدی پارکینگ با اشاره به خرابی آسانسور برای رساندن مسافر به طبقه هشتم از او ۵ هزار تومان می‌گیرد. نکته شاخص فیلمنامه سد معبر حضور شخصیت‌های خاکستری در فیلم و عدم قطعیت در خوبی‌ها و بدی‌هاست که بحران و کشمکش‌های زندگی را در زیربنای اقتصادی و فقر و بی‌پولی جست‌و‌جو می‌کند. فشار بدهکاری قاسم و دیه‌ای که در پس دعوایی به صورت ماهانه می‌پردازد همزمان با پولی که از پدرزنش به ارث رسیده او را در شرایطی برزخ‌وار قرار می‌دهد. تلاش او برای تغییر شرایط زندگی، او را دستخوش حوادث و تصمیم‌هایی سرنوشت‌ساز می‌کند که موقعیت‌های دراماتیک فراوانی خلق می‌کند. کشمکش‌های درونی و بیرونی فیلم آنجا که قاسم می‌خواهد هر طور شده با سهم ارثی‌ای که از پدر همسرش رسیده کامیون بخرد و به زندگی‌اش بهبود بخشد، اما نرگس دوست دارد با این پول سرپناه بخرد و با خیال راحت بچه‌اش را به دنیا بیاورد، به خوبی نمایش داده می‌شود. همچنین قاسم در سکانس‌های آخر می‌گوید اگر نرگس بچه را سقط نکرده باشد، دلار‌هایی که پیدا کرده را به صاحبش برمی‌گرداند، اما قاسم که آلوده باجگیری شده و نمی‌تواند از آن رهایی پیدا کند، در آخرین سکانس با اینکه از سلامت جنین با خبر است و نرگس هم می‌خواهد به خانه برگردد، تصمیم می‌گیرد پول را برنگرداند. این درست همان نقطه درخشان سد معبر است که آن را از فیلمی با کلیشه‌های رایج می‌رهاند. در نتیجه شخصیت قاسم که فرزند زمانه خود است و خودخواهی ذاتی‌اش او را با خود بیگانه می‌کند، گویی به سد معبری برای خود و دیگران تبدیل شده است. بارزترین وجه فیلم، همراه بودن و حرکت با مردم است؛ چراکه در جامعه کنونی عدم تامین نیاز‌های معیشتی، خشم، زیر آب زدن همکاران در محیط‌های کاری و... به وفور دیده می‌شود و این مصایب به خوبی در فیلم پرداخته شده است.

سد معبر

کارگردان: محسن قرایی

نویسنده: سعید روستایی

بازیگران: حامد بهداد

باران کوثری

نادر فلاح

محسن کیایی

گیتی قاسمی

برچسب‌ها
معرفی فیلم