قلمرو رفاه

پیامدهای پنهان سفرهای نوروزی

از شادی نوروز تا تخریب طبیعت: هزینه‌های گردشگری انبوه

08 اردیبهشت 1404 - 06:00 | توسعه پایدار
علي رنجبران
علي رنجبران روزنامه نگار

«از آغاز طرح نوروزیتا 6 فروردين 96 مساحتیمعادل 830 کيلومتر مربع زباله در استان جمعآوریشد». اين سخنان بخشیاز صحبتهای«دلاور بزرگنيا» مديرکل ميراث فرهنگي، صنايع دستیو گردشگریمازندران بود که در 9 فروردينماه در ستاد خدمات سفر استان مازندران بيان شد.

 اين تنها گوشهایاز فاجعه رخ داده برایمحيطزيست در حين سفرهاینورزیاست. کافیاست اسم هر مقصد گردشگریعمومیرا که ميشناسيد در گوگل همراه با کلمه زباله جستوجو کنيد، با حجمیاز اخبار شگفتانگيز درباره ميزان زباله توليدشده در حين سفرهاینوروزیکه در طبيعت رها شدهاند مواجه خواهيد شد.

 پيشبينیميشود در تعطيلات نوروزیامسال بيش از 16 ميليون نفر به استانهایشمالیکشور سفر کنند و در روزهایتعطيل به طور متوسط روزی16 هزارتن زباله پشت سرشان بر جایبگذارند. اما زباله تنها يکیاز معضلاتیاست که سفرهاینوروزیبرایطبيعت ايجاد ميکند.

اگر بخواهيم سريع و بدون مقدمهچينیبيشتر معضلات محيطزيستیگردشگریانبوه و بيضابطه نوروزیدر ايران را ليست کنيم، با موارد عجيبیمواجه خواهيم شد. از آتشسوزیمراتع و جنگلها گرفته تا افزايش مصرف سوخت و مواد آلايندهایکه در طبيعت رها ميکنيم، تا ضرر و زيانیکه با تجاوز آگاهانه و ناآگاهانه به زيستگاههایجانوریبه حياتوحش ميزنيم، همه در ليست ضررهای محيطزيستی سفرهای نوروزی قرار ميگيرد.

اما قبل از پرداختن به يکايک اين موضوعات يادمان باشد، مسافران نوروزی کمترين تقصير را در اين بين برعهده دارند، گرانیخدمات گردشگریو نبود زيرساختها و ضوابط لازم برایطبيعتگردیدر فقر آموزش عمومیدر اين زمينه مقدمه چنين آسيب گستردهایرا فراهم کرده است. البته که مسئوليت عمومیرا هم نبايد در اين زمينه ناديده گرفت.

 

خانههای تنها، ماشینهای شخصی

شايد به نظرتان مسخره و مضحک برسد، مصرف انرژیيک خانه خالیکه صاحبانش به سفر رفتهاند اصلا در قبال مصرف انرژیکل سال چيزینيست که بخواهيم خودمان را نگران کنيم. اما خب يک خانه تصويریجزيیاز رخدادیاست که آن را شرح خواهيم داد. بياييد از تهران مثال بزنيم، پايتخت کشور و يک کلانشهر به معنای واقعی که از مشکل آلودگی رنج ميبرد.

بنابر آمار ستاد سفرهای نوروزی تهران، سال گذشته بيش از 3 ميليون تهرانی به سفر رفتهاند. اين يعنی چيزی حدود 500 هزار خانه خالی در تهران. حالا تصور کنيد هر کدام از اين خانهها تنها 5 روز بدون برای گرم يا سرد نگاه داشته شدن، انرژی مصرف کنند که رقم بسيار بزرگی خواهد شد. حالا همين تعداد را به کل مسافران نوروزی کشور که چيزی حدود 20 ميليون نفر هستند، تعميم دهيد.

در نظر داشته باشيد اين افراد برای سفر و در مقصد هم ميزانی از انرژی را مصرف ميکنند. بنابراين طبيعی است که ميزان بسيار زيادی از انرژی که در کشور ما سوخت بهصورت فسيلی است، مصرف ميشود. اين ميزان آلايندگی بسياری هم  در مقصد گردشگری ايجاد ميکند و هم در مبدا. نکته مهم ديگر در مورد سفرهای نوروزي، استفاده از وسايل حملونقل شخصی است. همانند وضعيت روزمره، سيستم حملونقل عمومی در ايران چندان توسعهيافته نيست و هزينههای بالا ی حملونقل مسافران را مجاب ميکند که در مقاصد کوتاه و متوسط وسيلهنقليه شخصی را ترجيح دهند.

سال گذشته سخنگوی شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی با بيان اينکه مصرف بنزين از اول تا 13 فروردينماه امسال يک ميليارد و 114 ميليون ليتر بنزين بود، گفت: «روز 12 فروردين با مصرف 102,4 ميليون ليتر رکورددار مصرف بنزين در تعطيلات نوروز شد». اين ميزان مصرف بنزين در اين مدت کوتاه بيانگر ميزانی از آلودگی است که در طبيعت رها ميکنيم. اما اين تنها گوشهای ضرر و زيانی است که ما به محيطزيست در ايام نوروز ميزنيم.

 

تعرض به طبیعت

ماشينها و جادهها به ما اين اجازه دادهاند به جاهايی برويم که به طور طبيعی بخش کمیاز آدمها در روزهای سال گذرشان به آنجا ميافتد. اين حضور بدون برنامهريزي، آگاهی و ساماندهيشده در طبيعت، عواقب دردناکی برای موجودات زنده منطقه دارد. تحقيقات بسياری ثابت کرده، آلودگيهای صوتی و نوری چه تاثير مرگ باری بر گياهان و جانوران دارند.

سروصدای ايجاد شده توسط ماشينها و انسانها بهشدت بر رفتار شکارگری حيوانات شکارچی و همچنين خواب شبانه پرندگان تاثير ميگذارد. اين سروصداها باعث بيرون راندن حيوانات از محيط طبيعی و افزايش خطر مرگ برای آنها ميشود. همچنين نور مصنوعی ماشينها و حضور انسان تاثير بسيار شديدی بر حشرات دارد. سال گذشته يک مطالعه منتشر شده در مجله Nature نشان داد که تعداد حشرات گردهافشان در اثر اين نور به ميزان قابل توجهی کاهش پيدا ميکند.

از آنجايی که آغاز فصل بهار آغاز فصل گردهافشانی است، حضور پياپی هر ساله در مناطق طبيعی بدون رعايت ملاحظات ممکن است در درازمدت باعث کاهش توليد نسل گياهان منطقه و آسيب ناشناخته به پوششهای گياهی شود. از طرف ديگر، بسياری از مناطق جنگلی و حتی غيرجنگلی که امروز به واسطه جادهها زير پای ما قرار دارند، بخشی از پارکهای ملی و پناهگاههای حياتوحش هستند.

 اين حضور بيضابطه باعث اختلال در محيط طبيعی موجودات ميشود، در حاليکه اگر با برنامهريزی قبلی باشد، نهتنها ضرری ندارد، بلکه درآمد آن برای حفاظت منطقه صرف خواهد شد. يک نکته ديگر آتشسوزيهايی است که هر سال در فصل سفرهای نوروزی و بهاری در مناطق طبيعی باعث خسارتهای جدیبه طبيعت ميشود. پارک ملی گلستان يکی از اين عرصههای طبيعی است که بر اثر آتشسوزيهای سهوی ناشی از حضور مردم دچار آسيبهای جد یشده است.

 با گسترش طبيعتگردی بيضابطه اين رخداد در بسياری از مناطق ديگر کشور هم بروز کرده است. متاسفانه رسانههای جمعی و فراگير هم کوچکترين تلاشی برای فرهنگسازی در اين زمينهها انجام نميدهند. همچنان که معضل زبالههای گردشگران سال به سال در نبود زيرساخت و آموزش مناسب بدتر شده است. 


جای زباله در طبیعت است 

بدون هيچگونه اغراقیامروزه نقطهایاز ساحل شمال کشور را نميتوان يافت که اثراتیواضح از پراکنده شدن زبالهها در آن ديده نشود. اما اين مساله فقط مختص شمال کشور نيست، هر جا پایگردشگران انبوه به آنجا باز شده، با چنين معضلیدست به گريبان بودهايم.

امروزه در بسياریاز مناطق گردشگرینزديک شهرهایبزرگ در ايام تعطيل صحنههایغمانگيزیديده ميشود؛ مردمیکه در ميان انبوهیاز زبالههایسرگردان و رهاشده کمپیبرپا کردهاند، بيآنکه به ذهنشان خطور کند، ميشود منطقه اطرافشان را تميز کرد، يا حداقل زباله بيشتریرها نکرد. بطريهایيکبار مصرف و پلاستيک بخش اعظم اين زبالهها را تشکيل ميدهند.

اين مساله اما در استانهایشمالیکه به دليل عدم توزيع امکانات و زيرساختهایگردشگریبا هجوم گردشگر مواجه است، تبديل به يک فاجعه شده است. در واقع در استانهایشمالیکشور به دليل وجود نداشتن يک سيستم جامع مديريت پسماند، حتیزبالههايیکه گردشگران در طبيعت رها نميکنند، هم دوباره به شکل ديگریبه طبيعت بازميگردد.

22 اسفندماه سال گذشته معاون امور جنگل سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداریکشور در آستانه تعطيلات نوروزی96 گفته بود: «39 منطقه در جنگلهایشمال و 12 منطقه در عرصههای مرتعی شمال به دفن زباله اختصاص دارد و روزانه6 هزار و250 تن زباله در استانهای مازندران، گيلان و گلستان توليد و در عرصههای جنگلی و مرتعی دفن ميشود».

عباس علی نوبخت سطح مناطق اختصاصيافته در جنگلهای شمال برای دپو و دفن زباله را 202 هکتار عنوان کرد و افزود: 256 هکتار از عرصههای مرتعی شمال هم به دفن و دپوی زبالههای3 استان شمالی اختصاص دارد. در عين حال، وی گفت که اين آمار رسمی عرصههای اختصاصيافته به دفن زباله است، در حاليکه در عمل 471 هکتار از عرصههای مرتعی و جنگلی در شمال کشور به دفن پسماند اختصاص دارد و اين 13 هکتار بيش از آمار رسمی است.

نوبخت همچنين در توضيح بيشتر مساله گفت: «بنا به بررسيهای انجام شده روزانه 753 هزار ليتر، شيرابه ناشی از زبالههای دپو شده در جنگل وارد عرصههای جنگلی ميشود و هماکنون بسياری از درختانی که در پايين دست اين شيرابهها واقع شدهاند، خشک شده و شماری هم در حال خشک شدن هستند. به گفته وي، دپو و دفن زباله در جنگل علاوه بر تهديد درختان، گونههای گياهی حياتوحش را نيز به شدت تهديد ميکند و همچنين باعث آلودگی آب نيز ميشود».

اين وضعيت در نبود امکانات کافی در بخشهای ديگر کشور هم به چشم ميخورد و ظاهرا راهی برای خلاصی از آن نيست. تنها در آستانه نوروز معمولا مصاحبهها و صحبتهايی در اين زمينه ميشود و بعد از گذشت تعطيلات مساله تا سال بعد به دست فراموشی سپرده ميشود. در چنين وضعيتی بدون يک برنامهريزی و برنامه اجرايی  منسجم، گردشگری لجامگسيخته تبديل به زخمی مهلک بر دامان طبيعت کشور شده است.