احتمالاً از بین میرویم
بحران سازمان ملی تامین بهداشت و درمان بریتانیا از زبان پزشکان و پرستاران
سازمان ملی تامین بهداشت و درمان بریتانیا (NHS) که توسط دولت حزب کارگر در دوران پس از جنگ جهانی دوم به وجود آمد و مکان منحصربهفردی در روح این کشور دارد، حالا به اصلیترین محل بحث طرفداران باقی ماندن یا رفتن از اتحادیه اروپا (برگزیت) تبدیل شده است. در کشوری که شبح برگزیت در حال چند پارچه کردن آن است حداقل مردم بر سر یک چیز اتفاقنظر دارند و آن اهمیت سازمان ملی تامین بهداشت و درمان بریتانیا است. اما هنوز آینده این نهاد، اصلاً روشن نیست. خیلی قبلتر از بحث برگزیت، NHS با معضل کمبود بودجه و نبود نیروی کافی دست به گریبان بود، اما در همان سال که همهپرسی برگزیت رأی آورد، نزدیک به ۱۰ هزار پرستار از کار خود استعفا دادند. ماه نوامبر گذشته هم سیمون استیونز، مدیر اجرایی NHS اعلام کرد بعد از ۷ سال اعمال محدودیتهای بودجهای «NHS دیگر نمیتواند پاسخگوی انتظاراتی باشد که از آن میخواهند برآورده کند.» در کنار شیوع آنفلوآنزا، هوای این زمستان سردتر شده و تداوم کمبود تخت و نیرو، باعث شده برخی بیمارستانها «آژیر سیاه» را به صدا درآورند؛ چراکه دیگر قادر به ارائه مراقبتهای جامع از بیمارها نیستند. جراحیهای غیراورژانسی به تعویق میافتند و بیمارها حداقل ۱۲ ساعت در بخش اورژانس منتظر دانشجویان پزشکی میمانند که از آنها خواسته شده در این شرایط برای کاهش فشار به صورت داوطلبانه با بیمارستانها همکاری کنند. اوایل ژانویه از ترزا می، در جایگاه نخستوزیر سوال شد آیا این سرویس در بحران است که او در جواب گفت بهتر است برای این زمستان «آمادهتر» از قبل باشیم. سوای بیماران و مردم عادی، نظر کارکنان برای این معضل چیست؟ کار کردن برای چنین سیستمی در شرایط حاضر چه شکلی است و بیم و امیدهای آنها برای این سیستم چیست؟ برخی از کارکنان این سیستم حاضر شدند تا نظرات و احساساتشان را درباره این معضل با نیویورکتایمز در میان بگذارند. آنها به این سوال پاسخ دادند که آیا اراده سیاسی و حمایت عمومی میتواند مراقبتهای بهداشتی در بریتانیا را نجات دهد؟ یا یک سیستم خصوصی همانند آنچه که در آمریکا وجود دارد در انتظار مردم این کشور است؟
فرانچسکا سیلمان- پزشک عمومی:

حتی تا همین اوایل تعداد بسیار کمی از مردم خارج از حیطه خدمات NHS بودند. این سیستم برای همه در نظر گرفته شده بود تا با کیفیت مناسب درمان شوند و از خدمات خوبی استفاده کنند. مردم به این سیستم اعتماد داشتند و شما میدانستید وقتی وارد این سیستم شوید از خدمات بهداشتی امن و خوبی برخوردار خواهید شد.
من فکر میکنم این سیستم در حال تغییر است و مردم به همین خاطر نگران شدهاند.
هنوز که هنوز است مردم میگویند آنها به برگزیت رأی دادند، چون فکر میکردند این انتخاب پول بیشتری در اختیار خدمات NHS میگذارد، اما چنین نشد و طرفداران برگزیت خیلی سریع از این موضع عقبنشینی کردند.
مردم برای پول بیشتر در سرویس خدمات درمانی رأی دادند و حالا خیلیخیلی عصبانی هستند.
بن وایت- پزشک متخصص:

من فکر میکنم این بهترین سیستم سلامتی است که در دنیا وجود دارد و میخواهم برای نگه داشتناش مبارزه کنم. من فکر میکنم باید بیشتر پول خرج کنیم تا آن را عادلانه نگه داریم تا همه این اطمینان را داشته باشند که میتوانند از خدمات آن استفاده کنند و از ترس نداشتن آن رها شوند؛ چراکه این خودش عین بیماری است. اگر شما در آمریکا بیمه نباشید، هر روز زندگیتان را در ترس میگذرانید و این موقعیتی نیست که ما بخواهیم در آن وارد شویم. به نظر من، هر راهی که به این مقصد ختم شود باید فوراً جلویش را گرفت.
جوآن پانس لاپلانا- پرستار:

پرستاران و دکترهای اروپایی زیادی هر روز در حال ترک کردن محل کارشان هستند و ما دیگر نیرویی برای استخدام نداریم. این دقیقاً همان اتفاقی است که دارد میافتد. به عنوان مثال چیزی که در بیمارستان من اتفاق میافتد این است که تعداد پرستارها کم شده و ما تنها یک انتخاب داریم: یا باید به هر پرستار بیماران بیشتری بدهیم یا بخشمان را تعطیل کنیم. در حال حاضر ما تصمیم گرفتیم که کیفیت را فدای کمیت نکنیم و یک بخش را تعطیل کردهایم.
اگر ۱۰ سال جوانتر بودم ممکن بود که وسایلم را جمع کنم و بروم. نهتنها به این خاطر که بیمارستان دیگر از من حمایت نمیکند بلکه به این خاطر که دولت در ایجاد چنین شرایطی دست دارد و نتیجه کار آنها ایجاد احساس ناخوشایند و عدم اطمینان به آینده است. نزدیک به ۵۵۰ روز به عملی شدن برگزیت مانده و من هنوز نمیدانم که بعد از آن چه حق و حقوقی دارم.
ویکاس تریپورننی، متخصص بیهوشی:

من پرستارانی را میشناسم که برای دریافت کمکهای غذایی ثبتنام کردند. پرستارانی را میشناسم که نمیتوانند پول کرایه خانه در لندن را پرداخت کنند و در ماشینهایشان زندگی میکنند و این اشتباه است. اینها انسانهای سختکوشی هستند و هر کاری از دستشان بربیاید انجام میدهند. آنها انسانهای کاری هستند و نباید در موقعیتی قرار گیرند که نتوانند حتی نیازهای اولیهشان را تامین کنند.
دلیل نگرانی اصلی من این است: همه سیستم NHS به طور عمدی شکست خورد تا بتوانند نهادهای خصوصی را جایگزین آن کنند. ۱۵ سال قبل من نمیتوانستم به هیچ چیز خصوصی در این سیستم حتی فکر کنم- این شامل حال کافی شاپها نمیشود-. حالا پارک کردن خصوصی شده، تمیز کردن خصوصی شده، آشپزخانهها خصوصی اداره میشوند، بیمارستانها و املاک و هر چیز دیگری به صورت خصوصی اداره میشوند.
نادیا مسعود- متخصص بیهوشی:

بعد از برگزیت خیلی از کارگرها احساس ناخوشایندی داشتند. آنها به اینجا آمدند، چون سازمان ملی تامین بهداشت و درمان بریتانیا را تحسین میکردند. حالا آنها تقریباً هر روز تقلا میکنند، اما در قبالش چیزی به دست نمیآورند. ما به نقطهای رسیدیم که فهمیدیم بیش از این توانایی پرداخت پول نداریم. مردم هم نمیتوانند پول بیشتری بدهند و این دقیقا همان چیزی است که شاهدش هستیم. من چیزی غیر از NHS نمیشناختم و اصل موضوع دکتر شدن من به هیچ عنوان به پولدار شدن مربوط نمیشد. من نمیدانم اوضاع در کشورهای دیگر چگونه است، اما ما در اینجا برای پول درمان نمیکنیم. همه چیز حول محور خدمات عمومی میچرخد. وقتی همینجا بزرگ میشوید و همینجا کار پیدا میکنید، طبیعی است که وجود سازمان ملی تامین بهداشت و درمان بریتانیا را یک امر بدیهی و همیشگی فرض کنید. هیچگاه به ذهنم خطور نکرده بود که اگر جای دیگر زندگی میکردم، اوضاع چگونه میشد.
میشله شوئرمان- متخصص قلب:

اگر کاهش مشخص و قابل توجهی در تعداد پرستارها و دکترها داشته باشیم دیگر راهی وجود ندارد تا همان خدماتی را ارائه دهیم که اکنون در حال انجامش هستیم. ما در حال حاضر تا آخرین توان در حال کار کردن هستیم. من فکر نمیکنم که دیگر بتوانیم ادامه دهیم. من به شخصه، پاسپورت بریتانیایی ندارم بلکه یک پاسپورت آلمانی دارم. با یک انگلیسی ازدواج کردم و بسیار ساده است اگر بخواهم یک پاسپورت بریتانیایی بگیرم، اما هیچ وقت فکر نکردم که این کار ضرورتی دارد. اما وقتی برگزیت و همهپرسی و این قضایا پیش آمد، از نظر جسمی بیمار شدم.
میتا دالیپالا- دانشجو درگلاسکو:

ما از مردم مراقبت میکنیم؛ بدون اینکه برایمان مهم باشد بدانیم آنها از کجا آمدهاند و فکر میکنم این همان چیزی است که ما نیاز داریم تا حفظش کنیم. این ناراحت کننده است که برخی مردم فکر کنند دیگر در این لیست جایی ندارند. فکر میکنم دانشجوهای زیادی هستند که نگران آیندهشان در رشته پزشکی هستند. اکثراً یا به حرفههای جایگزین فکر میکنند یا به کار در جاهایی که با درمانهای بالینی مرتبط نباشد؛ چراکه به نظر میرسد در آینده این کار برای آنها پرفشار و پر زحمت باشد.
منبع: نیویورک تایمز
۱۶ ژانویه ۲۰۱۸