قلمرو رفاه

۵ بحران سبب‌ساز اقتصادی

حسین سیف‌زاده، استاد باسابقه علوم سیاسی پنج بحران اصلی کشور را موجب خیابانی شدن امور سیاسی می‌داند

19 اردیبهشت 1404 - 06:00 | مرور فرهنگ
حسین سیف زاده
حسین سیف زاده عضو هیات علمی موسسه مطالعات خاورمیانه در واشینگتن

بحران هویت، بحران ملت‌سازی، بحران دولت‌سازی، بحران مشارکت و بحران رفاه، پنج بحرانی هستند که موجب می‌شود، مردمی که مشارکت منفعلانه در امر سیاسی دارند، خیابان را محل حضور سیاسی خود کنند. مشارکت فعالانه، استفاده از ظرفیت نخبگان و جامعه مدنی و رویکرد شهروندمدارانه با مردم می‌تواند در حل این پنج بحران کارساز باشد.

بحران هویت

به اعتقاد بنده کشور با پنج بحران مشخص روبه‌رو است که این بحران‌ها به گمان من موجب اغتشاشات دی‌ماه سال ۱۳۹۶ شد.

یکی از بحران‌هایی که در ایران وجود دارد بحران هویت است. تفاوتی بین فردیت و فردگرایی وجود دارد. به نظر من در مدرنیته، جامعه، قبیله به شمار نمی‌رود. کسانی که در دی‌ماه به خیابان‌ها آمدند هویتی نداشتند و به همین دلیل بی‌پناه نیز بودند. برای شناخت این بحران باید لایه‌های مختلف هویتی، دامنه و نتایج هویتی را مورد ارزیابی قرار دهیم. از طرف دیگر فردیت و قومیت در ایران منزوی است و اجازه قرائت دینی به قومیت داده نشده است. گاهی مطیع بودن، یگانه قرائتی از دین است که در کشور وجود دارد.

بحران ملت‌سازی

دومین بحرانی که باید به آن اشاره کرد، بحران ملت‌سازی است؛ چرا‌که تعریف مدرنی از آن نداشته‌ایم. ملت در ذهن ما مثل قبیله و دین است. در صورتی که ملت مجموعه‌ای است که ذهن معطوف به حاکمیت انسانی دارد. یعنی می‌خواهد بر سرنوشتش حاکم شود. ملت‌ها برای اینکه بر خود حاکم شوند، حاکم‌شان را انتخاب می‌کنند و دولت را با قرارداد می‌سازند.

بحران دولت‌سازی

دولت‌سازی را می‌توان سومین بحران موجود در کشور نام برد. در ایران قوه مجریه را دولت می‌دانند، در حالی که دولت مجموعه حاکمیت و کارخانه‌ای است که با قرارداد ایجاد شده و برای حاکمیت شهروند است. دولت و رهبر دولت، کسی است که تجلی اراده تک تک شهروندان باشد، ولی در زندگی و سیاست آنان دخالتی نکند. از این رو اگر این مساله حل نشود ما با بحران هویت روبه‌رو می‌شویم.

بحران مشارکت

بحران چهارم، بحران مشارکت است؛ چراکه دولت مستخدم شهروندان است و هیچ نهادی از آن حق ندارد مشارکت شهروندان را محدود کند. به عنوان نمونه کسی حق ندارد صلاحیت من را تایید کند. دولت مستخدم من است. به تعبیر بهتر، من ارباب دولت هستم. ما شهروندان باید در حزب، انتخابات مقدماتی را انجام دهیم و از طریق آن نخبه‌ها را انتخاب کرده و بدون هیچ محدودیتی در آینده به فرد انتخاب شده، رای دهیم. در ایران، حکومت مقدم بر دولت و دولت مقدم بر ملت است. همچنین ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که مشارکت در ایران به مانند نظام‌های در حال گذار، منفعلانه بوده است. مشارکت منفعلانه، نه‌تنها سیاست را نهادی نمی‌کند، بلکه خیابانی می‌کند. در کنار این موارد باید به بحران رفاه که شامل توزیع ثروت و ثروت‌سازی است، نیز اشاره کرد.

بدیل بحران‌ها

برای خروج از بحران باید مشارکت فعالانه حاصل شود. باید در دانشگاه و جامعه، شهروندان‌مان را دموکرات تربیت کنیم. همچنین در جامعه ما در نگاه تاریخی ملت علیه دولت و دولت علیه ملت بوده است؛ ما باید از این دور، بیرون بیاییم. برای خروج از بحران سوم، باید بر روی مساله دولت‌سازی کار کرد. دولت باید جامعه و شهروندان را قدرتمند کند. از طرف دیگر، به اعتقاد من برای خروج از بحران به یک شواری نخبگان ملی احتیاج داریم. هر کس با هر تفکری که به ایران اعتقاد دارد را دور هم جمع کرده و با مذاکره در این شورا از بحران خارج شویم. دو گروه در این شورا حضور دارند. یکی از این گروه‌های نخبه، استادان دانشگاه هستند. گروه دوم جامعه مدنی است. جامعه مدنی یعنی کسانی که نگاه شهروندی دارند و از نگاه رعیتی خارج شده‌اند. بنابراین، برای غلبه بر بحران‌های کشور نیازمند عزم جدی هستیم تا نگاه شهروندی جایگزین نگاه رعیتی شود و شهروندان دموکرات در امر کشورداری مشارکت فعال داشته باشند.