قلمرو رفاه

چهار میلیون کودک در حسرت کلاس درس

کمبود فضاهای آموزشی و گسترش مدارس پولی کودکان فقیر را به حاشیه می‌راند

03 اردیبهشت 1404 - 12:00 | سیاست‌گذاری اجتماعی
خسرو صادقی بروجنی
خسرو صادقی بروجنی پژوهشگر اقتصاد سیاسی


شروع پاییز 1396، نویدبخش شروع ماه مدرسه و تحصیل است. میلیونها دانشآموز در سراسر کشور به مدرسه میروند اما هزاران نفر نیز از چرخه آموزش محروم هستند که به گفته معاون رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، فقر و معلولیت عامل اصلی بازماندن آنها از تحصیل است.



با شروع مهر ماه، 13 میلیون کودک و نوجوان ایرانی درس و تحصیل در مدارس را شروع کردند. از این تعداد بیش از 7 میلیون نفر دوره ابتدایی و یک میلیون و 400 هزار نفر از آنها کلاس اولی هستند. 

بازماندگی از تحصیلی برای کودکان و نوجوانان در کشور آمار ضد و نقیضی دارد؛ آماری که از چند 10 هزار نفر شروع میشود و به چند میلیون نفر هم میرسد. چند میلیون نفری که به طور دقیق در گزارش سال 90 مرکز پژوهشهای مجلس، به این ترتیب آورده شده بود. «بیش از 3 میلیون و 500 کودک و نوجوان بین 6 تا 17 ساله از تحصیل بازماندهاند که یا هرگز به مدرسه نرفتهاند یا در طول سالهای تحصیلی به دلایل مختلف از تحصیل بازماندهاند». این آمار، منهای کودکان و نوجوانانی است که در سالهای قبل از 1385، به دلایل مختلف از تحصیل بازماندهاند و هم اکنون از چرخه نوجوانی وارد جوانی شده و پای در دهه دوم زندگی خود گذاشتهاند. البته بعضی از مسئولان هم معتقدند که هماکنون این رقم به مرز 4 میلیون نفر در سن تحصیل رسیده است؛ 4 میلیون نفری که به قول آنها به معنای «تزریق بیسوادی به جامعه» است.

با این وجود مطابق آمار و دادههای وزارت آموزش و پرورش شمار کودکان بازمانده از حضور در دوره ابتدایی سال تحصیلی 95/ 96 حدود 135 هزار نفر بوده است. اما به گفته احمد میدری، تاکنون 110 هزار کودک بازمانده از تحصیل در کل کشور در مقطع ابتدایی شناسایی شده اند که از این تعداد 55 هزار و 65 کودک تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند.  36 هزار و 16 کودک تحت پوشش بهزیستی، 25 هزار و 332 کودک تحت پوشش کمیته امداد و 8 هزار و 277 کودک تحت پوشش هر دو نهاد است.

معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پیشتر نیز در نشستی که برای رسیدگی به وضعیت کودکان بازمانده از تحصیل تشکیل شده بود از آغاز به کار شورایی با عنوان انسداد مبادی بیسوادی در دولت تدبیر و امید خبر داده بود تا تصویر روشنی از علت مدرسه نرفتن کودکان ارائه شود. به گفته میدری «در تابستان سال 95 به این نتیجه رسیدیم که چگونه کودکان را شناسایی کنیم. سرانجام مشخص شد که 136 هزار کودک بیرون از مدرسه هستند و از طریق سامانه یارانهها شماره تماس آنها را به دست آوردیم تا از طریق بهزیستی با آنها تماس حاصل کنیم اما شماره تماسهای ارائه شده از سازمان هدفمندی یارانهها درست نبود و به همین خاطر دکتر ربیعی با وزیر ارتباطات تماس گرفت تا شمارههای این افراد در اختیارمان قرار گیرد.»

به گفته این مقام مسئول، «هر چند که شناسایی کودکان بازمانده از تحصیل به دلیل در دست نبودن شمارههای تماس آنها سخت است اما در وزارت رفاه به دنبال راههایی برای شناسایی و بازگرداندن آنها به تحصیل هستیم.»

وی در مورد دلایل بازماندن کودکان از چرخه تحصیل در این نشست گفت «به کمک موسسه نیکوکاری رعدالغدیر که مجهز به سیستم متمرکز تماس تلفنی و ضبط مکالمات است تماس با این کودکان آغاز شد و نتیجه این تماسها این بود که 30 درصد این کودکان به دلیل فقر، 27 درصد به دلیل معلولیت، 14 درصد به خاطر زندگی در خارج از کشور و 6 درصد به علت دوری از مدرسه از تحصیل در مدارس بازماندهاند.»

آنچنان که معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی میگوید، «فقر و معلولیت» از اصلیترین علتهای بازماندن کودکان از تحصیل است و نیمی از این کودکان به خانوادههای تحت پوشش نهادهای حمایتی تعلق دارند. همچنین دوری از مدرسه نیز از دیگر علتهای دور ماندن از مدرسه محسوب میشود.

کمبود فضاهای آموزشی به ویژه در مناطق روستایی، حاشیهنشین و دور افتاده نسبت به مراکز شهری را میتوان از جمله دلایل محرومیت از تحصیل دانشآموزان ارزیابی کرد.

به گفته معاون فنی و نظارت سازمان نوسازی مدارس کشور، هماکنون میانگین سرانه فضای آموزشی در کشور 17/5 متر مربع است در صورتی که استاندارد سرانه فضای آموزشی 39/8 متر مربع و برای رسیدن به این استاندارد لازم است یک میلیون متر مربع فضای آموزشی، به مدارس کشور اضافه شود. از سوی دیگر، رشد آموزش و پرورش پولی و به حاشیه رفتن خدمات آموزشی رایگان که اقشار آسیبپذیر بتوانند از آن استفاده کنند از جمله علل باز ماندن دانشآموزان از تحصیل است.