طرح تحول سلامت: امید اقشار فرودست، چالش دولت
کاهش 70 درصدی هزینههای درمان و نیاز به پایداری مالی
یکی از مهمترین برنامههای دولت در مناطق حاشیهنشین گسترش طرح تحول سلامت و نهادینه کردن آن است تا بتواند به طبقات فقیر و اقشار آسیبپذیر جامعه کمک کند. با توجه به طرح تحول سلامت و بار مالی که این طرح بر اقتصاد کشور گذاشت، چگونگی اجرای آن به بحثی اقتصادی هم تبدیل شده است. اما آیا بیمه سلامت توانسته است توزیع عادلانهتر امکانات را در بین مردم ایجاد کند؟
دولت آقای روحانی باید به این بخش یعنی ایجاد بسترهای عادلانه برای توزیع ثروت توجه کند. یکی از راههای آن هم اجرای همین طرح تحول سلامت است. در واقع در کنار سیاست رشد اقتصادی باید موضوع توزیع درآمدها در دولت مورد توجه ویژه قرار گیرد. البته توزیع درآمدها باید سازمان یافته باشد زیرا هرگونه پرداخت یارانه از بالا به شیوه احمدینژادی منجر به تشدید نابرابری خواهد شد.
مسیریکه آقای روحانی در سه سال گذشته طی کرد باعث شد تا مردم به این مسیر پاسخ مثبت دهند، زیرا راه درست این بود. گروههای هدف شامل بازنشستگان، کارگران، کارمندان، مستمریبگیران، کشاورزان، جزو پنج گروهی هستند که دولت باید نگاه ویژهای به آنها داشته باشد. ضمن آنکه دولت باید طرح تحول سلامت را با قدرت و سرعت تمام ادامه دهد.
یکی از مهمترین برنامههای دولت در مناطق حاشیهنشین گسترش طرح تحول سلامت و نهادینه کردن آن است تا بتواند به طبقات فقیر و اقشار آسیبپذیر جامعه کمک کند.
در مورد بهرهمندی حداقلی گروههای مختلف از تامیناجتماعی و نظام حمایتی در جوامع مختلف و ناکارآمدی آن در ایران باید به این نکته توجه کرد که به دلیل اینکه پول به نظام تامین اجتماعیتزریق نمیشود این شبکه به درستی کار نمیکند. در طرح تحول سلامت نیز باید به این موضوع توجه کرد که به نوعی این خلاء پر شود.
جلوگیری از گسترش فساد در طرح تحول سلامت، باید مورد توجه جدی دولت قرار گیرد. یکی از اقدامات اساسی دولت یازدهم طرح تحول سلامت است. طرح تحول سلامت از طرحهای خوب دولت یازدهم بود که با گرفتاریهای زیاد اجرایی میشود. رئیسجمهور و وزیر بهداشت باید هرچه سریعتر نسبت به این مساله اقدام کرده و جلوی این مشکلات را بگیرند.
برخی شنیدهها حاکی از این است که بعضی پزشکان موفق شدند در یک سال 39 میلیارد تومان نسخه به دولت تحویل دهند. این مساله تمام اثرات مثبت این طرح را فرو خواهد پاشید و این آن را تبدیل به چاه ویل میکند. چاهی که دولت هرچقدر هم مالیات بگیرد نمیتواند هزینههایش را جبران کند. بنابراین اولین توصیه من به دولت دوازدهم این است که در طرح تحول سلامت جلوی گسترده شدن اینگونه فسادها را بگیرد. این مساله به اندازه کاهش هزینههای جاری دولت اهمیت دارد.
طرح تحول سلامت به لحاظ اجرا اتفاق بسیار مهمی بود؛ در 60- 70 سال گذشته دولتهای ایران در آرزوی این طرح بودند. از سال 96 هم اصلاحات در دستور کار قرار گرفت. این طرح میلیونها ایرانی را که از فشار هزینههای درمان ناتوان بودند، تحت پوشش هزینههای درمانی قرار داده است. رشد هزینههای درمانی در دولت قبل در برخی سالها به 40 درصد رسید که سهم بیمار در پرداخت هزینهها به 70 درصد هم میرسید، اما امروز این سهم به زیر 10 درصد رسیده و بخشی از این هزینه هم از طریق مالیات بر ارزش افزده جبران شده است.
دولت در سال 1395 به دلیل رشد اقتصادی، موفق به کسب درآمد قابل توجهی شدکه نسبت به سال قبل حدود 26 درصد رشد داشت و با اتکا به این درآمد، طرح تحول سلامت را در جامعه ایران به سرعت بیشتری اجرا کرد. اکنون مردمی که به بیمارستانهای دولتی مراجعه میکنند، فقط 7 درصد از هزینه درمان را خودشان میپردازند، در حالیکه در سالهای 91 و 92 مجبور به پرداخت حدود 70 درصد از هزینهها بودند. بنابراین هنگامی که رشد اقتصادی کشور افزایش پیدا میکند، میتوان تبعات مثبتی در زندگی آحاد ایرانیان مشاهده کرد.
در واقع اجرای طرح تحول سلامت نیز به نوعی وابسته به درآمد دولت است. دولت باید ابتدا درآمدش را بیشتر کند تا بتواند بخشی از آن را صرف اجرای چنین طرحهای هزینهبری همچون طرح تحول سلامت کند. طرح تحول سلامت طرحی است که تمام خانوادههای ایرانی خصوصا اقشار فرودست از ثمرات آن بهره میبرند. باید به نحوی این طرح ادامه یابد که به یک ثبات نسبی برسد و البته در کنارش سازمانهای بیمهگر را نیز تامین کند.