قلمرو رفاه

جهان در آتش خشم؛ نخبگان و سیاست‌های تفرقه‌افکن

شورش‌های هامبورگ و تصمیمات گروه 20 نشان‌دهنده گسترش نارضایتی جهانی و واکنش‌های حمایت‌گرایانه است

02 مهر 1404 - 06:00 | اندیشه انتقادی
پل میسون
پل میسون
ترجمه: سحر کریمی: شورشهای هامبورگ نشان داد که نارضایتی بسیار گسترده است. برای آتشبیاران معرکه در گروه 20، راهحل این است که نارضایتی را به سمت موسسات بینالمللی، ملتهای رقیب و اقلیتها متوجه کنند. پل میسون، نویسنده و روزنامهنگار مسائل اقتصادی و عدالت اجتماعی در یادداشتی در گاردین به تاریخ 10 ژوییه به این مساله پرداخته است.

شورشهای هامبورگ به ما نشان داد که آلمان به کار «حکومت پلیسی» خوب وارد است: ماشینهای نظامی، ماشینهای آبپاش و باتومی برای صورت هرکسی که سر راهشان ایستاده است. برای طبقه سیاسی حاکم بریتانیا که از زمان آتشسوزی برج گرنفل نسبت به مارکسیسم و غوغای انبوه جمعیت عصبی شده، دیدن منظره هامبورگِ غرق در آتش نمیتوانست قوت قلبی باشد، چون مسائل هامبورگ نشان داد خشمی که در جوامع غربی شعله کشیده، فراگیر شده است.

رویدادهایی چنان دراماتیک که حتی مردم غیرسیاسی هم به آنها به عنوان نقاط عطف زمان حال توجه میکنند: برگزیت، پیروزی دونالد ترامپ، بیرون انداختن همراه با آشوب «مایلو یِناپولِس» (نویسنده و روزنامهنگار راست افراطی و سردبیر اخبار برایبارت) از دانشگاه برکلی، حملات تروریستی در فرانسه، آلمان و بریتانیا، موج جبهه ملی و سونامی امانوئل ماکرون در فرانسه، شکست ناگهانی ترزا می و .... تاریخ دارد و «ثبات» را در هم میکوبد.

اگر نخبگان جهان به استراتژی بیان شده در نشست قبلی گروه 20 در هنگژوی چین پایبند بودند، خشونتهای این آخر هفته را میتوانستیم بیاهمیت تلقی کنیم، اما در طول یک سال گذشته، واکنش سیاسیون و بانکدارها که مسئول تصمیمات هستند، به دو طریق تغییر یافته است:

اول، در میان بانکهای مرکزی چرخهای «سختگیرانهتر» ظاهر شده که به موجب آن، آنها شروع کردند به جمع کردن نرخهای بهره پایین و عملیات چاپ اسکناس که اقتصاد جهان را از سال 2009 سرپا نگاه داشته بود. این بدین معناست که عنانگسیختگی بازار اعتبار و سهام طی 18 ماه گذشته، احتمالا بزودی پایان مییابد.

سال گذشته، «مارک کارنی»، مدیر بانک انگلستان،  همراه با چند تن دیگر، به نشست مالی گروه 20 اطمینان دادند که بانکهای مرکزی- اگر اجازه داشته باشند- میتوانند زمان بسیار بیشتری برای سیاستمداران بخرند تا آنها بتوانند مدل اقتصادی جدیدی برای جهان بیابند. اما هیچ مدل جدیدی طراحی نشد. به جای آن، با انتخاب دونالد ترامپ، اجماع عمومی بر سر خود مساله جهانیسازی نیز دارد از هم میپاشد.

این ما را سوی دومین تغییر بزرگ در هامبورگ رهنمون میکند: درباره تجارت. یکی از دلایل اصلی گردهم آمدن گروه 20 که اولبار در سال 2008 رخ داد، تعهدی مشترک برای اجتناب از واکنشهای حمایتگرایانه به بحران مالی بود. همانطور که پروفسور «سایمون اِوِنِت»، متخصص تجارت بیان کرده، این تعهد «از زمان توافق هر 13 ساعت یکبار شکسته شده است.» چون دولتها 5 هزار و 886 محدودیت جدید تجارتی ایجاد کردهاند. جمله ملایمِ معمولِ «حمایتگرایی در تمامی اشکال آن» با تعهد به «مبارزه با حمایتگرایی از جمله تمامی اعمال تجارتی غیرمنصفانه و به رسمیت شناختن نقش ابزارهای دفاعی مشروع در این رابطه» جایگزین شد.

حالا لحن کلی چنین چیزی است: قیمت استیل من را میشکنی؟ تو تقلب کردی، پس من هم نوشیدنی بوگندوی تو را ممنوع میکنم. بنابراین، در حالی که آنها «دفاع مشروع تجارتی» را در آغوش میکشند، ملتها هم بر انبار خشمشان در جهان میافزایند. قطعا برای ترامپ و ولادیمیر پوتین، حساب و کتاب واضحی وجود دارد: هرچه بیشتر مردمشان از کشورها، محصولات و انسانهای خارجی خشمگین باشند، کمتر احتمال دارد تا با نسخه وطنی اعتراضات هامبورگ مواجه شوند. «ویکتور اوربان» در لهستان، این هفته مساعدت خود را برای رشد خشم در جهان، با پر کردن بوداپست از پوسترهای «جورج سوروس» به عنوان دشمن مردم لهستان، انجام داد.

ما در مرحلهای در سیاست جهانی هستیم که این خشم رو به ازدیاد فقط در دو جهت میتواند هدایت شود: به سمت بالا، یعنی به سوی خود نخبگان یا به اطراف، یعنی به سمت اقلیتها، ملتهای رقیب و موسساتی که ما برای نگاهداری حاکمیت قانون به آنها تکیه کردهایم.

در بریتانیا ما در حال غرق شدن در خواسته کاهش خشم هستیم: از طرف نمایندگان حزب کارگر که از اعضای خودشان میترسند، از طرف رهبری محافظهکاران که از نمایندگان خودشان که منصب دولتی ندارند میترسند و روزنامهنگارانی که به خاطر لحن تند و بیادبانهای که در بحث درباره اینکه چرا اینهمه مردم فقیر در گرنفل سوختند به وجود آمد، زاری میکنند. قبل از این که من نیز درخواستم را اضافه کنم، مهم است که بدانیم این خشم از کجا میآید. برای مردمی که قدرت اقتصادی ندارند، زندگی روزمره چونان اجباری طولانی است که هر روز به آنان تحمیل میشود.

برای دریافت کمکهزینهها، درمان در بیمارستان، ویزیت در مطب دکتر عمومی و مشاوره در مورد ملک و املاک، باید مدتها در صف صبر کنی. برای کارگران مشاغل پرمخاطره، سیستم پنهانی از جریمه و سلب صلاحیت و اضافهکاری اجباری وجود دارد و مدیران مجازند مانند پوتینها، ترامپها و اوربانهای کوچک رفتار کنند. این یکی از دلایلی است که زندگی در بریتانیا را اینقدر منظم جلوه میدهد، اما دقیقا همان چیزی است که باعث میشود وقتی مردم ضربهای میخورند، کمتر پیشبینیپذیر باشند. 

قویترین پادزهر خشم، سیستم سیاسی دموکراتیکی است که به مخالفان اجازه اظهارنظر میدهد که به شکایات واقعی به سرعت واکنش نشان میدهد و شبکه محلی قدرتمندی دارد که به مردم احساس توانمندی میدهد. گروه 20 که شامل دو دیکتاتوری تمامعیار و حداقل چهار حکومت خودکامه فاسد است، با خشم خیابانهای هامبورگ مواجه میشود که همه چیز از حق آب تا مقاومت ضدمیکروبی در آن ذکر شده است؛ همه چیز به جز دموکراسی.

پس بیایید برای آ.او.دیهای سوخته هامبورگ، زاری و اطمینان حاصل کنیم که این تابستانِ نارضایتی از ترزا می در بریتانیا با آرامش سپری شود. بیایید به خاطر بیاوریم که پنج نفر از بزرگترین آتشبیاران معرکه مشکلات امروز سیاره ما، از داخل عکس گروه 20 به ما خیره شدهاند: نارِندرا مودی، ترامپ، رجب طیب اردوغان و شی جینپینگ.

 

منبع: گاردین