یک تجربه موفق کسب و کار اجتماعی
موسس دستادست از پیدایش و مشکلات حمایتی از کسبوکارهای اجتماعی میگوید
کسبوکارهای اجتماعی در ایران در حال پاگرفتن هستند. این تجربه جدید گامهای نخست خود را برای ایجاد توسعه اجتماعی برمیدارد. بر این اساس پای صحبت دو تن از صاحبان کسبوکارهای اجتماعی نشستیم. در ابتدا فائزه درخشانی موسس دستادست کار خود را کسبوکار اجتماعی معرفی میکند.
منظور از کسبوکار اجتماعی چیست؟ در ایران چه نوعی از کسبوکارهای اجتماعی وجود دارد؟
کسبوکار اجتماعی به کسبوکار و فعالیتهایی گفته میشود که برای رسیدن به یک هدف اجتماعی و حل یک مشکل از روشهای کارآفرینی استفاده میکنند. یعنی یک مشکل اجتماعی تشخیص داده میشود و برای حل آن از روش کارآفرینی استفاده میکنند. از طرف دیگر سودی که در طی این کسبوکار حاصل میشود را باید برای خود کسبوکار، بهبود شرایط آن، توسعه و گسترش آن مصرف کنند. در واقع هر کاری که این دو المان را داشته باشد یعنی هم برای حل یک مشکل اجتماعی طراحی شده و هم سودش برای خود کار صرف شود و صاحبان کسبکار آن را برداشت نکنند یک کسبوکار اجتماعی محسوب میشود.
با توجه به اینکه کسبوکار اجتماعی در ایران جدید است، تعداد آن زیاد نیست. یک سری کسبوکار اجتماعی از قبیل دستادست، مشاور زعفران یا کارخانه فیروز که بیشتر از ۹۰ درصد کارکنانش معلول هستند و برای حل مشکل معلولین به وجود آمدهاند یک کسبوکار اجتماعی هستند. یا مرکز رعدالغدیر که یک مرکز پیام است و باز برای کار معلولین طراحی شده و تمام کارکنانش معلول هستند.
چطور شد که سراغ کسبوکار اجتماعی رفتید؟
من قبل از اینکه این کار را شروع کنم یک فعال اجتماعی بودم و به مسائل اجتماعی بسیار اهمیت و کارهای اجتماعی انجام میدادم. دیدیم خیریههایی که در جامعه وجود دارند دیگر قادر به حل مشکلات نیستند، چون مشکلات بزرگتر و پیچدهتر شدند. از طرف دیگر مساله پایداری کار برای ما اهمیت پیدا کرده بود و اینکه بعد از ما مردم منطقه کاری ما به اندازه کافی توانمند شده باشند تا بدون حضور ما هم کار را ادامه دهند. به همین دلیل بود که ما به سمت کسبوکار اجتماعی حرکت کردیم.
کارتان را از چه زمانی شروع کردید؟ و به چه شیوهای در دستادست کار میکنید؟
ما تقربیا بیش از ۳ سال است که کار میکنیم. گروه هدف دستادست کسانی هستند که گروههای به حاشیه رانده شده اجتماعی را شامل میشود. یعنی کسانی که دسترسی به خیلی از امکانات و منابع را ندارند مثل زنان روستایی، کسانی که دور از مرکز زندگی میکنند، سرپرست خانوار و معلولین و به طور کلی کسانی که تولیدکننده کالاهای دستساز هستند، اما قادر به فروش آنها نیستند یا قادر به فروش آنها به قیمت عادلانه و درست نیستند. برنامه ما این است که به این گروه یاد دهیم که محصولات خود را مطابق با سلیقه بازار طراحی و به کمک ما در بازار عرضه کنند. همچنین در تهیه مواد اولیه و ابزار و آموزش به آنها کمک میکنیم ولی بخاطر اینکه از جایی بودجه دریافت نمیکنیم همه این کارها را در ابعاد محدود میتوانیم انجام دهیم.
مرز حوزههای جغرافیایی کار شما شامل کجا میشود؟
با توجه به اینکه ارتباط ما با گروههای هدف از طریق اینترنت انجام میشود لذا با این گروهها در همه جای ایران میتوانیم کار کنیم.
چنانچه کسی به مفهوم کسبوکار اجتماعی علاقمند باشد و بخواهد چنین کسبوکاری راه بیندازد از کجا بایستی شروع کند؟
اولین مرحله این است که باید برای حل آن مشکل اجتماعی دغدغه داشته باشد، چون وقتی میخواهیم یک کسبوکار عادی راه بیندازیم با درنظر گرفتن سود حاصل از آن مشکلی نداریم، در صورتی که در کسبوکار اجتماعی حل معضل اجتماعی گروه هدف بر کسب سود اقتصادی ارجحیت دارد و در کنار آن توجه به مسائل دیگر نیز اهمیت پیدا میکند، مانند توجه به مسائل زیستمحیطی که اکثرا در کارهای دیگر به فراموشی سپرده میشود.
آیا حمایتهای دولتی هم از کسبوکار شما میشود؟ در کل چه نوع حمایتهایی از این کسبوکار میشود؟
تاکنون هیچ حمایتی از هیچ سازمان یا نهادی دریافت نکردهایم و هیچ قانونی در ایران برای کسبوکار اجتماعی وجود ندارد. جالب اینجا است که خیلی از کشورهای پیشرفته دنیا که مشکلات اجتماعیشان کمتر از ماست قانونهای حمایتی از کسبوکارهای اجتماعی به لحاظ مالیاتی، مشاوره، مکان و جهات دیگر دارند تا این کسبوکارها بتوانند رشد و مشکلی از اجتماع را حل کنند، اما متاسفانه در ایران با وجود مشکلات فراوان اجتماعی چنین قانونی وجود ندارد و هیچ حمایتی نیز صوت نمیگیرد.
به نظر شما موانع این نوع کارهای اجتماعی در ایران کدام است؟
مشکل اصلی و اول این است که ما در ایران مدل ثبت کسبوکار اجتماعی نداریم. اگر این مدل به مدلهای دیگر اضافه شود میتواند مفید باشد. از سوی دیگر، چون این کسبوکارها میتوانند برای حل مشکلات اجتماعی موثر واقع شوند بنابراین دولت و نهادهای دولتی و مسئولان میتوانند کمککننده باشند. چون این نهادها نمیتوانند این مشکلات اجتماعی را حل کنند. مانع دوم با توجه به نوپایی این نوع کسبوکارها در ایران، عدم وجود مشاور در این زمینه و ارائه خدمات لازم است، لذا امیدواریم مشکلات قانونی برای این نوع کسبوکار حل و مدلهای کسبوکار اجتماعی به مدلهای دیگر کسب وکارها برای ثبت شرکتها اضافه و ثبت آنها راحتتر انجام شود.