منافع فردی یا همگانی؟
معرفی کتاب «سرمایهداری یا مسیر توسعه انسانی سوسیالیسم»
تهاجم نئولیبرالیسم در دهههای اخیر در اشکال و ابعاد گوناگون منجر به نابودی دستاوردهای مبارزاتی چندین دهه فعالیت صنفی و سیاسی کارگران و زحمتکشان و به عبارتی مزدبگیران گردیده است. آنها با ترویج و توسعه حاکمیت بازار بر مناسبات اقتصادی و به عبارت صحیحتر ایجاد فرصتهای بیشتر برای سودجویی پایان ناپذیر طبقه سرمایهدار، کاهش و قطع هزینههای عمومی در بودجه دولتها، حذف سوبسید کالاها و خدمات اساسی مورد نیاز مردم، مقرراتزدایی و بازگذاشتن دست طبقه سرمایهدار در نقض استانداردهای ایمنی و حفاظتی محیط کار، خصوصیسازی و سپردن بانکها، صنایع کلیدی، راهآهن، عوارض بزرگراهها، برق، مدارس، بیمارستانها و حتی آب آشامیدنی به دست طبقه سرمایهدار و مجموعهای از سیاستها و برنامههای اقتصادی کوشیدند تا همه امتیازاتی که طبقه کارگر در دهههای پس از جنگ جهانی دوم و در دوران به اصطلاح طلایی دولتهای رفاه به دست آورده بود را بازستانند. اما آنها به این امر قانع نبوده و در ابعاد مختلف هجوم به دستاوردهای مادی و معنوی طبقه کارگر را ادامه میدهند. نئولیبرالیسم میکوشد مفاهیمی به نام «منافع عمومی» یا «منافع همگانی» را از ادبیات سیاسی و اقتصادی حذف نموده و عبارت «منافع فردی» را جایگزین آن نماید. در تفکر نئولیبرالی همه چیز به منافع فردی و «مسئولیت فردی» وابسته میشود. در این نگرش اگر منحنی بیکاری، تورم، فقر و فلاکت با شیب تندی افزایش مییابد، ارتباطی با پیشفرضهای نئولیبرالی مناسبات اقتصادی حاکم بر جهان ندارد. در این منطق به جای رفتن دنبال آگاهی و مبارزه طبقاتی، هرکس باید بتواند در فضای رقابتی حاکم بر «کسبوکار» در جهان از طریق «نوآوری» و «کارآفرینی» راه خود را پیدا کند. بدبختی و خوشبختی افراد به خودشان برمیگردد. ترویج فردگرایی از طریق چاپ و توزیع وسیع کتابهایی که سرگذشت «کارآفرینان موفق» جهان را ارائه میکنند، یکی از رویکردهای فرهنگی نئولیبرالیسم است. آنها که از یک سو عصر پایان ایدئولوژی را جار میزنند، از سوی دیگر هیچ مانعی نمیبینند که به روشهای مختلف به نشر و ترویج اندیشههای نئولیبرالی پرداخته و از رویکردهای صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی دفاع کنند.
جامعه ما در دهههای گذشته از یک سو بهشدت دستخوش تبلیغ و ترویج اندیشههای نئولیبرالی بوده و از سوی دیگر برای مخالفان نئولیبرالیسم فضای مناسب و فرصت برابر برای نقد و چالش ایدئولوژیک با آن فراهم نبوده است. نتیجه این فضا منجر به رسوب آموزههای نئولیبرالی در ذهن بسیاری از روشنفکران و فعالان اجتماعی ما گردیده است. در مقاله اول این کتاب که توسط آدام بوث نوشته شده، ابعاد و ماهیت بحران ذاتی سرمایهداری بهویژه بحران آغاز شده از سالهای ۲۰۰۸- ۲۰۰۷ در رویکردی تطبیقی بین نظرات کارل مارکس، جان مینارد کینز و فردریک فون هایک مورد بررسی قرار گرفته است. در بخشی از آن آمده است:
«سیاستمداران بورژوازی در مواجهه با بحران همواره تمام بحثها درباره «بازار آزاد» را دور انداخته و پیچانده و به جای آن هر کاری را که برای حفظ سرمایهداری از تضادهای خود موثر تشخیص دهند، انجام میدهند. از این رو، سیاستمداران بورژوازی از قبیل تاچر و ریگان، میلتون فریدمن را ترجیح میدهند، یعنی همان کسی که فضائل بازار آزاد را موعظه کرد، اما نترسید از اینکه از بازوی نیرومند حکومت در هدایت دست نامرئی دفاع نماید. از این جهت است که پذیرش ایدههای کینزی را نیز در دورههای بحران مانند حال حاضر توسط عناصر خاصی از بورژوازی که مانند کینز ضرورت دخالت دولت در تداوم و تنظیم سرمایهداری را تشخیص میدهند، مشاهده میکنیم.»
در بخش دیگری از این مقاله آمده است:
«در حالی که کینز و هایک تصور میکردند که شما میتوانید سرمایهداری را تقطیر نموده یا آن را به منظور جدا نمودن عناصر نبوغ از بیثباتی عمومی تنظیم نمایید، مارکسیسم- با استفاده از ماتریالیسم دیالکتیک- نشان میدهد چگونه عواملی که سبب ترقی اولیه سرمایهداری گردیدند -یعنی رقابت و سرمایهگذاری مجدد سودها در فناوری جدید و ابزار تولید به منظور تولید سودهای بازهم بیشتر- عینا همان عواملی هستند که منجر به بیثباتی ذاتی سرمایهداری میگردند.»
در مقاله دیگری به قلم جیمز پتراس افسانه راه سوم یعنی جهانی غیرسرمایهداری افسارگسیخته بازار آزاد و غیرسوسیالیستی و در واقع سرمایهداری هدایت شده و سرمایهداری کنترل و تنظیم شده به نقد کشیده شده است.
در این مقاله از سه موج راه سوم تحت عناوین سوسیال رفرمیستهای ابتدایی، سرمایهداری رفاه و راه سوم اروپایی معاصر بحث میشود و ضمن تشریح تاریخچه و رویکرد هریک از امواج راه سوم، آنها را از منظرهای جامعهشناختی، اقتصادی و سیاسی مورد نقد و بررسی قرار میدهد. در بخشی از آن آمده است:
«راه سوم اروپایی معاصر بیش از هر چیز جانور سیاسی کاملا متفاوتی از پیشینیان خود است. سیاستهای اجتماعی و اقتصادی آن آشکارا واپسگرا و از بسیاری جهات نسبت به سوسیال رفرمیستهای ابتدایی و سرمایهداری رفاه، به دشمنان جناح راست نزدیکتر است.
ایدئولوژی راه سوم، راهی است برای راست جدید در جهت تمایز سیاسی خود از راست سنتی، در حالی که اصول مسلم برنامههای آنها را شبیهسازی کرده و در صدد آن است که بین خود و سرمایهداری رفاه قدیمیتر و سنتها و برنامههای سوسیال دموکراتیک فاصله گذارد. ایدئولوژی راه سوم پیوستگیهای خود را با سیاستهای بیاعتبار بازار آزاد راست سنتی پنهان مینماید، در حالی که فرصتهایی را برای اقشار بالای متخصصان و کارآفرینان که شکلدهنده هسته گروه وفاداران راه سوم هستند، به منظور پیوستن به پیکربندی قدرت فراهم میکند. رهبران راه سوم از طریق تصرف کنترل دستگاه سیاسی احزاب سوسیال دموکرات پیشین، اهرمهای قدرت را که اساس نیروی کار را تابع سرمایهداران بازار آزاد جدید قرار میدهد، تصاحب میکنند. با این وجود، به موازاتی که ایدئولوژی راه سوم با رکود اساسی بهرهوری، رشد بیکاری، محو شدن خدمات اجتماعی به موازات حذف برنامههای اجتماعی شکست میخورد، رفع توهم عمیقی در میان کارگران مزدی، اتحادیههای کارگری و سازمانهای اجتماعی به وجود میآید.»
سرانجام در مقاله پایانی به قلم مایکل آ. لبویتس تصویری از مسیر توسعه انسانی و سوسیالیستی در قالب مانیفستی تحلیلی ارائه شده است. این مقاله در واقع ترجمه جزوهای آموزشی برای کارگران در ونزوئلاست که در ۱۱۵ بند به تشریح مانیفستی درباره شناخت مناسبات اقتصادی و اجتماعی سرمایهداری و امپریالیسم در جهان معاصر و راه رهایی از پیامدهای ویرانگرانه و ضدانسانی آن و بنای جامعهای مبتنی بر توسعه انسانی میپردازد.

در قسمتهای پایانی این مقاله آمده مثلث اصلی سوسیالیسم عبارت است از:
الف-مالکیت اجتماعی بر ابزار تولید
مالکیت اجتماعی بر ابزار تولید حیاتی است زیرا تنها راه حصول اطمینان از آن است که تولید اجتماعی و همگانی ما، به جای ارضاء نمودن اهداف شخصی سرمایهداران، گروههایی از افراد یا ماموران دولتی، ما را به سوی بهرهوری همگانی و اجتماعی هدایت مینماید. اما مالکیت اجتماعی همان مالکیت دولتی نیست. مالکیت دولتی میتواند پایهای برای شرکتهای سرمایهداری دولتی، شرکتهای سلسله مراتب مختلف سیاستمداران یا شرکتهایی باشد که در آنها گروههایی از کارگران (به جای جامعه به مثابه یک کل) منافع مهمی را از این داراییهای دولتی تصاحب میکنند. به هر حال، مالکیت اجتماعی مستلزم دموکراسی عمیقی است که در آن زحمتکشان هم به عنوان تولیدکنندگان و هم به عنوان اعضای جامعه در تصمیمگیری استفاده از نتایج کار اجتماعیمان به عنوان فاعل عمل میکنند.
ب- تولید اجتماعی سازماندهی شده به وسیله کارگران
تولید سازماندهی شده به وسیله کارگران، روابط جدیدی از همکاری و اتحاد در میان تولیدکنندگان ایجاد میکند. در برابر تولید سرمایهداری، این روابط به کارگران اجازه میدهد تا به «جدایی فلجکننده جسم و ذهن» و فقدان «هر گونه اختیار هم در فعالیتهای فکری و هم در فعالیتهای جسمی» که از جدایی سر و دست سرچشمه میگیرد، پایان دهند. تا زمانی که کارگران از توسعه ظرفیتهای خود از طریق ترکیب اندیشه و عمل در محیط کار بازداشته شوند، به عنوان انسانهای جدا شده و بیگانهای که لذت آنها شامل در اختیار داشتن و مصرف اشیاء خواهد بود، باقی خواهند ماند و اگر کارگران در محل کار تصمیم نگیرند و ظرفیتهای خود را توسعه ندهند، میتوانیم مطمئن باشیم که شخص دیگری این کار را انجام خواهد داد. دموکراسی مشارکتی و مستقیم در محل کار یک شرط ضروری برای توسعه کامل تولیدکنندگان است.
ج- برآورده کردن نیازها و اهداف همگانی
برآورده کردن نیازها و اهداف همگانی بر ویژگی اساسی فعالیت تولیدی ما بر پایه به رسمیت شناختن انسانیت مشترک و نیازهای ما به عنوان اعضای خانواده انسانی مبتنی است. از این رو، در این سیستم بر اهمیت فراتر رفتن از منافع شخصی جهت اندیشیدن به جامعه و زندگی اجتماعی تاکید میگردد. تا زمانی که فقط برای منافع شخصی خود تولید میکنیم، نگاه ما به سایر مردم چگونه است؟ واقعیت آن است که به عنوان رقیب یا به عنوان مشتری به آنها نگاه میکنیم، یعنی دیگران را به مثابه دشمنان خود یا به عنوان ابزارهایی برای رسیدن به اهداف خودمان میبینیم. از اینرو، بیگانه از هم جدا و عاجز باقی میمانیم. به جای برقراری ارتباط با سایرین از طریق یک رابطه مبادلهای (و در نتیجه تلاش برای به دست آوردن بهترین معامله ممکن برای خود)، هدف این ضلع سوم مثلث اصلی سوسیالیسم، ایجاد مناسباتی با دیگران است که تبلور وحدت انسان بر مبنای به رسمیت شناختن تفاوتها است.
امید است ترجمه و انتشار این مطالب بتواند برخی ابهامات و اغتشاشات فکری در میان طیفی از فعالان اجتماعی کشور را برطرف کرده و سهمی در ترویج آگاهی طبقاتی در میان کنشگران اجتماعی طرفدار یک جامعه آزاد و عادلانه و مبتنی بر توسعه انسانی و توسعه پایدار داشته باشد.
معرفی کتاب
سرمایهداری یا سوسیالیسم؟
(مسیر توسعه انسانی)
آدام بوث
ترجمه مسعود امیدی
نشر گلآذین ۹۶،
۱۵۲ صفحه
۱۶۰۰۰ تومان