محمد یونس کیست؟
مردی به دنبال تحقق بخشیدن به رویای «دنیایی بدون فقر تا سال ۲۰۵۰»
محمد یونس در سال ۱۹۴۰ در «چیتاکونگ»، شهری تجاری با نزدیک به ۳ میلیون نفر جمعیت در جنوب شرقی هند در بنگال شرقی (که در سال ۱۹۵۵ بخشی از پاکستان شد و در سال ۱۹۷۱ به بنگلادش تغییر نام یافت) متولد شد.
او سومین فرزند از ۱۴ فرزند خانواده بود که در خانهای کوچک همراه با آنان زندگی میکرد. پدرش مسلمانی دیندار بود که مالک و اداره کننده مغازه جواهرفروشی موفقی بود و بر ادامه تحصیل فرزندانش اصرار میورزید. یونس نیز پسربچهای مشتاق بود که در کنار تحصیل، به عکاسی و نقاشی میپرداخت. او به معلمی هم علاقه فراوانی داشت که با آموزش به برادران کوچکترش به آن پاسخ میگفت.
در سال ۱۹۶۱ پس از پایان یافتن تحصیلش در دانشگاه «داکا»، به همراه پدرش با وامی که از بانکی ایالتی گرفته بودند، شرکت بستهبندی و چاپی را راهاندازی کردند. با وجود موفقیت این شرکت، یونس که قصد ادامه تحصیل داشت، با دریافت بورسیه تحصیلی، در سال ۱۹۶۵ خانه را به مقصد آمریکا ترک کرد.
در سال ۱۹۷۰ پس از ازدواج با دانشجویی اصالتا روس، در شهری کوچک و آرام در ایالت تنسی آمریکا مستقر شد. در سال ۱۹۷۱، پس از جنگ کشورش با پاکستان، بنگلادش اعلام استقلال کرد و در پی آن یونس برای کمک به ساختن کشورش رهسپار خانه شد. پس از بازگشت به بنگلادش، او ابتدا به کمیسیون برنامهریزی در دولت جدید پیوست و سپس رئیس دپارتمان اقتصاد دانشگاه چیتاکونگ شد. در سال ۱۹۷۴ هنگامی که او در دانشگاه تئوریهای اقتصاد تدریس میکرد، قحطی در بنگلادش وسعت یافته بود.
در عین حال زمینهای مناسب کشاورزی نیز زیر کشت نمیرفت. او به همراه دانشجویانش در تلاش برای یافتن چرایی عدم استفاده زمینهای کشاورزی، شروع به بررسی روستاهای اطراف کرد و با راهاندازی پروژه توسعه روستایی دانشگاه چیتاکونگ بر فناوریهای سیستم آبیاری و کمک به روستاییان برای کشت برنج متمرکز شد. یونس در سال ۱۹۷۶ به یکی از شعبات محلی بانک دولتی «جاناتا» جهت دریافت وامهای کوچک به فقرا مراجعه کرد، اما مدیران بانک با اعلام اینکه فقرا سواد لازم برای پر کردن فرمهای ضروری بانک و توان تامین وثیقه موردنیاز را ندارند، درخواستش را رد کردند.
بهرغم اینکه او هیچ دوره آموزشی برای مدیریت بانک ندیده بود، بانک گرامین را برای اعطای وام و سایر خدمات بانکی بدون وثیقه به نیازمندان دارای مهارت با تمرکز بر زنان کمبضاعت تاسیس کرد. در واقع کم بودن میزان وام با دانش کم سرمایهگذاری فقرا سازگار بود.
تا اواخر دهه ۱۹۷۰، برنامه اعطای وام او برای برآورده کردن نیازهای فقرا به طور مستمر تغییر میکرد و رشدی سریع داشت. تا انتهای سال ۱۹۸۴، مجموعا ۱۳.۴ میلیون دلار وام به فقرا داده شده بود. یونس با بازسازی بانک گرامین به موسسهای مستقل به رشد شبکه بانکی در کشورش سرعت بخشید و خدماتش را به سایر کشورهای فقیر ازجمله مالزی، فیلیپین، هند، نپال و ویتنام گسترش داد و شروع به فعالیت در ایالتهای مختلف آمریکا کرد. او روشی نوین در بانکداری بنا نهاد که در خدمت فقراست و بر اساس اعتماد و همبستگی به کار و سرمایهگذاری میپردازد. وی به دنبال تحقق بخشیدن به رویایش است: «دنیایی بدون فقر تا سال ۲۰۵۰».
سازوکار به کار گرفته شده در بنیاد خیریه غیردولتی گرامین بر پایه تامین مالی خرد و خرده اعتبار است. سوال این است که آیا تامین مالی خرد شیوهای موثر است و آیا میبایست به عنوان مدل کسبوکار مورد بررسی قرار گیرد؟
منتقدان تامین مالی خرد اغلب اینگونه استدلال میکنند که چنین موسساتی چرخه فقر را تشدید میکنند، فرایندی که به «تله مرگ» برای وامگیرندگان شناخته میشود. با بررسی بیش از ۳۰۰۰ خانوار در ۸۷ روستای بنگلادش، مطالعات نشان داد یکسوم از خانوارهای روستایی عضو بیش از یکی از ۵۰۰ تامین کننده مالی خرد هستند و استقراض از منابع متعدد منجر به بدهی بیشتر و افزایش هزینههای آنان میگردد. تاثیر کلی تامین مالی خرد بر درآمد و نرخ فقر مشتریانش واضح نیست. همانطور که اثرات تامین مالی خرد بر معیارهای رفاه اجتماعی مانند آموزش، سلامت و توانمندسازی زنان کاملا روشن نشده است. تاکنون مطالعه جامعی که منافع و هزینههای این برنامه را مورد بررسی قرار دهد، انجام نشده است.