کسب و کار اجتماعی به سوی یک راه نو
چگونه میتوان در دوران رکود اشتغال و رونق ایجاد کرد؟
چگونه میتوان اشتغالی ایجاد کرد که همزمان هم به رشد اقتصادی کمک کرده و هم حقوق کارگران را رعایت کند؟ این پرسش اصلی کسبوکارهای اجتماعی است. تفاوت کسبوکار اجتماعی با کارآفرینی اقتصادی آن است که برخلاف کارآفرینی اقتصادی، فقط به فکر رشد و سودآوری کارفرما نیست بلکه به اشتغال و بهرهمندی کارگران از مزایای کار و اشتغال نیز فکر میکند. با توجه به درگیری چند ساله کشور ما با معضل رکود، عدم اشتغال و نیز ضعیف بودن بهرهمندی کارگران از مزایایی کار، رفاه و تامیناجتماعی، یکی از بهترین راهحلها برای خروج اقتصاد کشور از رکود، طراحی کسبوکارهای اجتماعی است. در این پرونده سعی کردهایم کسبوکار اجتماعی را معرفی کنیم و با توجه به موفقترین نمونههای جهانی و مهمترین متفکران این حوزه، به برخی از مهمترین کسبوکارهای اجتماعی در ایران بپردازیم.
چه باشد آنچه خوانندش «کسبوکار اجتماعی»
«هر معضل اجتماعی میتواند نقطه آغاز یک کسبوکار جدید باشد. برای رفع آن معضل اجتماعی و حل مساله باید خیلی جدی دست به تاسیس شرکتی خلاق و یا پروژهای پویا زد؛ شرکت یا پروژهای که از نظر اقتصادی روی پای خود بایستد و با حداکثر خلاقیت و طرحی دقیق به رفع مشکل مورد نظر ما در جامعه بپردازد.»
این جملات را محمد یونس، اقتصاددان بنگلادشی و برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۶ گفته و راهکارش هم «کسبوکار اجتماعی» است. یونس کسی است که توانست با تاسیس بانک گرامین و ۲۵ نهاد اجتماعی دیگر تا سال ۲۰۰۶ بیش از ۷ میلیون نفر از مردم بنگلادش را از فقر شدید نجات دهد. کارآفرینی اجتماعی، یعنی یافتن راهحلی نوآورانه برای مشکلات اجتماعی و این راهحل امروز تبدیل به یک مدل واقعی ایجاد کسبوکار در بسیاری از نقاط دنیا شده است. اما کسبوکار اجتماعی دقیقا چیست و چه ویژگیهایی دارد؟
موسسات مختلف، تعاریف نسبتا متفاوتی از بنگاه اجتماعی ارائه کردهاند، اما در همه این تعاریف، اجتماعی بودن هدف اصلی و مشترک است. محمد یونس معتقد است در کسبوکارهای اجتماعی، تجارت (فروش محصولات/خدمات) هدف اصلی نیست بلکه تنها ابزاری برای تضمین پایداری سازمان و تحقق بهتر و گستردهتر ماموریت اجتماعی آن است. وی معتقد است کسبوکار اجتماعی تعریف محدودی دارد و شناسایی نکردن مرزهای مشخص میتواند مفهوم کارآفرینی اجتماعی را آنقدر بسط دهد که تبدیل به عبارتی لوث و بیمعنا شود. در ادامه به شاخصههای اصلی این کسبوکار میپردازیم:
مهمترین وجه تمایز کسبوکار اجتماعی با سایر فعالیتهای اقتصادی
هدف اصلی کارآفرینان اجتماعی بیشتر تاثیر مثبت بر جامعه و محیطزیست است تا بیشینه کردن سود برای صاحبان شرکت و سهامداران؛ آنها میخواهند بر یک یا چند مشکل اجتماعی نظیر فقر، آموزش، بهداشت، محیطزیست و ... غلبه کنند. بازار در شکل فعلیاش برای بیشینه کردن سود طراحی شده نه حل یک مشکل اجتماعی.
با افزایش شکاف بین فقیر و غنی در جهان و همچنین افزایش آلودگیهای زیستمحیطی به این مدل کسب درآمد توجه بیشتری شده است. این کسبوکار شور و شوق یک رسالت اجتماعی را با بینش تجاری و بازرگانی ترکیب میکند، اما شرکتی که هدف اصلی تاسیس آن کسب سود حداکثری برای صاحبانشان باشد حتی اگر فعالیتهای اجتماعی هم انجام دهند، کسبوکار اجتماعی انجام نداده است. بیل گیتس هر سال میلیونها دلار به بنیادهای خیریه کمک مالی میکند، اما تجارت او یک کسبوکار اجتماعی محسوب نمیشود.
از نظر اقتصادی خودگردان هستند
پروژه کسبوکارهای اجتماعی میتواند متعلق به یک نفر و یا مشترک با چند نفر و حتی متعلق به دولت و یا یک موسسه خیریه باشد تنها به شرطی که از نظر اقتصادی به صورت خودگردان اداره شود. باید تمامی هزینههای خود را از طریق فروش محصولات یا خدمات، تامین کنند، نه اینکه مدام از بیرون مجموعه به آن پول تزریق شود.
با خیریهها تفاوت دارند
هر فعالیتی که هدف مثبتی به همراه داشته باشد را نمیتوان کارآفرینی اجتماعی نامید. بسیاری از کارها ارزش اجتماعی بالایی دارند، اما کسبوکار اجتماعی نیستند. سازمانهای خیریه بهرغم آنکه هدف آنها مطلقا هدفی اجتماعی است به علت آنکه از لحاظ اقتصادی خودگردان نیستند و هزینههای آنها از طریق دریافت کمکها و هدایای مردمی و دولتی، تامین میشود، مشمول تعریف کسبوکار اجتماعی نمیشوند. همچنین بر خلاف خیریهها سرمایهگذاران در کسبوکار اجتماعی سرمایه خود را پس از مدتی پس میگیرند.
در کسبوکار اجتماعی سود وجود دارد
هر شرکتی برای ادامه فعالیتهای خود به پول نیاز دارد، پس سودآوری برای کسبوکار اجتماعی مهم است. کسبوکار اجتماعی هرجایی که لازم است، بدون چشمپوشی از اهداف اجتماعی باید سودآور باشد، به دو دلیل: نخست برای اینکه پول سرمایهگذاران را به آنان بپردازد. دوم، برای اینکه از اهداف اجتماعی درازمدت حمایت کند، پس کارآفرینان اجتماعی هیج مشکلی با کسب درآمد ندارند.
سود کسبوکار اجتماعی چه میشود؟
سود حاصل از کسبوکار بین صاحبان کسبوکار تقسیم نمیشود بلکه در خود کار سرمایهگذاری میشود. کسبوکار اجتماعی نوعی تجارت است که برای رسیدن به یک هدف اجتماعی طراحی شده است. در این نوع تجارت سود سهام وجود دارد. شرکت محصولات را با قیمتی میفروشد که بتواند خود را تامین کند. صاحبان شرکت میتوانند منابعی که سرمایهگذاری کردهاند را در طول یک دوره زمانی دریافت کنند. اما هیچ درآمدی به سرمایهگذاران به شکل سود تعلق نمیگیرد. تمامی سودی که برای کسبوکار اجتماعی حاصل میشود باید برای گسترش و بهبود اثرگذاری اجتماعی در همان کسبوکار اجتماعی یا کسبوکار اجتماعی دیگر، سرمایهگذاری شود.

در کسبوکار اجتماعی رقابت وجود دارد
کسبوکارهای اجتماعی با هم نیز رقابت میکنند، اما با وجود رقابت با هم دوست و از یکدیگر میآموزند؛ چراکه ورود چند کسبوکار اجتماعی در یک حیطه بازار به هدف آنها که خدمت اجتماعی است کمک میکند، در حالیکه اگر هدف آنها بیشینهسازی سود باشد ممکن است از ورود رقیب متضرر شوند و در نتیجه این امر باعث نگرانیشان شود.
کسبوکار اجتماعی دوستدار محیطزیست است
در کسبوکار اجتماعی نسبت به سلامت و محیطزیست دغدغهای وجود دارد، بنابراین فعالیتهای آن نباید آثار منفی زیستمحیطی داشته باشد. در کارآفرینی اجتماعی سعی میکنند تا حد امکان از انرژیهای پاک استفاده کنند، بنابراین ایجاد یک کسبوکار آلاینده و یا مضر برای سلامت عمومی جامعه یک کارآفرینی اجتماعی به حساب نمیآید.
شرایط کارگران در این کسبوکار
افرادی که در کسبوکار اجتماعی فعالیت میکنند باید از حقوقی برابر با دیگر کسبوکارها و شرایط کاری بهتر بهرهمند باشند. یکی از اصلیترین مخاطبان کسبوکار اجتماعی فقرا، معلولین و کسانی هستند که به دلایل گوناگون نتوانستهاند نیروی کار خود را در بازار عرضه کنند. شرایط این کارجویان نباید بهانهای برای استثمار بیشتر آنها باشد بلکه باید به حقوقشان توجه ویژهای شود.
آیا کارآفرینی اجتماعی یک مد زودگذر است؟
اصطلاح کارآفرین اجتماعی تنها در ۱۰ تا ۱۸ سال اخیر رواج یافته، اما یک مُد گذار و باب روز نیست بلکه مصادیق کارآفرینی اجتماعی سابقهای طولانیتر دارد. در کشور ما کارآفرینان اجتماعی، چون جبار باغچهبان (موسس اولین مدرسه ناشنوایان ایران) و یا ارسن میناسیان (موسس اولین خانه سالمندان ایران) توانستند با وجود چالشهای زیاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مرهمی برای دردهای جامعه بیابند و انگیزهای برای برداشتن اولین گامها در این راه شدند. پروژههایی مثل ایجاد کتابخانه در مناطق محروم، اجرای ایدههای خلاقانه اشتغالزایی برای زنان و جوانان، حفظ محیطزیست، آموزش کودکان، راهاندازی کسبوکارهای اجتماعی و متناسبسازی فضای شهری برای شهروندان معلول یا دارای نیازهای ویژه یک برنامه بلندمدت در راه رسیدن به توسعه پایدار است.