قلمرو رفاه

قانون به قلم توانگران

اگنس‌دیتون در کتاب «فرار بزرگ» چه می‌گوید و چه نمی‌گوید؟

22 مهر 1404 - 06:00 | اندیشه انتقادی
آوات رضانیا
آوات رضانیا

دیتون در کتاب «فرار بزرگ» به فرار افراد و جوامع از ورطه فقر و نابرابری می‌پردازد. وی در محدوده مفاهیم اقتصادی هم نابرابری را طبیعی می‌انگارد و هم نگران جهانی است که قوانین آن توسط ثروتمندان نوشته می‌شود، با این وجود به این مساله بی‌توجه است که در سرمایه‌داری متأخر، فرار بزرگ برای بسیاری از افراد امکان‌پذیر نیست.

انگس دیتون اقتصاددان اسکاتلندی-آمریکایی و استاد دانشگاه پرینستون آمریکا است که در سال ۲۰۱۵ جایزه نوبل را برای سه دهه مطالعه و تحقیقات در حوزه درآمد، هزینه، رفاه، فقر و سلامت دریافت کرده است. کتاب «فرار بزرگ» به رابطه بین سلامت و ثروت و نقش آنها در شکل‌گیری شکاف‌ها و نابرابری‌ها می‌پردازد. در واقع دیتون در این کتاب بر تضاد‌ها و تعارض‌های ذاتی مدرنیته تاکید می‌کند. مدرنیته که با خود سلامت و پیشرفت را به همراه آورده و این امکان را به برخی از افراد داده تا از فقر و بیماری فرار کنند، در مقابل باعث افزایش نابرابری و تعمیق فقر در مناطق دیگر جهان شده است.

مارشال برمن در کتاب «تجربه مدرنیته» به خوبی این امر را تشریح می‌کند. وی از مارکس نقل می‌کند که «هر چیز سفت و سختی دود می‌شود و به هوا می‌رود». مدرنیته با تغییر مداوم شناخته می‌شود، تغییری که تا به حال به گونه‌ای فهم و درک شده که گویی رو به سوی پیشرفت و سلامت و کاهش فقر دارد.

بر این اساس کتاب انگس دیتون دقیقا در چارچوب و پارادایمی نوشته شده که باور به مدرنیته به مثابه پیشرفت و توسعه دارد. با این وجود، دیتون تا حدودی جنبه‌های منفی و روی دیگر مدرنیته را هم در نظر گرفته است. عنوان «فرار بزرگ» در کتاب، به نوعی فرایند توسعه و پیشرفت در دوران مدرن را امری ارادی می‌داند. فرار از شرایط طاقت‌فرسای فقر و بیماری و نابرابری، تصمیم ارادی بشریت به پیشرفت است. این باور دیتون ما را به یاد تعریف کانت از روشنگری می‌اندازد. کانت در تعریف روشنگری می‌گوید که روشنگری فرار و خروج انسان از نادانی خودخواسته است. برای دیتون هم فرار بزرگ، فرار خودخواسته و ارادی بشریت از فقر، بیماری‌ها، مشکلات بهداشتی و رنج به سوی رفاه، سلامت و توسعه و پیشرفت است. اما این فرار اگرچه برای کسانی که موفق به فرار شده‌اند، پیامد‌های مثبتی داشته، اما به جاماندگانی هم وجود دارند و اتفاقا نمی‌توان بدون گفتن داستان به جا‌ماندگان، داستان فرار را نوشت.

دیتون عنوان کتابش را از فیلمی با همین نام از جان استرجر (John Sturges) گرفته که در سال ۱۹۶۳ تولید شده و داستان هفتاد و هشت زندانی انگلیسی را روایت می‌کند که در کشور آلمان زندانی هستند و تلاش می‌کنند تا فرار کنند. در نهایت اکثر این افراد دستگیر می‌شوند و عده کمی موفق به فرار می‌شوند. در فیلم افرادی که موفق به فرار نمی‌شوند بسیار وضعیت اسفباری پیدا می‌کنند و با شکنجه و مرگ مواجه می‌شوند. این امر در مورد فرار بزرگ دیتون هم صادق است. شکاف بزرگی از نابرابری در حوزه‌های مختلف زندگی بین کشور‌های ثرتمند و کشور‌های فقیر شکل گرفته و جوامع توسعه یافته در فرار خود از منابع و ثروت‌های کشور‌های توسعه‌نیافته استفاده کرده‌اند و نقش مهمی در تداوم فقر و وضعیت نامطلوب بهداشتی و درمانی در این کشور‌ها دارند. به همین دلیل است که کشور‌های توسعه‌یافته برای آرام ساختن وجدان معذب خود، به کشور‌های فقیر کمک‌های نقدی ارائه می‌کنند. امری که دیتون به‌شدت با آن مخالف است.

دیتون بر این باور است که این کمک‌ها به دست مردم فقیر و نیازمند نمی‌رسد و در دست صاحبان قدرتمند در این کشور‌ها باقی می‌ماند و باعث ظهور دیکتاتوری‌ها، کودتا‌ها و باند‌های تروریستی و انواع نابهنجاری‌ها می‌شود. دیتون همچنین در مورد سلامت بر این باور است که پیشرفت اقتصادی رابطه چندان محکمی با سلامت و بهبود شرایط بهداشتی ندارد. نجات جان انسان‌ها در کشور‌های فقیر هزینه زیادی ندارد و در کشور‌هایی مانند هند و چین، باوجود عدم رشد درآمد و فقر گسترده، ما شاهد موارد زیادی از بهبود شرایط بهداشتی و سلامت مردم بوده‌ایم. او معتقد است که همبستگی مقطعی بین سلامت و درآمد، ناشی از تنوع در کیفیت نهاد‌ها بوده، درحالی‌که در طول زمان هم بهبود شرایط بهداشت و سلامت و هم افزایش درآمد و رشد اقتصادی درنتیجه پیشرفت در دانش اتفاق افتاده‌اند.

دیتون بر رابطه بین رشد اقتصادی و کاهش فقر در سراسر جهان اذعان دارد، اما معتقد است که کاهش فقر در کشور‌های مختلف به شکلی نابرابر اتفاق افتاده و بعضی از کشور‌ها مانند آمریکا و کشور‌های اروپای غربی سهم بیشتری دارند. همچنین رشد اقتصادی دو کشور چین و هند تاثیر زیادی بر کاهش نابرابری در آمار جهانی داشته است. با این وجود این‌گونه نیست که تمامی کشور‌ها روند کاهشی فقر را طی کرده باشند. دیتون نابرابری را امری طبیعی در نظر می‌گیرد و حتی آن را به عنوان نشانه موفقیت برنامه‌های رشد می‌داند و بر این اساس «به نابرابری عشق می‌ورزد». اگرچه دیتون در جایی دیگر، پس از دریافت جایزه نوبل در کنفرانس خبری دانشگاه پرینستون، گفت: «من نگران جهانی هستم که در آن، قوانین را ثروتمندان می‌نویسند». به نظر می‌رسد که دیتون خود در تعارض بزرگی گرفتار شده است.

او از یک‌طرف از این امر خوشحال است که در یک کشور توسعه‌یافته و در شرایطی به دنیا آمده که امکان تحصیل علم و ثروت برای او فراهم بوده است. دیتون اگرچه برخلاف بسیاری از اقتصاددانان نئولیبرال که قائل به بیرون انداختن بحث نابرابری از اقتصاد هستند، نابرابری را موضوع اصلی کتابش قرار داده، اما راهکاری برای کاهش این نابرابری ارائه نمی‌کند که ریشه در خود جوامع فقیر داشته باشد. نگاه شرق‌شناسانه‌ای که او به کشور‌های فقیر و توسعه‌نیافته دارد، در راهکار‌هایی که ارائه می‌کند به خوبی آشکار است. او هنگامی که کمک‌های مالی مستقیم به کشور‌های فقیر را مورد نقد قرار می‌دهد، پیشنهاد‌های جایگزینی ارائه می‌کند، از جمله اصلاح مشوق‌ها به شرکت‌های دارویی و رفع محدودیت‌های تجاری برای کشور‌های فقیر و بر این باور است که این کار به کشور‌های در حال توسعه این امکان را می‌دهد که فرار بزرگ خود را ممکن کنند.

دیتون همچنان که به نابرابری عشق می‌ورزد، نگرانی خود را در مورد کاهش رشد در کشور محل زندگی‌اش، آمریکا و دیگر کشور‌های توسعه‌یافته نشان می‌دهد. آمریکا اگرچه موفقیت‌هایی را در زمینه ثروت و سلامت به دست آورده، اما در حال حاضر با مسائل زیادی مواجه است و رشد کم و افزایش نابرابری را تجربه می‌کنند. او می‌نویسد: «رشد اقتصادی، موتور فرار از فقر و فلاکت مادی است. لکن رشد اقتصادی در دنیای ثروتمند، رو به کندی گذاشته است. رشد در دهه اخیر نسبت به دهه قبلی کاهش داشته و تقریبا در همه جا این افت رشد با افزایش نابرابری همراه بوده است». او بر این باور است که رشد کند و یا توقف رشد همیشه با گسترش نابرابری و منازعات توزیع ثروت همراه است. هر چند او هنوز خوشبینی خود را حفظ کرده و به‌رغم هشدار‌هایی که در مورد کاهش رشد و احتمال ظهور بیماری‌های اپیدمیک می‌دهد، اما معتقد است که عشق به فرار در همه ما ریشه دوانده است.

دیتون در کتاب «فرار بزرگ»، اگرچه به تحلیلی تاریخی از پیشرفت و رشد ثروت و سلامتی می‌پردازند و عوامل اجتماعی و سیاسی را در تحلیل‌های خود وارد می‌کند، اما مواظب است و ترجیح می‌دهد که چندان از اقتصاد دور نشود. او وقتی که در مورد نابرابری و خاستگاه‌های آن صحبت می‌کند، هیچ اشاره‌ای به این ندارد که فقر و عقب‌ماندگی و شرایط نامطلوب بهداشتی در همه کشور‌ها و از جمله کشور‌های در حال توسعه، در حال افزایش است. او ترجیح می‌دهد اشاره‌ای به فقرا و حاشیه‌نشینان و بی‌خانمان‌های نیویورک و لندن نداشته باشد.

دیتون به این موضوع نمی‌پردازد که پیشرفت و رشد اقتصادی در سرمایه‌داری متأخر، در خدمت تعداد کمی از جمعیت جهان است و فرار را برای بخش زیادی از مردم جهان ناممکن کرده است. اشاره‌ای به کوچک شدن طبقه متوسط و افزایش شکاف بین ثروتمندان و فقرا ندارد. اشاره‌ای به نتایج زیست‌محیطی رشد اقتصادی نئولیبرال و اثرات فاجعه‌بار آنها برای سلامتی همه ساکنان زمین ندارد. او هنگامی که نگرانی خود را ابراز می‌کند، صرفا در مورد احتمال‌هایی هشدار می‌دهد که وقوع‌شان قطعی نیست. این در حالی است که با ادامه وضعیت فعلی در جهان، تخریب محیط‌زیست وسعت بیشتری گرفته و به صورت قطعی، در آینده گریبانگیر همه ما خواهد شد. سیاست‌های جنگ‌طلبانه هم‌اکنون در جهان باعث نابودی کشور سوریه و قسمت‌هایی از عراق و افغانستان شده و فقر در کشور‌های آفریقایی و خاورمیانه در حال افزایش است؛ امری که ترکش‌های آن به صورت بحران مهاجرت، به کشور‌های توسعه‌یافته برمی‌گردد.

در واقع نوع فراری که دیتون به آن خوشبین و معتقد بوده و در همه ما ریشه دوانده است، بیش از هرچیز در نوعی مبارزه علیه نابرابری و بی‌عدالتی است و ریشه در اقتصاد سیاسی دارد.

معرفی کتاب

فرار بزرگ

انگس دیتون

مترجم: محمدرضافرهادی‌پور

موسسه عالی پژوهش ۱۳۹۶