چرا زنان بسیاری کسبوکارهای اجتماعی را رهبری میکنند؟
زنان به کار در شرکتهای اجتماعی جذب میشوند زیرا محیطی است که میتوانند به تعادل کار و زندگی مطلوبی دست پیدا کنند
تحقیقات نشان میدهد برخی ویژگیها و تجربههای زنانه ممکن است در انتخاب آنها برای تبدیل شدن به کارآفرین اجتماعی دخیل باشد. زنان به کار در شرکتهای اجتماعی جذب میشوند زیرا محیطی است که میتوانند به تعادل کار و زندگی مطلوبی دست پیدا کنند. به نظر میرسد کسبوکارهای اجتماعی میبایست کاری برای تقویت تعادل جنسیتی در رهبری و نیروی کارش انجام دهند. مدل سازمان اجتماعی همچنان به جذب زنان در شمار بزرگتری ادامه میدهد. در حال حاضر ۳۸% خطرپذیریهای اجتماعی را زنان رهبری میکنند در حالی که در کسبوکارهای مرسوم نسبت مردان بیش از دوبرابر زنان است. پس چرا زنان کارآفرین بیشتری کسبوکار اجتماعی را در مقایسه با مدلهای کسبوکار سنتی انتخاب میکنند؟
بررسی تفاوتهای میان مردان و زنان در راهاندازی شرکتهای نوپا میتواند به روشن شدن این موضوع کمک کند. کارشناسان بنیاد کارآفرینی اجتماعی، صفات کارآفرین اجتماعی موفق را اینگونه توصیف میکنند: خلاق، فرصتطلب، مشتاق، متمرکز، ارتباط برقرار کننده خوب، معاشرتی، ریسکپذیر، باانگیزه، مصمم، رهبری قوی و کاردان، در عین حال متخصص در زمینه مورد نظر و خودباور. تطابق داشتن با هر یک از این معیارها به ندرت روی میدهد. ترکیب بیپایانی از این خصایص وجود دارد که مطمئنا مختص به جنسیت خاصی نیست. مطالعات متعددی نشان میدهد کارآفرینان موفق، بدون در نظر گرفتن جنسیت، در بیشتر موارد شبیه هم هستند. با این وجود، اکثر شواهد (مبتنی بر تحقیق و مشاهده) به برخی تفاوتها میان مردان و زنان هنگامی که بحث به کسبوکار میرسد، اشاره دارد.
رویکرد به ریسک و رشد
مردان تمایل دارند تحقیقات بیشتری برای شناسایی فرصتهای تجاری انجام دهند و احتمال بیشتری وجود دارد تا کسبوکاری با سود شروع کنند و در ذهن انتظارات بیشتری از لحاظ پول، اندازه و نرخ رشد برای تجارت خود دارند. در میان کارآفرینان مرد، بزرگ فکر کردن و پذیرش ریسک رایجتر است. زنان اغلب کسبوکارهایی راهاندازی میکنند تا تعادل بهتری در کار و زندگی خانوادگی به دست آورند؛ ثروت هدف اولیه یا محرک اصلی آنان نیست. زنان تمایل دارند فرصتهایی با ریسک کمتر، بازدههای کمتر، تعداد کارکنان کمتر و به لحاظ جغرافیایی پایگاه مشتریان محلی و متمرکز را انتخاب کنند. بهرغم مسیرهای رشد محدودتر، محتملتر است صاحبان مشاغلی که زن هستند درآمد مثبت کسب کنند و به کارکنان مزایای خانوادهپسند از قبیل ساعت کاری منعطف وشغل اشتراکی و دورکاری پیشنهاد دهند.
دسترسی به امور مالی
بر اساس مطالعات، تقریبا نیمی از زنان (۴۵%) در مقایسه با ۳۶% از مردان، دسترسی به امور مالی را به عنوان مانعی برای راهاندازی یک شرکت گزارش کردهاند. کارآفرینان مرد بیشتر تمایل دارند به سراغ سرمایهگذاری خارجی از طریق نزدیک شدن به سرمایهگذاران خطرپذیر یا بانکها بروند که به کسب سرمایه بیشتر برای تامین مالی کسبوکارشان میانجامد. سرمایهگذاری جسورانه همچنان تحت سلطه مردان است با سرمایهدارانی که عمدتا در شرکتهای فناورانه، سرمایهگذاری میکنند. شرکتهایی که کمتر احتمال دارد توسط زنان تاسیس شده باشند. زنان نسبت به مردان کسبوکارهای خود را با مقدار سرمایه به طور قابل ملاحظه کمتری راهاندازی میکنند و منابع داخلی مانند استقراض از خانواده و شبکههای شخصی یا تکیه بر کمکهای مالی را ترجیح میدهند. شواهد نیز نشان میدهد سرمایهگذاری خارجی به تعداد بسیار اندکی از سرمایهگذاران و فرشتگان کسبوکار زن محدود است که برای زنان مانع بیشتری جهت کسب سرمایه از طریق این راهها ایجاد میکند.
اعتماد به نفس
گزارش بانک سلطنتی اسکاتلند، سرمایه کارآفرینانه را به عنوان ترکیبی از سرمایه انسانی (تحصیلات، تجربه) و سرمایه اجتماعی (شبکهها) و سرمایه مالی (درآمد، پسانداز، وثیقه) تعریف میکند. مطابق این گزارش معمولا زنان به طور کلی با سطوح کمتری از سرمایه کارآفرینانه به مالکیت کسبوکار قدم میگذارند. همراه با فقدان مدلهای مربوط به نقش زنان، آنان اعتماد به نفس کمتری حتی در مقایسه با مردانی با سرمایه کارآفرینانه مشابه دارند. با نگاه به مشخصات این مدل- شهرت و اعتبار برای همکاری و نوآوری، با هدف ایجاد پیامدهای مثبت برای کارکنان و مشتریان و اجتماع، از طریق محبوبیت روزافزون منابع مالی جایگزین دموکراتیک مانند جذب سرمایه جمعی- چرایی جذابیت شروع یک سرمایهگذاری اجتماعی برای هر دو نوع جنسیت آشکار میشود. چرا بیان این تفاوتها مهم و معنادار است؟ این تفاوتها میتواند برای توضیح اینکه چرا کسبوکار اجتماعی به راهی سوق مییابد که زنان میخواهند در آن کسبوکار داشته باشند، به کار گرفته شود. این موضوع همچنین کمک میکند تا موانعی را که هنوز در برابر زنان قرار دارد، شناسایی کرده و چگونگی تشویق زنان در این بخش و پشتیبانی موثر از آنان هنگام سقوط در سراشیبی را شکل دهیم. سهم بخش صنعت اجتماعی در اقتصاد انگلستان، ارزشی بیش از ۲۴ میلیارد پوند دارد. با حمایت از کارآفرینان اجتماعی زن در راه صحیح، میتوانیم شاهد رشد بیشتر این بخش باشیم.