قلمرو رفاه

حال و روز دموکراسی

آیا دموکرات نامیدن خود معنایی دارد و شما این کلمه را چگونه تفسیر می‌کنید؟

06 آبان 1404 - 06:00 | مرور فرهنگ
مرضیه طائب
مرضیه طائب
ناشر فرانسوی در پیشگفتار کتاب «حال و روز دموکراسی» درباره سبک و سیاق این کتاب و چگونگی شکلگیری ایده آن نوشته است: «در سالهای دهه 1920، لا روولوسیون سوررئالیست در چند شماره از همکارانش درخواست کرد تا حرف تازهای برای گفتن درباره موضوعهایی پیدا کنند که در آن زمان به نظر میآمد هر چیز گفتنی درباره آنها گفته شده بود؛ عشق، خودکشی، معامله با شیطان و چیزهایی از این دست.» 

در نتیجه «حال و روز دموکراسی» حول محور این ایده مرکزی شکل گرفته که باید نگاهی تازه بدیهیات و مفاهیم تقدیس شده در جهان امروز بیندازیم و پیشفرضهای خود در خصوص آن را به چالش بکشانیم. جورجو آگامبن نیز در بازاندیشی خود از مفهوم دموکراسی، با ارائه توضیحی کوتاه درباره معنای متعدد و متکثر آنچه امروز دموکراسی خوانده میشود، از دموکراسی به سان طنین یک نُت فالش یاد میکند که به خاطر داشتن تضادی درونی، هر کاربرد و استفادهای از آن مخاطبانش را با بدفهمی مواجه میکند.

او نیز همچون بدیو با نگاهی انتقادی به این مفهوم، ریشه این تضاد را در برتری غالب حکومت و اقتصاد بر حاکمیت مردم و به خدمت درآوردن همین حاکمیت عمومی (که گویی امروزه از معنا تهی شده) برای نیل به اهداف اقتصادی میداند و مینویسد: «دموکراسیهای غربی شاید دارند بهای میراثی را میدهند که در مدتی طولانی به خودشان زحمت ندادهاند نگاهی دقیق به آن بیندازند. فکر کردن به حکومت بهسان قدرت اجرایی صرف یک اشتباه و یکی از پرپیامدترین خطاهایی است که تا به حال در تاریخ سیاست غربی انجام شده است.»

به طور کلی، با وجود اینکه کتاب «حال و روز دموکراسی» پاسخ 8 متفکر مارکسیست معاصر به پرسش «آیا دموکرات نامیدن خود معنایی دارد و شما این کلمه را چگونه تفسیر میکنید؟» است و شیوه هر یک از این متفکران در تفسیر دموکراسی متفاوت است، در تمامی این یادداشتها بنمایهای مشترک میتوان دید که ایده بنیادی کتاب حاضر در فرم و محتوا را میسازد.

دموکراسی به شیوهای که در این کتاب در اندیشه جورجیو آگامبن، آلن بدیو، دنیل بنسعید، وندی براون، ژان لوک نانسی، ژاک رانسیر، کریستین راس و اسلاوی ژیژک مطرح میشود، تنها مفهومی است برای مشخص کردن جایگاه آن در جامعه کنونی و موضعگیری این متفکران در برابر آن است، نه معیاری برای تشخیص سره از ناسره و بررسی ماهیت حکومتها به وسیله آن.

همه این اندیشمندان با شیوهها و رویکردهای متفاوت خود در نهایت به یک تضاد درونی در دموکراسی میرسند که از طریق آن حقانیت و کارکرد مثبت آن در جوامع کنونی را زیر سوال میبرند؛ دموکراسی به عنوان سیستمی برای بخشی از مردم، نه تمام آنها.

پس همانطور که میبینیم طبق گفته ناشر فرانسوی کتاب حاضر هیچ تعریف و معیاری از دموکراسی به مخاطب خود نمیدهد و همچنین هیچ راهنمایی برای دموکراتها فراهم نمیآورد.