کتابخانه قلمرو رفاه | در جستجوی نسبت مارکسیسم و فمنیسم
کتاب مارکس، درباره جنسیت و خانواده نوشته هتر براون، سعی دارد با نگاهی به کلیت آثار مارکس، مبنایی تازه از رابطه میان فمینسم و مارکسیسم به دست دهد
جنبشهای عدالتطلبانه در حوزه کار و جنسیت، همیشه همسویی مبهم و سوالبرانگیزی داشتهاند؛ به این معنا که فمنیستهای سوسیالیست ناگزیر به پاسخگویی به پرسشهای دشواری به هر دو نحله فکری بودهاند؛ آیا استبداد طبقاتی از استبداد جنسیتی نشات میگیرد یا برعکس؟ روشن کردن رابطه میان این دو در قرن بیستم مسیرهای بسیار متفاوتی را پیشروی نظریههای مارکسیستی و فمنیستی به وجود آورد که اوج آن در دهههای 70 و 80 قابل مشاهده است.
در دهههای پایانی قرن بیستم، بسیاری از فمنیستهای رادیکال سعی داشتند نسبت میان خود و سوسیالیسم را روشن کنند. با این حساب، سروکله مارکس همیشه در آثار آنان پیدا بود. همانطور که مترجمان کتاب در مقدمه فارسی آوردهاند، نسبت مارکسیسم و فمینسم در این دوره در خلال چند سرفصل مشخص میشود؛ تز زنانگی در نسبت با مساله بیگانگی، تز ستم مبتنی بر رابطه کار خانگی با بازتولید نیروی کار، تز مبتنی بر ایدئولوژی مستقل از شیوه تولید و تز ستم مبتنی بر تقسیم کار ذهنی و یدی.
در این خصوص، اگر مارکس مبنا قرار گیرد، پژوهشگران ناگزیر از توضیح رابطه مفاهیم کاربردی مارکسیستی در خصوص جنسیت هستند؛ مفاهیمی چون از خودبیگانگی و شیءشدگی. خود مارکس به عنوان مهمترین منتقد شیوه تولید سرمایهدارانه فاقد اثری جامع در خصوص جنسبت است، اما انگلس، دوست و یاور همیشگیاش کتابی دارد تحت عنوان منشا خانواده، که بسیاری به طور طبیعی استدلالهای آن را به مارکس نیز نسبت دادهاند.
اما دیری نپایید که این نظرگاه به چالش کشیده شد، خصوصا زمانی که یادداشتهای قومشناسانه مارکس، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرد و تفاوتهای دیدگاه مارکس در نسبت با جنسیت و شیوههای انقیادی آن با فدریش انگلس تا حدودی آشکار شد. کتاب مارکس، درباره جنسیت و خانواده نوشته هتر براون، سعی دارد با نگاهی به کلیت آثار مارکس، مبنایی تازه از رابطه میان فمینسم و مارکسیسم به دست دهد. در عین حال، مترجمان در مقدمهای سعی داشتهاند تا حدود زیادی پیشنیه بحث را برای مخاطبان روشن کنند.
مارکس درباره جنسیت و خانواده
نویسنده: هتر براون
مترجم: فرزانه راجی و فریدا آفاری
نشر و پژوهش شیرازه، مطالعات زنان
۳۵۹ صفحه